برترین رمان های امروز

دانلود رمان بد خون

رمان بد خونمهدیس

 دانلود رمان اسیر دست غرور

رمان اسیر دست غرور نگار قادری

دانلود رمان پوکر

رمان پوکرحوا م.فراهانی

دانلود رمان تابستان لاکچری

رمان تابستان لاکچریسحر

دانلود رمان هوس و گرما

رمان هوس و گرمامهلا علی راد

دانلود رمان عشق شيطون من

رمان عشق شیطون من نیلوفر جعفری

دانلود رمان در انتظار آرامش

رمان در انتظار آرامشmohaddese989

دانلود رمان نمایشنامه بهشت پوشالی

رمان بهشت پوشالیثمین

دانلود رمان دکتر خشن

رمان دکتر خشنمرضیه

فروش رمان رمان قلب زخمی

فروش رمان رمان قلب زخمی

معرفی رمان یا خلاصه رمان قلب زخمی

رمان قلب زخمی در مورد دختریه به اسم بهار که ازبچه گی سختی های زیادی رو تحمل میکنه، عاشق میشه ولی به اصرار پدرش با کسی ازدواج میکنه که هیچ احساسی بهش نداره ولی دست تقدیر دوباره عشق شو جلو روش قرار میده و اکنون ادامه ماجرا……..

نویسنده  قوی معصومه دارینی نیز پشت این رمان  هستش که از خوندنش  لذت میبرین

چند  قسمت از رمان قلب زخمیرو قبل  خرید بخوانید

رمان قلب زخمی

رمان قلب زخمی
قسمت اول

بهار: ساعت نزدیک ۱۱ ظهر بود منتظر بودم که مصطفی از شیراز برگرده. با صدای ترمز ماشین شوهر عمه به طرف در دویدم و با دیدن مصطفی و مرتضی و عمه نجمه کلی ذوق کردم و گفتم:
_سلام مصطفی

رمان فلب زخمی
مصطفی:_ سلام به به بهار خانم، خوبی دختردایی؟
بهار:_ ممنون خوبم، تو چطوری؟ بی بی گفت برم نون وایی.میای بریم؟
مصطفی :_ آره میام بهار جان.بزار یه آبی به دست و صورتم بزنم، سریع اومدم
بهار:_ باشه، پس من جلو در منتظر میمانم
مصطفی:_ باشه زود میام

رمان فلب زخمی
بهار: با مصطفی به طرف نون وایی راه افتادیم. بهار ۹ ساله و مصطفی ۱۰ ساله.موقع رد شدن از خیابون دست مصطفی رو محکم گرفته بودم. گفتم:_مصطفی وایستا
مصطفی گفت:_ نه بابا، ماشینه ببینه داریم رد میشیم میزنه روی ترمز
بهار: یهو صدایی وحشتناک اومد.نیسان آبی ترمز شدیدی کرد که انگار لاستیکش ترکید، وحشت زده به نیسان نگاه کردم مردی چاق و میانسال با سبیل های دسته دوچرخه ای داد زد:_هوووووووووی عمو، چه طرز رد شدن از خیابونه؟

رمان فلب زخمی
بهار: فکر کنم متوجه ترکیدن لاستیک ماشینش نشد.چون تا اومد گاز ماشین رو بگیره لاستیک انگار میخواست بزنه از ماشین بیرون که با هول فرمون ماشین رو به گوشه ای کشید.مصطفی دستم رو گرفت و گفت:_بهار بدو بریم. فقط بدو. پشت سرتم نگاه نکن

رمان قلب زخمی
بهار:_ دست در دست مصطفی یک نفس میدویدیم. به در خونه که رسیدیم بدون اینکه نونی خریده باشیم در رو باز کردم و بدو بدو رفتیم توی حیاط

بهار: بی بی توی حیاط کنار حوض داشت وضو میگرفت به سمت ما برگشت و گفت:_ بهار ،ننه مصطفی، چرا نفس نفس میزنید؟ پس کو نون؟؟؟
سوم شخص: مصطفی از ترس اینکه راننده نیسان بهار، رو دعوا نکنه انگار یادش رفته بود برای چی با بهار بیرون رفته بود.
مصطفی:_ اوم چیز، چیزه بی بی ، میدونی نون وایی شلوغ بود.بزار ده دقیقه دیگه دوباره میرم.
بی بی گفت:_ ننه، هر چی دیرتر بری نون وایی شلوغ تر میشه.
مصطفی:_ نه بی بی.میرم حتما

رمان قلب زخمی
سوم شخص: بی بی سری تکون داد و گفت:_ از دست تو پسره ی سرتق.
بهار:_ داشتم به راننده نیسان فکر میکردم و اینکه اگه دستش بهمون می رسید چه بلایی سرمون میومد.درسته بچه بودیم ولی بالاخره باعث شدیم لاستیک ماشینش داغون بشه که یهو، مصطفی یه گلابی به طرفم پرت کرد.
مصطفی گفت:_ بهار، بهار ، اینقدر فکر نکن بیا این گلابی رو بشور با هم بخوریم. ای بابا ما هر وقت از شیراز میایم این درخت گلابی هاش نرسیدس، حالا شانس آوردیم این یکی بد نیس.
گفتم:_ ها، با منی؟
مصطفی:_ نه، با صمد آقام

رمان قلب زخمی
بهار:_ مصطفی اذیت نکن
مصطفی:_ پاشو دختر بیا. بابا خودم میشورم گلابی رو
بهار:_ مصطفی از درخت با یه جهش خودشو انداخت پایین.گلابی رو شست و گفت:_ خوب،حالا چطوری نصفش کنیم؟ بزار برم یه چاقو بیارم.
میگم بهار اگه گاز بزنم تو بدت نمیاد؟ یا اصلا ولش کن من نمیخورم.بیا بهار خانم ،بیا این گلابی واسه تو …….
بهار: تا اومدم گلابی رو از دستش بگیرم دوید طرف حوض
مصطفی:_ اگه میتونی بیا من رو بگیر.
بهار:_ تو رو بگیرم یا گلابی رو؟
مصطفی:_ هر دو رو

رمان قلب زخمی
بهار:_ چند دور، دورحوض چرخیدیم.
خونه بی بی یه حیاط بزرگ قدیمی داشت با موزاییک های آجری.موزاییک هایی که هر وقت بی بی جارو و آب پاشی میکرد بوی خوب کاهگل توی فضا می پیچید.عاشق بوی کاهگل بودم دوتا درخت گلابی و توت داشت.من عاشق توت بودم و مصطفی عاشق گلابی.

رمان قلب زخمی
همینطور که می دویدیم یهو خوردم به یه جسم بلند.سرم رو که بلند کردم دیدم شوهر عمه س که گفت:_ دو ساعته ما داریم شما دوتا وروجک رو صدا میزنیم،چرا نمیری نون بگیری مصطفی؟مگه ناهار نمیخوای؟ بهار بیا خونه بی بی کارت داره

رمان قلب زخمی

رمان  قلب زخمی  دارای ۶۵ صفحه هستش

در صورت یکه این  رمان  رو  بخرید قسمت های  اینده  این  رمان  به  صورت  رایگان  در اختیار شما  قرار خواهد گرفت

فرمت این  رمان PDF هست

دانلود پس از پرداخت  به  صورت انلاین و  پس از پرداخت در صورت مشکل با ایدی تلگرامی @khateresaz در تماس باشید!

قلب زخمی

 

5,000 تومان – خرید

اطلاعات مطلب

0
برچسب ها :

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر