دانلود رمان جدید

سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که دی ال رمان رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)

لیلای قلبم

دانلود رمان لیلای قلبم – shakiba.n

 دانلود رمان لیلای قلبم – shakiba.n

دانلود رمان لیلای قلبم – shakiba.n

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان لیلای قلبم

خب ژانر رمان لیلای قلبم چیه ؟
#عاشقانه

خب رمان لیلای قلبم چند صفحه داره ؟

۲۸۶

خلاصه رمان لیلای قلبم


لیلا دختری که در سن شانزده سالگی مجبور به ازدواج آن هم از نوع سنتی می شود …با اینکه از این ازدواج راضی نبوده اما با دیدن مردی که اسم شوهر را یدک میکشد پنجره های قلبش را به روی او گشوده و گرمی عشق در کنار این مرد تجربه میکند تا اینکه……پایان خوش

چند صفحه ای اول رمان : لیلای قلبم با هم بخونیم

همراه با صدددای کوبش در سددرم رو از روی حجم انبوهی از نقشدده های
ساختمونی بلند کردم. دردی که ازبلند کردن سرم ایجاد شد ازگردنم تا تیره
ی کمرم جریان پیداکرد! دسدتم رو به پشت گردن بردموکمی گردن خشک
شدم روماساژدادم؛دوباره صدای دربلند شد! بی حوصلهگفتم:
– بیا تو!
درباز شد و اندام ظریف منشی توی قاب درنقش بست.

 دانلود رمان لیلای قلبم – shakiba.n
– ببخشید خانم مهندس، آقای خدامی از شرکت نوین اومدن.
– راهنماییشون کن به اتاق کنفرانس تامن بیام.
– چشم خانم مهندس.
– بهمش حیدربسپاربرامون دو تا قهوه بیاره.
با بسته شدن درکش وقوسی به بدن خشکشدمدادم؛ بلند شدمودستیبه
مانتوی نوک مدادیم کشدیدم. چند تادو چروکی روکهدر اثر چهار سداعت
نشستن مداومپشت میز طراحی ایجاد شده بودگرفتم. بعد از این که خیالم
ازبابت لباسدام راحت شدد، خواستم به سمت اتاق کنفرانس برمکه متوجه
فنجون قهوه ی نیمه خوردم شدم! حجمی از رژ قرمزمبه لبش چسبیده بود.

 دانلود رمان لیلای قلبم – shakiba.n
دوباره برگشتم پشتمیز؛ازتویکیفدیورگرون قیمتم کیفارایشکوچک
ومجهزم رو برداشدتم؛ شدرو کردمبه تجدید آرایشدم. رژ قرمزآتشدینم رو
دوباره روی لبامکشیدم، لبام رو چندین بار روی هم کشیدم تا رنگش جلوه
ی بیشتری بهلبای قلوه ایم بده. مداد چشم رودور چشمای گربهایم پهن تر
از قبل کشیدم. تیر خالص ریملو رویمژه هامپیادهکردم، چشمام رو خمار

کردم، گیراتر از قبل! رژگونه مسددی رنگمو روی گونه هام، بینیم، چونم و
پیشدونیم. عطر ورساچه زیرگوشامو مچ دستام خالی کردم؛موهای فرم رو
از سمت راستکج ریختم تویصورتم؛ شال طوسی رنگم روبازگذاشتم.
با اعتمادبه نفس بیشدتراز قبل به سدمت اتاق کنفرانس حرکتکردم. وقتی
وارد شدمبه احترامم ایستاد.
– سالم خانم راد،مشتاق دیدار خانم!
لبخند دلفریبانه ای به روش پاشیدم.
– سالممهندس، خیلی خوش اومدید.

 دانلود رمان لیلای قلبم – shakiba.n
بادست به صندلی اشارهکردم.
– بفرمایید خواهش می کنم.
همراه با لبخندی سرشو تکون دادونشست. میزکنفرانس ال مانند بود. دلم
می خواسدت مثل همیشه سر جای خودمبشینم، ولی به ناچارمجبور شدم
برای حفظ ادب صندلی روبه روش رو انتخاب کنم. بهدقت سرتا پاش رو
بررسی کردم؛ یهکت و شلواردودی رنگ پوشیده بود قاب هیکلش؛ از اون
آدمای اتوکشدیده بود. حاضدرم شرط ببندمکهمی شه با خط اتوی آستینش
هندونه قاچ بزنی! دستاشوگرهکردبه هم وگذاشت روی میز.
– خانم مهندس باید خدا رو شددکر کنم که بعد این همه رفت و آمد قبول
کردید یهوقت مالقات بهما بدید!
لبخند کم رنگی زدم؛ فقط اون قدری کهکمی گونه هام روبرجسته تر نشون
بده.

 دانلود رمان لیلای قلبم – shakiba.n

امیدوارم رمان لیلای قلبم خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان لیلای قلبم هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان :  roman4u.ir





نوروز پیروز
نوروز پیروز