جدیرین رمان های امروز شما میتوانید برترین رمان های روز جاری مشاهده کنید

دانلود رمان از نسل آفتابثـمین

دانلود رمان نوای شب سارا سلیمانی

دانلود رمان سکوت بی پروا ا. کلانتری (یاسی)

دانلود رمان شکلات تلخ منسوگل فتحی

دانلود رمان عشق و اسارتفریبا آرامیان

دانلود رمان گل حسرت لیلی تکمیلی

دانلود رمان زیبای من م.عبدی

دانلود رمان دریاچه شیشه ایمائیو بنچی

دانلود رمان مومیاییپگاه

دانلود رمان نذار دنیا رو دیوونه کنم اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )

فرمت کتاب نذار دنیا رو دیوونه کنم : PDF|APK|EPUB

دانلود رمان نذار دنیا رو دیوونه کنم اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )

1.gif نام کتاب رمان : نذار دنیا رو دیوونه کنم
1.gif نام نویسنده : رویا رستمی
1.gifحجم رمان نذار دنیا رو دیوونه کنم : 5 مگابابت
1.gifخلاصه داستان رمان نذار دنیا رو دیوونه کنم :
از زبان نویسنده:

می خوام از دختری بنویسم که تنش زیر رگبار نفرت مردیه که گذشتشو این دختر دزدید.دختری که کلفت خونه ی مردی شد
که تا دیروز جرات نداشت حتی تندی کنه….روزگار تلخ می چرخه اما هنوز یه
چیزایی هست….چیزایی که قراره گرفتار کنه دختری رو که از زور کتک مردی سرد و مغرور لال شد…پایان خوش…
شخصیتای داستان:

پانیذ۱۷ ساله: دختری آروم که قراره شجاع بشه و بلاخره فریاد بکشه…
رامبد۲۷ ساله:خشن که به نظر میرسه دوست داشتنی نباشه اما اونم یه جا قراره دلش بلرزه…

دانلود رمان جدید

رمان جدید از رویا رستمی نذار دنیا رو دیوونه کنم

دانلود رمان جدید

مقدمه !را احساسیت بی شلاق من بر تازانی می و ترسانی می تنهایی حجم از مرا که تو توست، از فرارم !کرده آزبکانت زندانی مرا که غریب ي خانه این از بکنم دل خوام می !کرده آشیانم ترس بودنت که هایت نبودن از نترسان مرا !توست رحم بی صداي ناقوس از دلخوشتر مرا ام پنجره به مهربان هاي کلاغ هجوم …..اگر که داري دلی دانم می هم هنوز اما …آمد خواهد که روزي و دانی می تو را اگرش

 *** اول فصل بیست معدل.انداخت اش کارنامه به نگاهی.بود آمده رقص به وجوش تمام در خوشحالی.فشرد دستش در را گوشیش .کرد می تازه لبش بر مرتب را لبخند ي جرعه :شد انداز طنین گوشی در رضا ي خسته صداي که خورد بوق دو فقط.گرفت را شماره معطلی بدون خوبی؟..پانیذم سلام…من جان سلام- !بود او که نبود پشت او مانند هم کوه.پرستید می را او.بود رضا عاشق.دوید هایش رگ در شوق خونه؟ رسین می کی عموجون،خوبین؟ سلام- .کرد می زنده هم پانیذ تن در را خستگی رضا حال بی صداي .رسم می کی دقیق دونم نمی.راهم قشنگم،تو دختر خوبم- ماشین؟ با نه برین هواپیما با شد نمی:گفت دلخور پانیذ .نمیرم هواپیما با چرا دونی می که تو شیطون بعدم.رانندگیم عاشق من- بی ماهواپی وقتی دوید می سلولهایش در ترس.شد نمی هواپیما سوار شد نمی مجبور تا رضا! را روحش کرد تازه لبخند .داشت می وا شیطانی اي خنده به را پانیذ و ترسید می گنده مرد.گرفت می اوج رحمانه داري؟ برام خبري چه ببینم خوشحاله،بگو صدات دخترکم- .نشست پانیذ هاي شانه روي و کرد پرواز شوق میشه؟ چی شما قول حالا.دیپلمم اینم.شد بیست معدلم عمو- کنی؟ خودشیرینی بابام برا کردي استفاده فرصت از تو باز:گفت تمسخر با رضا صداي از غیر صدایی !جوان دختر پیکر بر شد می شلاق کلماتش رحمی بی

 این دل بیازارد طفق بود خورده قسم انگار که پسري.رضا فرزند تنها گفت شد می بهتر و پسر تنها.بود رامبد.برگشت پانیذ !را دیده رنج و یتیم دختر !ترس و شقع درگیر حسی.داشت او به متفاوتی احساس اینکه عین در.ترسید می او از همیشه.برگشت سویش به پانیذ !دیوانه من، به نزن زل.بده جوابشو مرد گوشی پشت بابام:گفت بدي لحن با رامبد .بود عالم صداي آهنگترین خوش که ایی خسته صدایی به داد گوش .برات میاد پست با دیگه روز چند تا.اس آماده شما ویلون.خوشگلم دختر هستم سرقولم من- عمو؟ میگین راس:گفت هیجان با کرد می نگاهش سینه به دست که مردي به توجه بدون پانیذ ….گذاشتم برات..عزیزم بله:رامبد صداردار پوزخند در شد ملودي رضا صداي :کشید فریاد وحشت با پانیذ.رسید گوش به چیزي کوبیدن وحشتناك صداي که بود نشده تمام اش جمله جون؟ عمو عمو؟- به جلهع با رامبد.نرسید گوش به بود تصادف صداي مانند شک بی که غریبی و عجیب صداهاي غیر به صدایی هیچ دستش از را گوشی وحشیانه. آورد هجوم سویش شمانیچ با رامبد.نرسید گوش به هم دلخوشیش براي صدایی هیچ اما.زد صدا را پدرش هم سر پشت بار چندین و گرفت :گفت لب زیر نشسته خون به .برسه داد به خدا- :گفت تهدید با و برگشت بود شده مچاله خود در ترسیده و کرده بغض که پانیذ سوي به .زارم نمی ات زنده باشه اومده بابام سر بلایی اگه خدا خداوندي به- غول گرانین و استرس.زد بیرون خانه از و برداشت را پالتویش عجله با و کرد پرت پانیذ ي سینه روي را گوشی و گفت درآورد را لباسهایش آنکه بدون.رفت اتاقش به بود شده حلقه گوشیش دور که لرزان دستانی با.زد چمبره پانیذ روي شد صداي خرهبلا تا بود، شده منتظر و بود نشسته خشک که است ساعت چند دقیقا دانست نمی.شد رامبد از خبري منتظر شماندن اتاق در که کند فکر آنکه بدون.کرد جلب را اش توجه کشید می ها پله روي رنجور و ناتوان را خود که مردي درامب به چشمش.رفت بیرون اتاق از و کرد رها تخت روي را گوشی عجله با است رامبد آور عذاب دیدار بار هزار از بهتر .بود شده خورد ساله 27 مرد این.افتاد را اش هتوج آشنایی اتاق در صداي…بود کرده زده زمین را او کرد می سنگینی دوشش روي که هولناکی خبر از ناتوانی در استرس و گرفت می کشتی دستش انگشتان با مرتب نگرانی با که افتاد دختري به نگاهش.کرد بلند سر کرد جلب .نشست اش چهره در خشم.بود سرخ گل سرخی به چشمانش.زد می دو دو چشمانش

ارم،بابامز نمی ات زنده بیاد بابام سر بلایی اگه گفتم بهت عوضی:گفت می مرتب و آمد دخترك سوي به رحمی بی با !وجدان،مرد بی مرد !پانیذ سر بر شد پتک هایش حرف بود انداخته جوان دختر سیاه موهاي در دست رحمی بی با ساله 27 رامبد.کرد غافلگیرش پیچید موهایش در که دردي اما .کشاند می اتاق سوي به را او قدرت تمام با و شده؟ رامبد،چی:گفت و کرد ناله درد از پانیذ بودي بابام دزد.بگیرم ازت سالو چند این انتقام خوام می:گفت و داد هل داخل به را او کرد باز را اتاق در خشونت با رامبد .زدنت تلفن با شدي قاتلشم حالا ويس به شده قفل شد مطمئن که همین چرخاند اتاق در را کلید.بست را اتاق در.کرد باز کمر از را اصلش چرم کمربند دردناك جیغ دآم پایین پانیذ نحیف تن بر که کمربند اولین.رفت ها خشونت و ها حرف این ي همه از گیج و ترسیده پانیذ :گفت و شد بلند جوان دختر کردم؟ چیکار من مگه.رامبد توروخدا- می.منو زندگی تو گرفت،و مامانمو زندگی مامانت.ها ضربه این با شم نمی خالی:گفت و نشست رامبد لب روي پوزخندي .بدي پس رو تقاصش خوام کمربند انهرحم بی رامبد.کرد مچاله اتاق ي گوشه را خود و کرد صورتش سپر را دستش پانیذ رفت بالا که بعدي کمربند می زنده مه رضا واقعا اگر حتی که بود ناراحت و عصبانی آنقدر.گفت می بیراه و بد و آورد می فرو جوان دختر پیکر بر را .بود داده تکیه دیوار به حال بی پانیذ.کند محار را او توانست نمی آمد می و شد با.بود امانتق تشنه هم هنوز رامبد اما.نداشت هم را رامبد پی در پی ضربات زیر در را صورتش کردن پنهان ناي دیگر حتی عجوزه،با نزن مردگی موش به خودتو:غرید خشم با.نبود بردار دست هم باز دید می را ساله 17 پانیذ خراب حال اینکه که یستن کسی دیگه اما.بودم متنفر ازت.رفت می تو ي صدقه قربون اما دید نمی منو که کردي خام بابامو کارات همین .کنم می نابودت.کنه حمایت ازت کشید یغیج نه اما شد بلند زیاد درد با پانیذ.کرد بلند زمین روي از را او و پیچید دستش دور را پانیذ موهاي کرد دراز دست درد ملتح چقد ببینم خوام می:گفت و گرفت را اش چانه محکم رامبد.بود شده گم گلویش در اصوات انگار.زد حرفی نه اون تو؟ هب داداش گرفت ازم بزور اونو بابام کردي گریه من بازیاي اسباب از یکی بخاطر عوضی تو وقتی یادته داري؟ رو بچشی؟ طعمشونو تو چطوره حالا.زد می کتک تو بخاطر منو :کشید فریاد.آمد پایین غلیظی خون او دماغ از که جوري.نهاد پانیذ گوش در محکمی سیلی و گفت آره؟ داشت درد- ر

!اصلا.شناخت نمی را رامبد این.شد روان پانیذ هاي اشک کوفت می نامردانه.نبود مرد بکشاند ساله 17 دختري رخ به را اش مردانه ابهت تا کشید می فریاد که انگیزي نفرت مرد !بود دردانه این عاشق که بود رضایی ي پدرانه هاي نوازش جاي که تنی بر هم حظهل یک حتی آنکه بدون پانیذ.داد هل دیوار سمت به را او شدت با و کوفت او پهلوي به مشت با ناجوانمردانه رامبد راینقد اما.زد فواره رنگش شب موهاي زیر در آبشار چون خون و برخورد دیوار به محکم سرش کند حفظ را خود بتواند معصوم و زیبا دختر این حال به دلش آنکه بدون رامبد.نشود وحشتناکش درد متوجه و شود بیهوش که بود شانس خوش :گفت لب زیر و زد او پهلوي به لگدي بسوزد .جون سگ- بلند.فتر بیرون اتاق از و بست را کمربندش بود شده دوخته او به نگاهش که حالی در.برداشت زمین روي از را کمربندش :زد صدا !نادیا،سپیده- و مدندآ سویش به سراسیمه بودند خانه هاي مستخدم جز که جوان دختر دو آن تا شد بلند گلویش در صدا بار چندین :گفتند !آقا بله- .برگردین هم سریع.بیمارستان ببرین پانیذو برین- رامبد.رفتند پانیذ اتاق به سرعت به و زد سپیده پهلوي به ایی سقلمه نگفت چیزي رامبد برزخی ي قیافه دین با نادیا ايبر شخصه به رضا چون.نبود مهم برایش زیاد چند هر.داد همگی به را پدرش فوت خبر و رفت خود اتاق به پریشان !او تا بود پدر پانیذ می اش خاله شوهر براي ناراحتی ي اندازه ناراحتیش شاید.بپاشد درون از که آنقدر نه اما بود ناراحت پدرش مرگ براي !زیاد دختر آن نحیف تن از انتقامش اما بود کم ناراحتیش ي اندازه چقدر.شد موهاي.دکشی صورتش به دستی.رسند می اقوام ي همه الان دانست می.شد بلند در صداي که بود نشده دراز تختش روي :گفت اخم با.بود دستپاچه که شد مواجهه نادیا با اما.آمد بیرون اتاق از و کرد مرتب را اش ژولیده اینجایی؟ هنوز که تو- ببریمش؟ چطور دونیم نمی.بده حالشون خیلی خانوم آقا:گفت ترس با نادیا .ببرش بیاد بزن صدا رو کامی برو.نیست خونه خانوم دیگه اون:کشید فریاد رامبد  ٧ سوي هب هم خود رامبد.رفت کرد می زندگی پارکینگ کنار در کوچکی اتاقت در که راننده سوي به لرز و ترس با نادیا وجهت) کامی( کامران قدمهاي صداي. شود باز در تا فشرد را دکمه است در دم کسی چه اینکه به توجه بی.رفت آیفون :گفت اخمش همان با برگشت کرد، جلب را اش .ببینش اینجوري کسی خوام ببرش،نمی پشتی در از- !سوخت می پانیذ براي دلش کسی نباید:اول قدم مهع که فهمید ها ماشین از.شد داخل هم سر پشت ماشین دو.شد خیره بیرون به پنجره از.رفت و داد تکان سر کامران می چرا بود خانه آقاي حالا اما دانست می را دلیلش.نرفت پیشواز به.نشست هایش لب روي پوزخندي.اند آمده هایش یحال در دید را کامران….بود مادر هم باز اما نکرد مادري که مادري بودند، کرده متهم را مادرش که کسانی پیشواز رفت شد احتر خیالش.رفت حیاط پشتی در سوي به آشپزخانه از و شد سرازیر ها پله از بود آغوشش در پانیذ جان بی تن که !را مادر و پدر بی دختر آن بر بسوزاند دل تا بیند نمی را او کسی رباب.ریخت بهم را آرامشش ي همه که هایش عمه پی در پی هاي جیغ و شد باز که شنید را در صداي برگردد آنکه بدون میرهب برات عمه:گفت و کشید آغوش در را او بود ریاگرانه او نظر به که آمیز محبت رفت رامبد سوي به بزرگش ي عمه .داداشم آخ.شدیم دار داغ.برم قربونت….شدي پدر بی که ….شده تنها پسرت ببینی کجایی.جون رضا.گلم داداش تدوس را پدرش اینکه عین در.زد می چاقش ي عمه پشت به ملایمی ضربات فقط احساس بی رامبد داد می ادامه رباب .بود متنفر او از اما داشت تکرار را حرف یک طوطی عین دو هر چون رسید می مسخره نظر به.شد دیگرش ي عمه نوبت شد جدا او از که رباب ما؟ پیش نیومد چرا کجاس؟ پانیذ پس:گفت و داد خود به تکانی رباب ناگهان ما.کردند می .بیمارستانه:گفت کشیده درهم هاي اخم با حوصله بی رامبد !بوده؟ رضا همراه اونم مگه:گفت تعجب با)رامبد کوچک ي عمه( رحیمه !هایش عمه خیالی خوش همه این به زد پوزخندي !نازینی پسر تو گفتن داشتن دوست از سهمش او و داشتند دوست را یتیم دختر این هم هایش عمه حتی !بود خبري کوتاه ي جمله این پشت حرف چقدر و :گفت اخم و جدیت همان با کرد، می وارد پی در پی را ها ضربه باید حالا اما .زدمش من- شد جا هجاب کمی) رباب شوهر(یوسف.شان برادرزاده شرمی بی این از شد گرد میانسال زن دو ي نشسته اشک به چشمان :گفت و !نشدیم؟ متوجه کردي چیکار پسرم- .بود ریاکارانه چیزشان همه.بودند داغدار هم چقدر بابا واسح بابا به زده زنگ رانندگی حین تو خانوم.نگرانشین همتون که لعنتی اون.اونه بابا مرگ باعث چون زدمش من- !اونه بابا مرگ مسئول.کرد تصادف شد پرت سوزونین؟ می دل براش شما اونوقت کارش تنها که آزاري بی و ساده دختر به کردند شک زود چقدر و.نبود سختی کار اصلا قوم این دل در انداخت شک !بود داشتنی دوست رضایی دل خنداندن کرده؟ چیکار مرده زلیل دختره بده مرگم خدا:گفت و کوفت صورتش به دست با تند رباب .کشتش کار کسو بی دختره آخرشم داده بال پرو بهش بس از.بود رضا تقصیر همش:گفت نیش و اخم با رحیمه .کرد را کارش.نشست رامبد هاي لب روي پوزخندي .بود پانیذ انداختن چشم از:دوم قدم !داشتنی دوست رضایی مرگ نه بود پانیذ از هایش عمه پچ پچ دگر حالا.شد موفق خود حتی دست بودن کلاغ در هایش عمه چون.شود می حل چیز همه بدهد جلوه مقصر را پانیذ که همین دانست می .بودند بسته هم را کلاغ را حرآمیزس بوي این.کرد حس کنارش را کسی حضور که نگریست را تاریک حیاط و رنگ بی ي شیشه به دوخت نگاه !قوم این مغرور.شناخت می خوب !زیبایی جنس از غرور، جنس از پروازي، بلند جنس از دختري نه؟ میاد مضحک نظر به:گفت برگردد آنکه بدون :گفت و دوخت رنگ بی ي شیشه به نگاه رامبد مانند) رباب دختر( زیبا نیستی؟ ناراحت اتفاق این از زیادم میاد نظر به چند چندان،هر نه- :گفت آمیز زمزمه.نشست لبش روي پوزخندي.بود مغرورانه هم نگاهش دختر این.برگشت سویش به رامبد میدونی؟ چی تو-

به هم ایی علاقه.دونم نمی هیچی و چی همه:گفت و ریخت روشن چشم دو آن التهاب در را نگاهش جسورانه زیبا ….نیست بد میان که کسایی دل براي بودن ناراحت ذره یه اما.ندارم دونستن .شد می داخل مهمان نه که عزادار مرتب که بود ثابت در به نگاهش.برگشت پنجره سوي به دوباره رامبد ینم….رفت اما داشتنش به بودنش به بودم دلخوش من.بودش اما برام نبود پدر رضا..دنیا ي همه اندازه.ناراحتم من- .بدم تغییر صورتمو خونسردي تونم نمی اما نیستم سرخوش.بریزم که ندارم اشکی اما داغونم من میگم؟ چی فهمی گیري؟ می پدریتو ي نداشته حق اون از داري چرا داشت، کرده عزیز اما نبود پدر رضا:گفت و داد تکان سر زیبا !نبوده کارساز زیبا براي دومش قدم که کرد فکر خود با رامبد اما رسهب مرادش به نتونست وقت هیچ چند هر بود دختر این مادر عاشق پدرم چون نداشتم پدر من:گفت تفاوت بی رامبد .نباشه پدر بی که کنه تصاحب اونو تونست دخترش .متاسفم.رامبد ایی بچه یه تو:گفت تاسف با زیبا الا؟ح اما بود آرزویش دختر این داشتن زمانی.رفت کنارش از که دوخت مغرور زیباي به و پنجره از برگرفت نگاه رامبد .کرد می نظر تجدید فکرهایش در کمی باید عظیم ثروت این بردن ارث به با شاید دوم فصل !داشت آشنا و دوست رضا چقدر.رفتند می و آمدند می تسلیت براي مرتب مردم.شد خیره قبر به زد می یحرف نه اما چرخاند می نگاه فقط سرگردانی و ترس با و بود زده خیمه قبر روي که دختري به قبر از گرفت نگاه این طول مامت در اما گذشت نمی بود شده آوار پانیذ سر بر عصبانیت تمام با که شب آن از روز چند شاید.کرد می گریه نه !متاسف نه بود متعجب جوان رامبد و زد حرفی نه و کرد گریه نه دختر این روز چند چهره در رحمی نه…اما برایش سوزاند می دل صورتش و ها دست روي ها کبودي جاي و بود باندپیچی هم هنوز سرش !مهربانی نه بود گستاخ جوان این ي …..شد مردم هاي تسلیت به دادن جواب سرگرم و گرفت پانیذ از نگاه غیظ با قدرت انگار دبو افتاده جانش به رحمانه بی رامبد که کذایی شب آن از بعد.نداشت باور را اتفاقات این.بود متحیر پانیذ اما دل کرد می آب روزي که هایی گریه و. بزند حرف توانست نمی هم کلمه یک اصلا چون بود داده دست از را آوایش .آمد نمی پایین هم قطره یک حالا را، داشتنی دوست رضاي

 !دیگران گوش در شد می پچ پچ آزارش قصد به که صداهایی و !درخت چون آسمان تا کشید می قد شد، می کوه دلش در غصه !بنوشند نفرتشان جام در خواستند می را او خون که هایی نامرامی این از گرفت بر نگاه دل در دبیای بالا صدایش آنکه بدون و کشید دست بود بلعیده خود در را داشتنی دوست رضاي تن که سرد خاك روي :گفت ببین ؟کنن می نگام دارن چطور حالا بود رضا عمو خوب دختر پانیذ براشون که اینایی ببین جون، عمو رفتی زود چقد- بود؟ن حق بود؟ بدي کار بمونم، شاد خواستم فقط کردن؟ زندگی از غیر کردم چیکار من عمو داره، نفرت که چشماشون بود؟ نبود، حقم اما.دارم مهرشو که کسی از ندارم شکایت.ببین کبودمو بدن و تن بودمو؟ک تن ببخشم؟ اینم اما. زود بخشم می.شمام ي شده تربیت خب آره؟ متنفره ازم وقتی دارم دوسش که ام دیوونه دق خدا هب رفتین؟ چرا دلتنگتونم، رو؟عمو باره نمی دیگه که اشکایی مو؟ رفته صداي مو؟ شکسته سر داغونمو؟ صورت .تنهام دیدن برام خوابی چه دونم نمی که قومی این تو.تنهام عمو، تنهام خونه، این تو کنم می نآ میان بود دار خنده.داد می آزارش بدجور کرد می نگاهش مفاخر کالاي مانند که میانسال و پوش شیک مردي نگاه !خریدارانه نگاه این نفرت هم الايب که کسی به و گرفت سرد خاك از به را اش دیده داغ نگاه شد رنجورش تن مرحم گرمیش که دستی احساس با .بود زیبا.دوخت بود، ایستاده سرش دل نفهمید و ندید پانیذ جز کسی و شناختنش می غرور و تکبر به همه که کسی! قوم این مهربان البته صد و مغرور دختر .است مهربان و بزرگ چقدر دختر این این رودن سر تا دهان و دل به کوبید مهر او و کرد می کر را فلک گوش نهاد می رسوایی به سر اگه عشقش داغ که آنقدر !ایوبی صبر .خونه میرن کنن می جمع دارن همه پاشو:گفت محو لبخندي با زیبا گفت؟ می چه بزند حرف که آمد نمی بالا صدایش وقتی .دختر پاشو توام با شنوي؟ می صدامو پانیذ:گفت زیبا آخ اما.ردک می درد خورد دیوار به سرش که جاي هنوز.رفت می گیج سرش.تکاند را سیاهش مانتوي پشت.شد بلند پانیذ !قوم این براي بود حرام هم گفت آره؟ داري درد هنوز:گفت و گرفت را بازویش زیر زیبا آمد؟ می بیرون گلویش از آوایی مگر زد؟ می حرف.کرد سکوت پانیذ

 خوبه؟ حالت نریختی؟ اشک قطره یه ، نزدي حرفی هیچ که روزه سه الان زنی؟ نمی حرف چرا شده؟ چت پانیذ:گفت زیبا !اصلا.نبود خوب .کرد پر را گوشش رباب صداي که بود سست هایش قدم این؟ به چسپیدي چیه دیگه، بیا مامان زیبا- !این با مساوي پانیذ.ریخت می دهانشان از گوهر گوهر بود داشتنی دوست رضاي تا که پانیذهایی آن شد این !بود بلد هم او کاش.بود شده فراگیري هنر شکستن دل !را رنجور ي شده تنها دختر این مادرش کرد می درك کاش.مادرش به کرد اخم زیبا کمربندش دش خم.کرد ماشین سوار را او احتیاط با.برد رنگش آبی بک هاچ سوي به را پانیذ مادرش حرف به اهمیت بی زیبا از خودم پیش بردمت می حتما گرنه و ندارم خونه خودم حیف:گفت زیبا.کرد وحرکت نشست فرمان پشت خود و زد را .اینا دست !را رضا ي کرده بزرگ یتیم نپذیرند داشتند حق.زیبا قول به اینا داشتند حق .منو دادي دق دختر، بزن حرف شده؟ چت پانیذ ساکتی،:گفت و شکست را آمده کش سکوت باز زیبا رامبد، ربندکم ترس از.ترس از.بود آمده بند زبانش.بزند حرف توانست نمی که کشید می فریاد کجا به آخر گفت؟ می چه !زجرآورش هاي حرف ترس از انگیزش، نفرت هاي نگاه ترس از حیرمت زیبا.خواهد می خودکار که فهماند زیبا به اشاره با و برداشت را ایی شده مچاله کاغذ ماشین داشبورد روي از آرام :وشتن پانیذ.داد پانیذ دست به و برداشت خودکاري بود شده پرت عقب صندلی که کیفش از و زد کناري را ماشین .بزنم حرف تونم نمی- :گفت نوشته از ترسیده زیبا و گرفت زیبا جلوي را کاعذ ویري؟ هیرو این تو گرفته شوخیت گفتی؟ چی- .نمیاد بالا صدام کنم می کاري هر:نوشت دوباره و داد تکان را سرش تند تند پانیذ بزارم؟ لمد کجاي اینو خدا اي.ترس از اومده بند زبونت.وحشیه گاو اون تقصیر:گفت و کشید فریاد عصبانیت با زیبا که نشد لال کارها، خیلی ها، حرف خیلی چیزها، خیلی به.کرد می عادت.نداشت غصه.دوخت بیرون به را نگاهش پانیذ صدایش شدن باز براي را او بود زده کتکش مرگ حد سر تا که مردي کرد؟ می چه اما بود مهم.بود بله بود؟ نبود، مهم ….شاید.کرد شبیمارستان راهی مرگبار کتک آن از بعد نکند حمل را قاتل لقب آنکه براي شاید.برد نمی نه برد؟ می دکتر به ***

٢ بارکش انگار هک کسانی سنگین هاي نگاه زیر پانیذ.رفت نبیند سنگدلیش ي همه با را رامبد اینکه براي و رساندش زیبا .کرد پرت اتاقش به را خود بودند شده نفرت :گفت هربانم لبخندي با.بود نادیا.کرد باز را در و شد بلند.شد بلند اتاقش در صداي که بود مانده چقدر دانست نمی دقیق .داره کارتون اتاقش برین گفت رامبد آقا- ….شاید و بود شاید زد؟ می حرف محبت با نادیا که بود خانه خانم هنوز مین مردي که زور پر جوان این از ترسید نمی.رفت رامبد اتاق به یکراست و آمد بیرون اتاقش از و داد تکان را سرش !کرد !را زیبا پرنسس این بود کرده تربیت خوب چقدر رضا.زد در احترام با رسید که اتاق در به چرمش ي نفره تک مبل روي رامبد.نخورد تکان اتاق در کنار از اما بست را در و شد داخل.شد انداز طنین رامبد صداي .کرد می مطالعه را کتابی و بود نشسته .جلو بیا:گفت و بست را کتاب.دید را پانیذ و کرد بلند سر :گفت رحمی بی با و کرد براندازش رامبد.ایستاد روبرویش دقیقا آمد جلو بلرزه، گور تو بابام تن خوام نمی که من خب اما.سربار یه جز به نیستی هیچی اصلا نیستی، خونه این دختر دیگه تو- ….اما نشی خیابونا آواره و باشی اینجا هنوز تونی می پس .دنش حشه*فا شایدم یا و خوابی کارتون از بهتر پیشنهادم:گفت و ایستاد روبرویش.زد پانیذ دور دوري،.شد بلند حد؟ چه در خودخواهی.شنید قلبش در را غریب چیزي شکستن صداي.گرفت قلبش نیست؟ گفتم که اینایی از بهتر چطوره؟ بودن خونه این کلفت:گفت پوزخند با رامبد کم جوابش شاید بود؟ قلبش دار وام مهرش هم هنوز اما.داشت دوستش که مردي از..گفت او مهر از.کرد نگاهش پانیذ ….باشد نه کم :گفت جدیت با و نشست مبل روي رامبد که شدي دبختب و تنها اینقد حالا.رفت داشتنیت دوست رضا،عموي.نیستی خونه این دختر دیگه.نادیا مثله یکی میشی – .نادیا پیش میري.. اجباریه موندنتم روز هر.یرس می من به:اینه خونه این تو ات وظیفه…خدمت پیش اینه بهترش خب.کلفت شی می و میگیري فرم لباس می آماده حمومو.دارم عادت دونی می که تو.میاري شکر و قهوه برام 10 ساعت سر شب هر.کنی می تمیز اتاقمو کمک ترادخ به نیستم وقتم هر.رسی می من شخصی کاراي به اینکه خلاصه و کنی می اتو و شوري می لباسامو.کنی

ببینمت اگه.زاري نمی بیرون خونه این از پاتم. کلفته یه بسه دیپلمم همین تا. تعطیل خوندن درس ضمن در….کنی می .کشمت می خونه این از بیرون فهمیدي؟:گفت و دوخت پانیذ به را نگاهش !باد مبارکش جدید زندگی این.فهمید .شد رامبدش زندانی.شد پسرش کلفت رضا عمو عشق فهمیدي؟: زد داد عصبانیت و اخم با طولانی سکوت این از جري رامبد :گفت و شد بلند حرص با رامبد.داد تکان را سرش و کرد نگاهش روح بی پانیذ کرده؟ تنتو نرمش هوس دلت کنی؟ عصبانی منو خواي می- .ترسید نمی.آرامشش این بود عجیب.کرد نگاهش فقط پانیذ :گفت و کشید را رنگ شب آبشار آن و کشید پانیذ موهاي در پنجه خشم با رامبد دي؟ نمی جواب چرا- داییص توانم نمی گفت می چطور.سوزاند می را سرش پوست بود زخم که قسمتی موهایی.شد جمع اش چهره درد از پانیذ .دهم وجواب کنم آوا را ایی کرده خفه که را :گفت و نواخت صورتش به محکمی سیلی خشم با رامبد .میدم نشونت باشه..زنی نمی حرف آره؟ کنی لج من با خواي می- .بود کمتر هم سواد بی یک از که میدانی چاله قلدر این.کشید کمربند !چشید کمربند اما نکرد ناله.کشید درد اما بکشد آه نتوانست حتی که دختري تن بر کوفت :گفت رحمی بی با رامبد.بود کرده خونریزي زخمش جاي.افتاد اتاق کف جان بی پانیذ تا کوفت آنقدر .بمیري حقته- زد زنگ او هب.برداشت را گوشی دوستش محمد فکر با.گرفت دستانش با را سرش و کرد پرت را کمربند.نشست مبل روي خیره ذپانی جان بی تن به حیرت با و بود جلویش محمد که نکشید طول هم ساعت نم.برساند زود را خودش که گفت و .بود شده رامبد؟ کردي غلطی چه:گفت عصبانیت با محمد .کرده خونریزي.ببند زخمشو تونی می اگه اتاقش ببرش کن

1.gif

فرمت کتاب نذار دنیا رو دیوونه کنم : PDF|APK|EPUB  

  • تعداد صفحات کتاب : ۱۹۴۹ صفحه پرنیان ، ۳۵۱صفحه پی دی اف

دانلود رمان براي اندرويد،تبلت با فرمت apk

دانلود رمان براي آيفون،ايپد،اندرويد،تبلت با فرمت epub

دانلود رمان براي جاوا با فرمت jar

دانلود رمان براي جاوا لينک کمکي

دانلود رمان براي کامپيوتر و موبایل PDF

منبع تايپ رمان : www.dlroman.ir

جهت درخواست رمان  به سوپر گروه ما  در تلگرام بپیوندید کلیک کنید !

کانال تلگرام رمان دانلود: Telegram.me/dlroman کلیک کنید !

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

اطلاعات مطلب

0
برچسب ها :

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

  1. Hamta گفت:

    سلام چرا نمیتونم دانلودش کنم !!؟؟ممنون میشم راهنماییم کنین

ارسال دیدگاه کاربر