دانلود رمان جدید

سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که دی ال رمان رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)

سایه نفرت

دانلود رمان سایه نفرت

دانلود رمان سایه نفرت

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان سایه نفرت

خب ژانر رمان سایه نفرت چیه ؟
عاشقانه

خب رمان سایه نفرت چند صفحه داره ؟

۶۱۱

خلاصه رمان سایه نفرت

این رمان تقابل بین دو نفره . یا دو دیدگاه.

مریم دختری معمولیه نه زیبایی خیره کننده ای داره نه ثروت عظیم. یه دختر معمولی از خونواده ای مذهبی در اصفهان
در طرف مقابل آریا پسری جذاب و ثروتمند که به زنان فقط بصورت کالا نگاه میکنه. موجوداتی ضعیف که مناسب تخـ ـت خواب هستند. این تفکرش بخاطر شکستیه که قبلا توی زندگیش داشته. یه شکست تلخ که اونو از تموم زنان بخصوص افرادی شبیه معـ ـشوقه اش متنفر کرده. و با وجود داشتن دو زن صیغه ای هنوز هم به ارامش نرسیده
در این رمان این دو نفر که با هم زمین تا آسمون فرق میکنند به هم گره میخورند. و بازی انتفام آریا شروع میشه و قربانی کسی نیست به جز مریم

چند صفحه ای اول رمان : سایه نفرت با هم بخونیم

ﻣﺮﯾﻢ ﮐﺎش ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺨﻮاﺑﻢ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮاﺑﻢ ﻣﯿﻮﻣﺪ .ﺷﺐ ﻗﺒﻞ ﺗﺎ دﯾﺮوﻗﺖ روی ﭘﺮوژه ی داﻧﺸﮕﺎﻫﻢ ﮐﺎر ﻣﯽ ﮐﺮدم، ﺗﺮم آﺧﺮم ﺗﻮی داﻧﺸﮕﺎه ﺑﻮد و ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺎﯾﺎن ﻧﺎﻣﻪ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﻣﯿﺪادم .ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻮی رﺧﺘﺨﻮاب ﻣﻮﻧﺪن ﺟﺎﯾﺰ ﻧﺒﻮد، داﺷﺖ ﮐﻢ ﮐﻢ دﯾﺮم ﻣﯿﺸﺪ  .ﺑﺎ ﮐﺮﺧﺘﯽ و ﺑﯽ ﺣﺎﻟﯽ از ﺟﺎم ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪم و ﺑﻪ دﺳﺘﺸﻮﯾﯽ رﻓﺘﻢ . ﺑﻌﺪ از ﺷﺴﺘﻦ ﺻﻮرت و ﻣﺴﻮاک و وﺿﻮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻪ اﺗﺎﻗﻢ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ . ﺷﻠﻮار ﻟﯽ آﺑﯽ ﺗﯿﺮه ای ﭘﻮﺷﯿﺪم و ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ دﮐﻤﻪ ﻫﺎی ﻣﺎﻧﺘﻮی ﻣﺸﮑﯿﻤﻮ ﺑﺴﺘﻢ .ﺟﻠﻮی آﯾﻨﻪ اﯾﺴﺘﺎدم، ﮐﺮم ﺿﺪآﻓﺘﺎﺑﻤﻮ زدم ﺑﺎ ﻣﺪاد ﻣﺸﮑﯽ ﭼﺸﻤﻤﻮ ﯾﮑﻢ رﻧﮓ دادم و ﯾﻪ ﺑﺮق ﻟﺒﻢ زدم. ﻣﻮﻫﺎی ﻗﻬﻮه ای ﻣﻮج دارﻣﻮ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮐﻤﺮم ﻣﯿﺮﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﮐﻠﯿﭙﺲ ﺑﺎﻻی ﺳﺮم ﻣﺤﮑﻢ ﮐﺮدم و ﻫﻤﺸﻮن رو زﯾﺮ ﻣﻘﻨﻌﻪ ﻣﺸﮑﯽ ﭘﻨﻬﺎن ﮐﺮدم .ﮐﯿﻔﻤﻮﺑﺮداﺷﺘﻢ، ﭼﺎدرو روی ﺳﺮم اﻧﺪاﺧﺘﻢ و ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯽ ﺳﺮ و ﺻﺪا از اﺗﺎﻗﻢ ﺑﯿﺮون آﻣﺪم .ﯾﻪ ﻧﮕﺎه ﺑﻪ اﻃﺮاف اﻧﺪاﺧﺘﻢ . ﺧﺪاروﺷﮑﺮ ﻣﺎﻣﺎن ﺧﻮاب ﺑﻮد و ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﺑﺪون ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺑﻪ داﻧﺸﮕﺎه ﻣﯿﺮم . ﺑﻪ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ رﻓﺘﻢ و ﻣﻨﺘﻈﺮ اﺗﻮﺑﻮس ﺷﺪم .روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﮐﻨﺎر ﺷﯿﺸﻪ ی دود ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﺴﺘﻢ، ﮔﻮﺷﯿﻤﻮ از ﮐﯿﻔﻢ ﺑﯿﺮون ﮐﺸﯿﺪﻣﻮ ﻣﺸﻐﻮل ﺧﻮﻧﺪن رﻣﺎﻧﯽ ﺷﺪم .ﺑﻪ اﯾﺴﺘﮕﺎه ﻣﻮردﻧﻈﺮم رﺳﯿﺪﯾﻢ، ﺑﺎآراﻣﺶ ﭘﯿﺎده ﺷﺪم و ﺑﻪ ﺳﻤﺖ داﻧﺸﮕﺎه راه اﻓﺘﺎدم، ﺧﻨﮑﺎی ﺻﺒﺢ اواﺳﻂ ﺧﺮداد ﻣﺎه ﺑﻬﻢ ﻃﺮاوت و ﺗﺎزﮔﯽ ﻣﯿﺒﺨﺸﯿﺪ  .ﺑﻪ ﻃﺮف ﭘﺎﺗﻮق ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ رﻓﺘﻢ .ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺻﺒﺎ زودﺗﺮ از ﻣﻦ رﺳﯿﺪه ﺑﻮد . ﺑﺎ ﺗﺒﺴﻢ ﺑﻬﺶ ﺳﻼم ﮐﺮدم :ﺳﻼم ﺻﺒﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ. ﺻﺒﺎ ﭼﺸﻤﺎی ﭼﻤﻨﯽ رﻧﮕﺸﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ دوﺧﺖ  :ﺑﻪ ﺳﻼم ﻣﺮﯾﻤﯽ ﺧﻮدﻣﻮن.   . ﺑﺪم ﻣﯿﺎد ، اﺧﻤﯽ ﺑﯿﻦ اﺑﺮوﻫﺎم ﻧﺸﻮﻧﺪم  :ﮐﻮﻓﺖ !ﺻﺪﺑﺎر ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻬﻢ ﻧﮕﻮ ﻣﺮﯾﻤﯽ ﺻﺒﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪ و ﺑﺎ ﺷﯿﻄﻮن ﺟﻮاب داد :ﺑﯿﺨﯿﺎل .اﺳﺘﺎد ﮐﺮﯾﻤﯽ رو اﻣﺮوز ﻋﺸﻖ اﺳﺖ.   . اﻣﺮوز ﭼﻪ ﻧﻘﺸﻪ ای ﺑﺮاش ﮐﺸﯿﺪم ، ﮐﺞ

امیدوارم رمان سایه نفرت خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان سایه نفرت هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان : dlroman.ir





نوروز پیروز
نوروز پیروز