جدیرین رمان های امروز شما میتوانید برترین رمان های روز جاری مشاهده کنید

دانلود رمان شکلات تلخ منسوگل فتحی

دانلود رمان عشق و اسارتفریبا آرامیان

gole-hasrat

دانلود رمان گل حسرت لیلی تکمیلی

دانلود رمان زیبای من م.عبدی

دانلود رمان دریاچه شیشه ایمائیو بنچی

دانلود رمان مومیاییپگاه

دانلود رمان بخار سرد اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )

دانلود رمان, دانلود رمان ایرانی , رمان بدون سانسور, دانلود  بخار سرد, رمان هایی neghabdare makhfi,  , رمان بخار سرد از neghabdare makhfi, neghabdare makhfi, بخار سرد, بیوگرافی نویسنده  neghabdare makhfi, رمان فارسی  neghabdare makhfiاولین سایت رمان ایرانی , ,رمان عاشقانه, ,dlroman, دانلود رمان, دانلود رمان عاشقانه,  بخار سرد, ,  دانلود رمان بدون سانسور, ، رمان های neghabdare makhfi, ،  رمان,  دانلود رمان  بخار سرد, ، دانلود رمان  برای اندروید بخار سرد, ، دانلود رمان برای جاوار بخار سرد, ، دانلود رمان بخار سرد برای کامپیوتر نسخه PDF, ، دانلود رمان بخار سرد برای موبایل  نسخه پرنیان, دانلود رمان بخار سرد برای موبایل نسخه کتابچه , دانلود رمان بخار سرد برای موبایل اندروید و آیفون نسخه EPUB , دانلود رمان , خواندن رمان بخار سرد , خواندن  انلاین بخار سرد ,  دانلود رمان عاشقانه , ، دانلود رمان زیبا ،  دانلود رمان هیجانی ،  دانلود رمان جدید  ، رمان پربازدید,  نود و هشتیا ,  تک سایت , رمانستان ,   رمانسرا ,  رمان نویس,   رمان عاشقانه, رمانی ها ,  بوستان رمان  , دنیای رمان, دوسـتـداران رمـان, رستوران رمان, شهر رمان,  رمان عاشقانه جدیدو,  رمان جدید, نگاه دانلود, رمان 98, رمان رمان رمان,
1.gif نام کتاب رمان : بخار سرد

1.gif نام نویسنده : neghabdare makhfi
1.gifحجم رمان بخار سرد :

1.gifخلاصه داستان رمان بخار سرد :

دانلود رمان جدید

رمان جدید از neghabdare makhfi بخار سرد

دانلود رمان جدید

1.gif

فرمت کتاب بخار سرد : PDF|APK|EPUB

قسمتی از رمان :

با پشت دستم اشکام رو پاک کردم تو یه لحظه بلند شدم و دوییدم .نمیدونستم کجا فقط دوییدم .
نفسم که تنگ شد ایستادم و به پشت سرم نگاه کردم . کسی نبود .
بین درخت ها نشستم .از این تنهایی دلم ریخت… خودم رو عقب کشیدم و به تنه ی درخت تکیه دادم .
پاهام رو تو شکمم جمع کردم . از ترس دست هام میلرزید . سرم رو روی زانوم گذاشتم و بغضم رو خوردم .
فکرم رفت سمت حرف های بهرام … هنوز باورم نمیشد چی شنیدم .
همیشه آرزوی شنیدن این حرف ها رو داشتم . همیشه توهمم این روز بود ولی …
جانم بود گره ی ابروهای مرد …
میدونستم اذیت میشه میدونستم یه روز خسته میشه … اصلا بهرام از کجا پیداش شد .
با حس فرو رفتن تو آغوش کسی چشمام رو باز کردم . از این آغوش نمیترسیدم …


خودم رو بیشتر تو آغوش عاطفه فشردم و هق زدم . بغضم رو شکستم .
دست های عاطفه کمرم رو نوازش میکرد …
-آروم باش عزیزم. تموم شد … غلط کردم تنهات گذاشتم آروم باش حالت بد میشه .
-چرا رفتی ؟ چرا بهرام اومد ؟ چرا الان باید حرف بزنه ؟
عاطفه کمکم کرد تا بلند شم …
-پاشو غزاله جان پاشو بریم .
تا خونه حرفی نزدیم .مثل عروسکی بودم که هر طرف کشیده میشه …
روی تخت دراز کشیدم ، عاطفه کنارم روی تخت نشست :
-نمیخوای حرف بزنی ؟
دست عاطفه رو گرفتم …
-دوسش دارم .
-میدونم .
-نمیخوام اذیت شه … نمیخوام خسته شه .
-میدونم .
-نمیتونم اعتماد کنم . اگه ولم کنه بره چی ؟
عاطفه موهام رو از صورتم کنار زد و پتو رو روم کشید :
-الان فقط بخواب بعدا دربارش فکر کن .
قبل از این که بره دستش رو گرفتم .
-چی کار کنم ؟
-به نظر پسر خوبی بود . گاهی وقتا باید ریسک کرد .
به رفتن عاطفه نگاه کردم . کلافه بودم …آخه چرا یه دفعه ؟؟؟؟

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

اطلاعات مطلب

0
برچسب ها :

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر