برای بستن تبلیغات روی ضربدر سبز سمت راست کلیک کنید

قرعه کشی 95 سیب گراف

برترین رمان های سال شما میتوانید برترین رمان های جهان را در سال جاری مشاهده کنید

دانلود رمان آپارتمان شماره ۲۵ ا

دانلود رمان آپارتمان شماره 25مونا زارع

رمان ریما از الهه اختصاصی دی ال رمان + در حال تایپ

دانلود رمان ریماالهه

دانلود رمان دو نیمه ی سیب جلد دوم (موبایل و PDF) دانلود رمان ذهن خالی اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل ) دانلود رمان آینه ای در برابر آینه ات می گذارم جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت دانلود رمان فریاد اثر رقیه نصرالله پور دانلود رمان وسوسه از زهره کلهر دانلود 137380_280x382 دانلود رمان, دانلود رمان ایرانی , رمان بدون سانسور, دانلود عشق کشکی, رمان هایی رویا, , رمان عشق کشکی از رویا, رویا, عشق کشکی, بیوگرافی نویسنده رویا, رمان فارسی رویااولین سایت رمان ایرانی , ,رمان عاشقانه, ,dlroman, دانلود رمان, دانلود رمان عاشقانه, عشق کشکی, , دانلود رمان بدون سانسور, ، رمان های رویا, ، رمان, دانلود رمان عشق کشکی, ، دانلود رمان برای اندروید عشق کشکی, ، دانلود رمان برای جاوار عشق کشکی, ، دانلود رمان عشق کشکی برای کامپیوتر نسخه PDF, ، دانلود رمان عشق کشکی برای موبایل نسخه پرنیان, دانلود رمان عشق کشکی برای موبایل نسخه کتابچه , دانلود رمان عشق کشکی برای موبایل اندروید و آیفون نسخه EPUB , دانلود رمان , خواندن رمان عشق کشکی , خواندن انلاین عشق کشکی , دانلود رمان عاشقانه , ، دانلود رمان زیبا ، دانلود رمان هیجانی ، دانلود رمان جدید ، رمان پربازدید, نود و هشتیا , تک سایت , رمانستان , رمانسرا , رمان نویس, رمان عاشقانه, رمانی ها , بوستان رمان , دنیای رمان, دوسـتـداران رمـان, رستوران رمان, شهر رمان, رمان عاشقانه جدیدو, رمان جدید, نگاه دانلود, رمان 98, رمان رمان رمان,

دانلود رمان عشق ابدی قسمت  اول اختصاصی دی ال رمان


دانلود رمان, دانلود رمان ایرانی , رمان بدون سانسور, دانلود عشق ابدی, رمان هایی یاسمن قاف, , رمان عشق ابدی از یاسمن قاف, یاسمن قاف, عشق ابدی, بیوگرافی نویسنده یاسمن قاف, رمان فارسی یاسمن قافاولین سایت رمان ایرانی , ,رمان عاشقانه, ,dlroman, دانلود رمان, دانلود رمان عاشقانه, عشق ابدی, , دانلود رمان بدون سانسور, ، رمان های یاسمن قاف, ، رمان, دانلود رمان عشق ابدی, ، دانلود رمان برای اندروید عشق ابدی, ، دانلود رمان برای جاوار عشق ابدی, ، دانلود رمان عشق ابدی برای کامپیوتر نسخه PDF, ، دانلود رمان عشق ابدی برای موبایل نسخه پرنیان, دانلود رمان عشق ابدی برای موبایل نسخه کتابچه , دانلود رمان عشق ابدی برای موبایل اندروید و آیفون نسخه EPUB , دانلود رمان , خواندن رمان عشق ابدی , خواندن انلاین عشق ابدی , دانلود رمان عاشقانه , ، دانلود رمان زیبا ، دانلود رمان هیجانی ، دانلود رمان جدید ، رمان پربازدید, نود و هشتیا , تک سایت , رمانستان , رمانسرا , رمان نویس, رمان عاشقانه, رمانی ها , بوستان رمان , دنیای رمان, دوسـتـداران رمـان, رستوران رمان, شهر رمان, رمان عاشقانه جدیدو, رمان جدید, نگاه دانلود, رمان 98, رمان رمان رمان,
1.gif نام کتاب رمان : عشق ابدی

1.gif نام نویسنده : یاسمن قاف
1.gifقسمت اول عشق ابدی

1.gifخلاصه داستان رمان عشق ابدی :

