برای بستن تبلیغات روی ضربدر سبز سمت راست کلیک کنید

قرعه کشی 95 سیب گراف

دانلود رمان جدید

دانلود رمان کابوس تاریک باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل ) - دانلود رمان جدید | دانلود رمان | دی ال رمان

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
دانلود رمان دانلود رمان شهید همت – کتاب معلم فراری اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )
رمان شهید همت
دانلود رمان شب پره ها
رمان شب پره ها
دانلود رمان دختر ایرونی و پسر کره ای اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )
رمان دختر ایرونی و پسر کره ای
رمان هیپنوتیزم اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )
دانلود رمان هیپنوتیزم
رمان زندگی بعد از تو اختصاصی دی ال رمان قسمت جدید اضافه شد
زندگی بعد از تو
دانلود رمان نگاه سرد اختصاصی دی ال رمان قسمت های جدید اضافه  شد
رمان نگاه سرد
دانلود رمان لحظات تلخ سرنوشت اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )
لحظات تلخ سرنوشت
دانلود رمان بی تو ، با عشق اختصاصی دی ال رمان قسمت های جدید  اضافه  شد !
رمان بی تو


کسب درامد ماهانه

tely copy

دی ل  رمان ثبت  شده  در ستاد  ساماندهی

توضیحات

فروش ویژه 300 رمان
رمان های نایاب و کم یاب
ایرانی گلچین شده فقط
پنج هزار تومان

فروش 300 رمان برتر ایرانی فقط 2000 تومان

فروش 300 رمان  برتر ایرانی فقط 2000 تومان

سلام این بار با مجموعه هایی شگفت انگیز در خدمت شما هستیم. دانلود مجموعه ۳۰۰ رمان عاشقانه ایرانی به صورت یکجا با لینک مستقیم با فرمت های قابل اجرا در کامپیوتر و گوشی.. برای تهیه این مجموعه زمان بسیار زیادی صرف شده تا بهترین رمان ها را با بهترین برایتان جمع آوری کنیم. دیگر نیازی نیست ساعت ها وقت خود را صرف پیدا کردن کتاب های رمان کنید و در سایت های مختلف با هزار دردسر دانلود کنید و …

دانلود رمان کابوس تاریک

دانلود رمان کابوس تاریک باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )

فرمت کتاب کابوس تاریک : PDF|APK|EPUB

دانلود رمان کابوس تاریک

نام کتاب رمان : کابوس تاریک
نام نویسنده : صبا رستگار
حجم رمان کابوس تاریک : ۵ مگابابت

خلاصه داستان رمان کابوس تاریک :
رمانمون در مورد دخترِ کنجکاوی به نام آلیسِ?
که یه شب از خونه میره بیرون ولی چیزایی می بینه که نباید و مسیر زندگیش به کل عوض میشه.

دانلود رمان جدید

رمان جدید از صبا رستگار کابوس تاریک

زل زده بودم به در تراس اتاقم که باز گذاشتتته بودم و آروم آروم مویاب بل د و طالییمو شتونه میرردم فردا یرنت به بود و میتونمتتم امنتن بزنم بیرون و فردا راحت بخوابم به ساعت نگاه کردم ۴۰:۲۳دقیقه صداب تقه ب در اومد و پنت ب دش صداب مامان ت آلتتتتیس خوابی؟ +نه مامان دارم مویامو شونه میر م کارب دارب؟ ت نه زود بخواب فردا کارت دارم پوفی کنیدم مثله ای ره تا ظهر خوابیدن مم وعه +باشه مامان شن خوش ت شن بخیر دخترم بعدم صداب پایاش اومد مثله ای ره رفت بخوابه بعد از بی مت دقیقه آروم از جام بل د شدم و رفتم سمت تراس ویرم به بیرون نگاه کردم ارتفاعش اونقدر بود که دستتت یا پام بنتتر ن در تراستتو بمتتتم و به سمت در اتاقم حرکت کردم یرم پ نت در ای متادم و گو شامو تیز کردم نه مثله ای ره خبرب نیمتت رفتم ستمت کولم و از روتختم ورداشتتمش گرفتم دستتم رفتم جلوب آی ه یه نگاه به خودم کردم یه پلیور م نری و شلوار جذب م نری براق یه کاله بافت م نری با رگه رگه سفید کولمم سفید م نری بود گو شیمو

دانلود رمان کابوس تاریک

ردا شتم و انداختم تو کولم خیلی آروم دراتاقمو باز کردمو زدم بیرون به سمت موتورم رفتم خاموش کنتتوندمش بیرون از خونه بعد روشتت ش کردم ورفتم کویی که نزدیری جت گل بود…….. به ج گل که ر سیدم موتورو یمونجا گذا شتم و حرکت کردم سمت کویی که چ د روز پیش وقتی بادوستام اومده بودیم اون موقع یه غار دیدم ولی وقت نند برم اون تو که االن میخوام برم با کلی ستتختی رستتیدم به اون غار چرام قومو روشتن کردم و رفتم تو چرام قومو حرکت دادم رو دیوار و چنتمام از دیدن اون نو شته یاب قدیمی برق زد فورب گو شیمو بردا شتم و گو شه وک ار غارو عرس گرفتم با صداب چیزب از پنت سرم با شتاب برگ نتم و نور چرام قومو به اون طرف گرفتم با دیدن یه جغد سفید خیالم راحت شد و برگنتم تا به کارم برسم که نف ماب سردب رو ک ار گو شم حس کردم باترس برگ نتم سمتش و یمون لحظه فلش گو شیم رو شن شد وعرس گرفت و چ نام ب مته شد وقتی بازش کردم ک می نبود باترس به اطرافم نگاه کردم که دوباره نف ماب سردیو از پ نت سرم حس کردم با ترس شروع به دویدن به طرف ورودب غار کردم وگو شیمو ا نداختم توکولم فورب از غار زدم بیرون و از کوه او مدم پایین که چون خیلی عجله داشتم خار و گل یاب سوزنی به دستو پام میخورد و خراش عمیقی توش ایجاد میررد وقتی به موتورم رستتیدم

دانلود رمان کابوس تاریک

ییج جاب ستتالمی برام نمونده بود فورب رو ش ش کردم و به سمت خونه حرکت وقتی ر سیدم یه را ست رفتم حموم که نمیدونم چیند خوابم برد با حس نف ماب سردب ک ار گوشم باترس بل د شدم کابوس تاریک ۷ و دیدم یمه ب ک فاب تو وان رفته فورب خودمو آب کنتتیدم ورفتم بیرون رو دستتتم به جز چ دتا خراش ریز چیزب ننتتده بود ولی رو رونم یه زخم نمتتبتا عمیق بود که باعث مینتتد یرم بل گم و مئمن ن مامان میفهمید پوفی کنتتیدم ورفتم سمت تختم تا بخوابم که با تعجن متوجه شدم در تراسم بازه بل دشدمو رفتم بمتمش یه نگایم به بیرون کردم که جغد سفیدب روب درخت روبه روب خونمون توجهمو جلن کرد چنتاش خاب بود یه چیزب بین ستبز و آبی اونم زل زده بود بهم یویویی گفت و پرواز کرد رفت م م خیره نگایش میرردم آلیس چته دیوونه شتتدب یه جغده معمولی رو نگاه میر ی حاال یر چقدرم چنماش مرموز باشه سرم رو ترون دادم و به طرف تختم میرم چنمام رو با خمتگی می ب دم و به بدنم اجازه میدم استراحت ک ه ت آلتتتتیس با صداب خوابالودب جواب دادم +بله مامان ت صبحونه آمادست بیدار شو با کملی از جام بل د شد دستو صورتمو شمتم ننمتم جلوب آی ه مویاب بل د طالیی چنتتماب آبی روشتتن که تو تاریری ستترمه اب مینتته دمام کوچیک و سرباال و لباب قلوه اب برج مته کال خو شگلم ا سمم آلی مه آلیس وات مون یه خانواده چهار نفره و پولدار م و خوایرم با مامان بابام داننتتجوب رشتتته ب پزشتتری ام اما عالقه ب زیادب به ماورا و چیزاب عجین غرین دارم و بینتتتر

دانلود رمان کابوس تاریک

 اوقات شبا میزنم بیرون تا چیزاب عجین ک نف ک م تو گو شیم پر از عر ماب عجین غریبه یه عالم اطالعات در مورد خونآشام و گرگی ه یا دارم مثال……… صداب مامان رشته ب افرارمو پاره میر ه ت آلتتتتتتیتتتتتتتتتتس +اومدم مامان سعی کردم مثل یمینه راه برم حاال مئمنن نیمتم موفق شدم یا نه ن ن متم که چ نمم به آنجل خورد که دا شت خانمانه غذا شو میخورد ولی من ییچوقت نتون متم شبیهش با شم دا شتم مثل یمی نه ت د ت د غذا میخوردم که مامان صدام کرد و غذا پرید تو گلوم آنجل یرم زد پنتم که بهتر شدم یه لیوان آب براب خودم پیریزم ومیخورم مامان که تا االن با نگرانی داشت نگایم میررد چنم غره اب برام رفت مامان ت مجبورب ای قدر ت د غذا بخورب بابا ت بمه آنا مامان ت التترس +عجن بمه بابا دعوا نر ین مامان بازم برام چنم غره رفت مامان تتتتت آلیس م و الرس چ د روزب میریم فرانمتته پیش مامان بزرگت مثله ای ره حالش خوب نیمت آنجلو ت ها نزار وای قدرم شن گردب نرن +مامان بزرگ چش شده چه اتفاقی افتاده م م میام خونه نمی مونم کابوس تاریک ۹ مامان_از حالش فعال خبرب نداریم،بچه گانه برخورد نرن تو باید بمونی نمی تونیم آنجل رو ت ها بذاریم در ضمن داننگاه خودتم یمت آنجل ت مامان خن م م میام بایاتون بابا ت نه آنجل تو باید خونه باشی چ د روز دیگه ممابقات ترواندو شروع مینه با ناراحتی سرم رو پایین می دازم آنجل دو سال از من کوچیرتر بود و بی مت سال دا شت و برعرس من عا شق ترواندو بود به نظر من که به درد نمیخوره خالصه اون شن قرار شد فردا مامان بابا برن فرانمه و م و آنجل مجبور بودیم بمونیم

دانلود رمان کابوس تاریک

………………………………………. مامان تتتت آلیس دیگه سفارش نمیر م آنجل رو ت ها نذار و حداقل تا وقتی م و الرس برنگنتیم شبا بیرون نرو بابا ت آنا دیر شد زود باش دیگه مامان یرم با نگرانی به م و آنجل نگاه کرد وزیرلن یه چیزب مثل: مامان ت نمیدونم چرا دلم شور میزنه زمزمه کرد الب ته مئمنن نیمتتتم خیلی آروم گ فت ب عد م و آن جل رو ب*م*ل کرد و یه ب*و*سه آروم ننوند رو گونمون فورب برگنت تا اشک تو چناشو نبی یم بابا یم اومد و پینونی م و آنجلو ب*و*سید بابا تتتت شمارو بهم دیگه می ممارم از یم دیگه خوب مواظبت ک ین بعد سوار تاکمی شدن تا برن فرودگاه ماشین رو نمی بردن چون اعتقاد دا شتن برگردن یا ما میریم دنبالنون یا دوباره تاکمی می گیرن برگنتم سمت آنجل که دیدم صورتش از اشک خیمه +آنتتتجل با اشک برگنت سمتم ت آلیس نمیدونم چرا دلم شور میزنه از یمین االن دلت گ مامان بابام تو ب*م*لم گرفتمش و ستتعی کردم آرومش ک م رفتیم تو خونه و آنجل یرم پینم ننمت و بعد رفت تو اتاقش م م قهوه درست کردم و ریختم تو ف جون مخصوصم یه لیوان کرمی که دستش قهوه اب بود و رو بدنش نگین براق کارشتتده بود و چ د تا خط م ه ی توش به چنم میخورد غروب بود و تا چ د لحظه دیگه یوا تاریک میند رفتم سمت اتاقم تا تو تراس قهومو بخورم اتاقمو خیلی دوست داشتم یه تخت دو نفره سفید

دانلود رمان کابوس تاریک

که روش پتو آبی رو شن با رگه یاب م نری تاج تختم م نری بود و رگه یاب آبی روشتتن داشتتت یه میز تحریر منتتری یم داشتتتم که لن تا م نریم روش بود ص دلیم پایه یاش آبی بود و خودش م نری و سر یه دختر رو تریه گایش به رنگ آبی طراحی کرده بودن پرده اتاقمم م نری و آبی بود تو تراستم گل یاس و ارکیده گذاشتته بودم که گلدونش منتری بود دوتا صت دلی سفیدم گذاشته بودم توش کال ست اتاقم منری و آبی بود و خیلی کم از سفید استفاده شده بود ننمتم رو یری از ص دلی تراسم و قهومو آروم آروم نوشیدم که احماس کردم س گی ی نگایی رومه برگ نتم سمت نگاه که یمون جغد سفیدو دیدم آروم پر ۱۱ کابوس تاریک زد اومد رو حفاظ تراس ننتتمتتت یرم اون چنتتاشتتو که االن از نزدیک ستتبز زمردب بود تو تراسم چرخوند و بعد تو چنام نگاه کرد م م میخروب حرکاتش بودم بل د شدم برم سمتش که با یویویی پرواز کردورفت ………………………………………. به ممتتیرب که اون جغد ستتفید ازش رد شتتده بود خیره شتتده بودم که با ترون د ستی به خودم اومدم برگ نتم به طرف صاحن د ست که آنجلو دیدم مویاب سیاه تاب دارش اطرافش پراک ده بود وداشت با اون چنماب عملی تیرش خیره نگام میررد جذابیت خاصی داشت قیافش کامال شرقی بود آنجل به بابا رفته و من به مامان مادربزرگ بابا ایرانی بود به خاطر یمین آنجل قیافش شرقی می زد ت آلیتتتتس ترونی خوردم و انگار از خواب بیدار شده باشم +بله چیزب شده آنجل یرم نگام کرد و بعد چنماشو دورواطراف تراس چرخوند ت نه چیزب ننده فقط اومدم پینت بنی م +بنین قهوه میخورب؟ به لیوان تو دستش که ندیده بودمش اشاره کرد ت خودم آوردم بعد رفت رو اون یری ص دلی تراسم ننمت م م روبه روش ننتمتتم و شتروع کردیم به حرف زدن و خ دیدن اون شتن یه فیلم خ ده دارم گذاشتیم که کلی خوش گذشت و خ دیدیم

دانلود رمان کابوس تاریک

 اون شن یه شبه پر از آرامش بود اما نمیدونمتیم این آرامش قبل از طوفانه …………………………… نیمه شن با احماس نفماب سردب رو صورتم بیدار شدم چنامو باز کردم که دو تا چنم زمردب دیدم با وحنت چنامو بمتم و وقتی باز کردم ن ت ت تبود چنمم خورد به جغد سفید رو حفاظ تراسم ننمته بود و خیره نگایم میررد براب اولین بار دا شتم میتر سیدم از اتاقم از جغد سفید از حس نف ماب سرد از جام بل د شتدم و رفتم ستمت اتاق آنجل درو بازکردم و خیلی آروم زیر پتو خزیدم و آنجلو ستتفت ب*م*ل کردم یرم احمتتاس ترستتم برطرف شتتد ولی ی وزم اح ماس میرردم ترس تو وجودمه دا شت چ نام گرم می ند که صداب یویویی ش یدم سرمو به طرف صدا برگردوندم که متوجه شدم جغد سفید روبه روب پ جره ب آنجل رو درختی ننمته خیره نگایم کرد و بعد از گذشت ساعتی پرواز کردو رفت من مو ندمو کلی فرروخ یال که این ج غد از جون من چی میخواد غا فل از ای ره …………………………………… “سم”

دانلود رمان کابوس تاریک

کابوس تاریک با چنتتمایی که میتونمتتت حتی دور ترین مران ممرن رو ببی ه به ج گل خیره شدم با صدایی که به گوشم خورد پریدم رو درخت و به مرد روبه روم که تقریبا سی ساله میخورد نگاه کردم یواش از درخت اومدم پایین و آروم آروم به ستمتش حرکت کردم سترشتو آورد باال و بهم خیره شد یه سالم بیخیال گفت و منغول زیر انداز گذاشتن شد یه !کمی عقل تو سراین مردم نی مت ن صفه شن با زیرانداز میان و غذاب من مینتتن براب من که بد نمینتتد صتتداب جریان خون تو بدنش وگرو گرو قل*ب*ش خیلی وا ضح تو گو شم میمیچید بل د شدن ناخونام و بیرون اومدن دندوناب نینتتم تو یه لحظه اتفاق افتاد با ناخوناب بل دم چ گی به گردن اون مرد میزنم و دندوناب نینتم رو فرومی ک م تو رگ گردنش صتداب فریادش کل ج گل رو برداشت د ستمو جلوب دی ش میزارم و صدا شو خفه می ک م تا آخرین قئره ب خون نو نوشیدم و جمم بدون روحنو رو زمین انداختم چنماش ی وز باز مونده بود با نینخ دب نگایمو ازش گرفتم به دور و اطرافم خیره شدم یه روباه پیرو چ د متر اونور تر دیدم به ستترعت باد رفتم و با ناخونام گردننتتو گرفتم و بل دش کردم به حرکت ت دش براب فرار و ناله یایی که ازش بل د میند توجه اب نرردم و گذا شتمش رو زمین پامو گذا شتم رو شرمش تا جایی که از رد صتتبرکردم تا یمه ب خونش زمی و پرک ه بعد جمتتم که ُ خونریزب زیاد م نمینته گفت اون تیره پوستتو انداختم اونور رفتم ستمت مرد و یمه جاشتو با ناخونام زخمی کردم و گردننتتم اونقدر چ گ زدم که جاب دندونام گم شتتد انداختمش اون جایی که خون رو باه رنگی ش کرده بود نینتتخ دب زدم و رفتم

دانلود رمان کابوس تاریک

ستتمت دریاچه که یمون نزدیری یا بود در عری یک نانیه ک ار اون دریاچه بودم دریاچه اب جادویی ت ها دریاچه اب که خوناشتام یا میتونن صتورتنتونو توش ببی ن پیراین منریمو در آوردم کمی جلوتر رفتم و به خودم تو دریاچه نگاه کردم رو دندوناب نینتتم رد خون بود پوزخ دب زدم و یه منتتت از آب دریاچه تو دی م انداختم و قرقره کردم بعد آبو به یمراه خون توف کردم رو زمین لباستتامو در آوردم و رفتم تو دریاچه ش اکردم تا این کثیفی ج ممم بره روحم که خیلی وقته آلودس بعد از چ د دقیقه از دریاچه بیرون میام و میرم سمت لبا سام لره یاب خون زیادب رنگی ش کرده بود ولی چون منری بود منخص نمیند مثل زندگی سیاه و تاریک من. لبا سمو پو شیدم رفتم سمت غارب که خونه من شده تو غار دراز ک نیده بودم که جغد سفید اومد تو بل د شدم که نگایم کرد و بعد از چ د لحظه تبدیل شد +چیند ویلیام ت فعال ییچی بعدم به دورو اطراف نگاه کرد، بازم ییج شرارب برام نیاوردب؟ + مگه تو میارب؟ با نینخ د نگایم کرد ت نه! بعد دوباره به جغد تبدیل شد و رفت دنبال شرار ۱۵ کابوس تاریک ۸ “آلیس” سه روز از رفتن مامان بابا به فرانمه می گذره اون جغد سفیدو دیگه ندیدم آنجل یم فردا باید بره ممابقه یهو یادم اومد گوشتتیم تو کولم تارع ربوت بمتتته رفتم ورش دارم که یهو یه چیزب ت د از جلوم گذشت مبهوت مونده بودم. باد بود! ولی سیاه بود شایدم اشتباه کردم رفتم سمت کولم که یهو ی ت تویوب جغدب به گوشتم خورد چنتماش تهدید آمیز بود انگار میگفت دستت به اون کوله زدب نزدب !! بی توجه بهش کولم رو برداشتتم و گوشتیمو در اوردم داشتتم به اون عرمتاب عجین غرین نگاه میرردم که یهو صتتداب تراس بل د شتتد انگار یری محرم اونو زد بهم برگ نتم اون سمت که اح ماس کردم د ست سردب د ستمو گرفت که یهو صداب انجل اومد ت آلتتتتتیس تو اتاقتی؟ اون د ست سرد از رو د ستام وردا شته شد و فورب به سرعت باد رفت من که ی گ کرده بودم چینتده ای قدر ستریع اتفاق افتاد که نمیدونم چینتد این کی بود آنجل اومد تو اتاق نمیدونم چ د بار صدام زد تا این که دستنو گذاشت رو شونمو ترونم داد ت التتیس چت شد با تعجبی که تو صدام بود +این کی بود

دانلود رمان کابوس تاریک

ت کی؟کی بود؟ سرمو ترون دادم و سعی کردم این افرارو از ذی م دور ک م +بیخیال،کارب داشتی؟ دودل بهم نگاه میر ه ت نه میخواستم بگم نمیاب بریم بیرون؟ +آره،حاضر شو بریم با خوشحالی میگه ت باشه االن حاضر مینم ………………………………………………. یه شلوار لوله تف گی سفید با یقه اسری سفید پوشیدم چون به خاطر زممتون آلمان سرد بود یه بافت منتتری یم روش پوشتتیدم مویامو باز رو شتتونه یام ریختم و یه کاله بافت منری به صورت کج رو سرم گذاشتم نیم بوت منریم رو پوشیدم و کیف دستی سفیدم رو برداشتم گو شیمم انداختم توش یه ارایش مالیم ومحو در حد مداد چ نم و رژ لن زدم و اومدم از اتاق بیرون که با انجل روبه رو شدم خوشگل شده بود شلوار دمما گناد طوسی یافت صورتی که یقش شل بود مویاب منرینم مثل من باز گذاشته بود کاله منری صورتینم گذاشته بود ۱۷ کابوس تاریک بوت م نری بل دش که روش نگین سفید و صورتی کار شده بود یم پو شیده بود یه خط چنم باریک و رژ لن صورتی آراینش بود اومد سمتم که براش چنمک زدم ت خوشگل کردب کلک خبریه؟ چنم غره اب یمراه باخ ده برام رفت و بامنت یاب ظریفش به شونم زد با صداب بل د میخ دم و سرم رو ترون میدم به طرف ماشی م حرکت میر یم میخواستتیم بریم کلو ماریا ستوار ماشتی م که شتدیم متوجه جغد ستفید رو شاخه یاب درخت شدم بهش خیر شدم آنجل خط نگامو دنبال کرد و جغد سفیدو دید تتت چه خوشتتتتتتگله تا حاال جغد سفید ندیده بودم یرم به جغد نگایومیر خ بعدم برگنت طرفم _ به نظرت چناش چه رنگیه ؟ +سبز! ت واقعا!از دور منخص نیمت بین ابی سبز و نقره اب در حرکته +آره ت راستی تو از کجا فهمیدب؟ +از نزدیک دیدمش رو حفاظ تراسم ننمته بود ت آیا یمی ئور که ماشی مو روشن می کردم: ۱۸

دانلود رمان کابوس تاریک

+نمیدونم چرا صبح یا نمیبی مش یمینه غروب به بعد پیداش مینه _عجیبه! +خیلی ماشتتین رو به حرکت درمیارم به طرف کلو ماریا غافل از نگاه ستتبز رنگ جغدب که یوشیار نگایمون میررد “سم” ویلیام اومد تو غار بعد از تبدیل شدنش به انمان با صورتی سرخ از خنم بهم نگاه کرد _مئمن ی از متن غار و خود تو عرس گرفته؟ +آره مئمن م. َک خورد و بعد دوباره درست شد ر َ پوفی کنید و یه منت بهغار زدکه ت سؤالی نگایش می ک م +چیزب شده ویلیام؟ ت میخواستی دیگه چی بنه امروز دختره رفت سرام گوشیش م م دستنو گرفتم تا مانع بنم و با خودم بیارمش ای جا اما یری صداش کرد م م مجبور شدم برم االنم رفتن کلو سم قضیه جدیه یا اگه بفهمه مجبوریم برنیمش +نمیزاریم بفهمه تتت د اخه چرادحرفی میزنی که به عقلت شک ک م اون اگه بخواد روز بره سمت گوشیش ما میخوایم دقیقا چه کار ک یم؟ ۱۹ کابوس تاریک خواستم حرفی بزنم که… صداب خش خنن به گوشم خورد صدا یرم ضعیف بود معلومه خیلی دوره منروک به ویلیام نگاه کردم + ویلیام صدایی به گوشت نمیخوره ویلیام گوشش رو تیز میر ه ت آره ولی مال ای جا نیمت خیلی دوره +میدونم دوره اما نمیدونم چرا منروک میزنه ت تبدیل شو بریم ببی یم چه خبره سرمو ترون دادم و باکمی تمرکز تمام بدنم گرم شد و نور ازم بیرون زد ویلیامم به جغد تبدیل شتتد یرم نگام کرد و بعد یویویی گفت به عالمت ای ره راه بیوفتم پنتت سترش راه افتادم از یرجا که رد مینتدم روشتن مینتد ویلیام برگنتتت نگام کرد و بعد دوباره به پروازش ادامه داد اروم رو یه شتتاخه یمون نزدیری ن ن متیم و خیره شدیم به روبه رو که متوجه شدم سه تا گرگن ولی کمی که دقت کردم فهمیدم گرگی ن به ویلیام اشتتاره کردم و دو باره پرواز کردیم سمت غار تارسیدیم ویلیام تبدیل شد و رو به من که تازه تبدیل شده بودم کرد و با کالفگی به حرف اومد ت سم یع ی نمیتونمتی یه حیوونه دیگه تبدیل بنی آخه قق وسم شد پرنده +ای ارو بیخیال د ست من نی مت حیوون درونم قق و سه ویلیام گرگی ه یا ای ور چه کار میرردن مگه نباید اخرین قممت ج گل باشن ت نمیدونم شاید جدیدن

دانلود رمان کابوس تاریک

دانلود رمان جدید

فرمت کتاب کابوس تاریک : PDF|APK|EPUB

دانلودرمان کابوس تاریک برای اندروید،تبلت با فرمت apk

دانلود رمان کابوس تاریک برای آیفون،ایپد،،اندروید،تبلت با فرمت epub

دانلود رمان کابوس تاریک برای جاوا بافرمت jar

دانلود رمان کابوس تاریک برای کامپیوتر PDF

دانلود رمان کابوس تاریک پی دی اف بصورت zip

منبع تایپ رمان : www.dlroman.ir

جهت درخواست رمان �به سوپر گروه ما �در تلگرام بپیوندید کلیک کنید !

کانال تلگرام رمان دانلود: Telegram.me/dlroman کلیک کنید !

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

دسته بندی

آرشیو خوانندگان

درخواست آهنگ مجاز

آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

تبلیغات بنری
مطالب محبوب
پست بزودی
تبلیغات متنی
آنتی ویروس اورجینال ESET, Kaspersky

آنتی ویروس اورجینال ESET, Kaspersky

http://shopanti.ir/