داستان زندگی من..یاسمَن..عشق ابدی من که تو قلبم نهفته شده…خیلی سختی کشیدم اما..خستگیم با عشقم در میره..امید دارم که ی روزی میاد که تا ابد باهمیم

دانلود رمان جدید

رمان جدید از یاسمن قاف عشق ابدی

دانلود رمان جدید

_باشه بریم.
راه افتادیم اون جلو تر از من رفت و گفت ده دیقه دیگه برم که تابلو نشه،منم رفتم.اون جلو تر از من راه میرفت و هر چند دقیقه یکبار نگاهم میکرد که یکدفعه چند تا دختر افتادن جلوش و اونم ی مکث کرد از قصد که من بیوفتم جلوش افتادم جلوش رسیدیم خیابون طالقانی که زنگ زد به تبلتم.
_الو سلام.
+سلام.چرا اخم کردی؟
_اخم نکردم تو خیابون اینجوریم جدی ام.
+آها.باشه.
لبخند زدم تا بفهمه خوبم و نگاهش کردم لبخند زد.وای که وقتی لبخند میزنه کل دنیا انگار برای منه!
رفتیم ساختمون پزشکان اول صبح فقط ی دکتر مرد باز بود اول رفتیم طبقه 3 که اونجا ی سری آدم نشسته بودن(دوتا زن ی پیرمرد و ی پسر جوون) ما اس بازی میکردیم صدای تبلتم و گوشیش و نگاهایه معنی دارمون کافی بود تا لو بریم و تابلو بازی بشه.دکتر طبقه بالا نبود،پس رفتیم پایین کیف و پالتومو گذوشتم پیشش اون تو سالن انتظار منتظر بود.من رفتم داخل مطب
_سلام.
+سلام.
_ببخشید ی ویزیت میخواستم.
+دفترچه داری؟
_بله.
دفترچه رو دادم به منشی.
_چقد میشه؟
+بیست تومن.
پولو دادم.
+بشینید منتظر بمونید تا دکتر بیاد.
_دکتر کی میاد؟
+ساعت ده.
با اس به سبحان اطلاع دادم دکتر ده میاد و گفت میخوای بیام گفتم باشه.اومد تو و نشست بازم تابلو بازی شد از پالتو و کیفم که دستش بود.
اونجا با سبحان کلی اس بازی کردیم لوس بازی در اووردم براش.
+اونجوری حرف نزن میام لباتو میکنما.
_خخخخ.
+نخند.میاما.
منشی با تلفن ور ور میکرد رفت تو اتاق امپول زنی و سبحان به خواستش رسید اومد منو بوسید منم بوسیدمش و تند رفت نشست سرجاش مطب دوربین نداشت خوشبختانه.

ی منشی دیگه اومد داخل مطب و رفتن اتاق امپول زنی شروع کردن فک زنی!خخخ
ایندفعه من از موقعیت استفاده کردم پریدم بوسیدمش تند رفتم نشستم سرجام.تا اینکه ی خانومه اومد تو و منشی در اومد.
ی 15 دقیقه بعدم دکتر اومد.منشی باهاش احوال پرسی کردو بهم گفت برم تو.رفتم داخل.
_سلام.
+سلام.مشکلتون چیه؟
_ی مدته خون دماغ میشم با خون دماغ شدن سرم درد میگیره وضعف میکنم.اردیبهشت آزمایش دادم عادی بوده فقط سیستم دفاعیم ضعیف بود که دارو خوردم درست شد.الان حالت تهوع و سردرد و سرگیجه ام دارم.خواب و خوراکمم بهم ریخته.
+از دوطرف بینی خون میاد یا ی طرف؟چقد طول میکشه تا بند بیاد؟
_از ی طرف بعضی وقتها طرف راست و بعضی وقتها چپ.حدودا 15-25 دقیقه.
+دراز بکشید.
دراز کشیدم با ی وسیله چکش مانند میزد به پشتم و میگفت درد گرفت بگو تا رسید به قسمت معدم که دردم گرفت.
_آخ!
+درد داشتی؟
_بله.
+خب بیا پایین.
رفتم پایین نشستم.تو دفترچم دارو نوشت و تاکید کرد به موقع داروهامو بخورم.
_ببخشید.لازمه دوباره آزمایش بدم؟!
+بله.برای احتیاط برات نوشتم.
رفتم با سبحان رفتیم داروخونه.
+چی گفت؟
_هیچی آزمایش خون نوشت.
+باهم میریم.
_باشه.
دفترچمو گرفت و رفت پیشخون داروخونه و داروهارو گرفت میخواستم پولشو حساب کنم که نزاشت.
دیدم تو کیسه داروها ی آمپول هست ترسیدم.
_وای سبحان آمپوووول.
+سیس.میترسی؟
_آره.
+من پیشتم عشقم نترس.
_باشه.
رفتیم داخل مطب و داروهارو بردم پیش دکتر گفت آمپولو اشتباه دادن که من از ذوق نمیدونستم چیکار کنم.
رفتم بیرون.
_آمپول برای من نبود اشتباه گذوشتن.
+خخخخخ.در رفتیا.
_آره.خخخ.
+ای حال میداد الان امپول میزدی دردت میومد جیغ میزدی خخخ.
_عه!سبحاااان!
+شوخی کردم نفسم.
_باشه خخخ.

رفتیم خونه اونم سریع رفت خونشون تا نهار بخوره زود بره مد دیرش شده بود.قرار شد دوشنبه بریم ازمایش چون یکشنبه سه زنگ ریاضی داشتم اونم که عاشق ریاضی و خیلی تاکید میکرد که از ریاضیت عقب نیوفت.دوشنبه شد شبش برف اومده بود و هوا سرد بود و بازم من فرار از مدو آغاز کردم.ایندفعه مامانم تا سر کوچه کوچیکه اومد و رفت منم تا از در مد نگذشته بودم نازیو پیچوندمورفتم اما درست وقتی که داشتم میپیچیدم طرف کوچه پشتی ماشین بابا رو دیدم تو دلم گفتم حالا خوبه تابلوئه(لیفان سفیدX60)برگشتم تو تا منو ندیدن و قایم شدم پشت ماشینی که تو کوچه کوچیکه بود تا رفتنو منم در اومدم و رفتم .کوچه پشتی همش بیابونی بود و تو بیابونا برف مونده بود خیابونم مونده بود اما کم.دوتا عکس انداختم.و راه افتادم به سمت خونه تو راه داشتم میخوندم.
_دیرُم دیرُم آخ جون!میخوام بِرُم آخ جون!قِرِ کمری آخ جون!تو پنج دری آخ جون!
تا اینکه رسیدم خونه درو باز کردمو اومدم تو.چت کردیم تا اینکه اومدو راه افتادیم تو راه برف بازی کردیم تا رسیدیم ازمایشگاه.رفتم دفترچرو دادم پیشخون ازم شماره و ادرس خواست شماره سبحانو دادم.
بهم گفت بشین نشستم دو دقیقه بعد ی مرده اومد نشست کنارم خودمو کنار کشیدم سبحانم به غیرتش برخورد به مرده نگاه کرد مرده پاشد سبحان سریع اومد نشست جاش و چسبید به من براش مینوشتم میزدم دستش میخوند.
_میترسم.
+عشقم نترس پیشتم.
_باشه نفسم.
***********************************

دوستان این دیگه اخرین ارسالم تو امساله داریم میریم مسافرت.ی قسمت 7 ام میزارم ی قسمت ام 11ام.
↓سپاس از اینکه رمانو دنبال میکنید.
عیدتون به شیرینیه باقلوا(:خوش بگذره^_^

پیجم کردن.رفتم تو اتاق و نشستم روی صندلی آستین مانتومو زدم بالا و چشمامو بستم خون و گرفت.
_آخخ!
سالن آزمایشگاه پر بود و شلوغ آخه شهر ما فقط 2تا آزمایشگاه داره.
تموم شد و رنگم مثل گچ شد لبام خشک شد.کشون کشون تا سالن رفتم چند تا بطری کوچیک برای نمونه مدفوع و ادرارم دادن و رفتم، البته قبلش حساب کرده بود سبحان.
کشون کشون میرفتمو دنبال سبحان میگشتم چشمام سیاهی میرفت سردم بود.
سبحان نبود!احساس تنهایی کردم.رو راه پله نشستمو به سبحان اس دادم که کجاست و اونم رفته بود تو راه پله طبقه بالا قایم شده بود،آخه یک نفر شبیه مادربزرگش یاسمن دیده بود.
_کجا بودی؟!
+ببخشید عزیزم آخه یکی کُپِ یاسمن دیدم.
_اشکال نداره معذرت نخواه(:
+سرت گیج میره ؟بزار کمکت کنم.
اومد دستمو گرفت آروم آروم از پله ها رفتیم پایین دستمو ول کرد نزدیک بود بخورم زمین.
+مواظب باششش!
+بیا ی چیزی بگیرم بخوری فشارت افتاده.
_نه نمیخواد اووردم بریم سردمه.
+باشه.
از کوچه های پشتی رفتیم دستمو گرفت.گرمای دستاش اونقد بهم قوت میداد که هیچی از حالم نمیفهمیدم.
رفتیم خیابون طالقانی دستمو گرفت باز،انگار نامزد بودیم!پیشش خیلی احساس خوشبختی میکردم انگار دنیا برای من بود.به ویترین مغازه ها نگاه میکردم دلم میخواست به همه بگم منو اون با همیم!خب احتمالش میرفت ی فامیل مارو ببینه ولی اینقد خوب بود که گفتم جهنم ببینه!
اومدیم خونمون چون مدرسش دیر شده بود عجله داشت.
اومد تو یکم همو بغل کردیم و بوس کاری رو مبلمون که اولین روز نشسته بودیم نشستم و بغلم کرد خوشحال بودم خیلی بیشتر از هروقت دیگه. خسته بودم، تو بغلش لم دادم.
رفتم تو فکر کاش همیشه همینجا بودم تو بغلش کنارش همه جا پیشش بودم همه جا!از فکر اومدم بیرون.
_من ترو میکشم!
+چرا..فهمیدی؟
_چیرو؟
+هیچی..!
_نه باید بگی..!
+هیچی حالا بعدا میفهمی!
_واییی!خب بگو از فضولی مردم.
+نمیشه بعدا میفهمی الان بگم نمیشه!
_باشه.
بغلش کردم همو بوسیدیم و رفت دلم نمیخواست بره اما چاره ای نبود خودشم نمیخواست اما خب نمیشد مدرسه نره!
رفت مدرسه و من قرار شد 5شنبه نمونه هارو تحویل ازمایشگاه بدم.
مامانم خواب بود آروم زدم رو کتفش.
_مامان من علوم مشکل دارم ننوشتم جزومو نصفس میشه برم از کمالی (دوستم)بگیرم؟!
+باشه.اما زود برگرد هوا تاریک نشده.
_باشه.
مانتو مشکی جذبم و شلوار دمپا جیگریمو با شال جیگریم ست کردم و پالتوی مشکیمم روش پوشیدم.مامانم اومد و رفت آشپزخونه آب خورد دوباره تو تختش دراز کشید.
_مامان من دارم میرم.
+زود باش تا هوا تاریک نشده برگرد.
_باشه.
+کجا میری که اینجوری تیپ زدی!؟
_تیپ؟؟؟ تیپ نزدم!
+باشه برو.
سریع رفتم نمونه هارو چپوندم تو کیسه رنگی و گذوشتم تو کیفم و رفتم کفش پوشیدم که مامان اومد..!
+تو کیفت چیه؟
_ه…هی..چی!
+الکی نگو!بده ببینم!
_مامان..مام..ان بخدا.
+بده حرف نزن..ببینم چه غلطی کردی…!
کیفمو از دستم محکم کشید.بیشتر بخاطر این ترسیدم که سبحانو بفهمه چون شماره اون تو قبض بود.قبضم،تو کیسه بود!
نمونه هارو از کیسه در اوورد.
+اینا چیه؟
_نمونس.
+خب میدونم!برای کیه؟!
_برای خودمه!
+دروغ نگو!
_بیا روشو بخون نوشته یاسمن.قاف!
+برای چی؟؟!
_ازمایش دادم.
+برای چی بدون اجازه ازمایش دادی؟؟؟؟!
_شما نمیبردید دکتر.خودم رفتم..
+تو..تووو..غلط کردی!
_مامان بخدا شما نمیبردید هرچی میگفتم.
+برای چی آزمایش دادی..؟اونم بی اجازه؟؟
_بخدا هیچی چند وقت بود خون دماغ میشدم سرم درد میگرفت خون بند نمیومد!
+باشه حالا گمشو برو اونارو بده بیا تا هوا تاریک نشده گمشو..!
_باشه..
تند تند دویدم تا خیابون طالقانی ی تاکسی گرفتم پریدم بالا.
_آزمایشگاه غدیر.
رسیدیم چون 5شنبه بود خیابون اصلی شلوغ بود.
_ آقا میشه همینجا نگه دارید تا بیام؟
+بله.چقد طول میکشه؟!
_ده دیقه.
+باشه من تو اون کوچه فرعی پارک میکنم.
_باشه زود میام.ممنون.

کانال تلگرام رمان دانلود: Telegram.me/dlroman کلیک کنید !

اطلاعات مطلب

0
برچسب ها :

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر