برترین رمان های امروز شما میتوانید برترین رمان های جهان را در روز جاری منتشر شده اند مشاهده کنید

دانلود رمان مازوخیسم

رمان مازوخیسمگالیور

دانلود رمان تقاص

رمان تقاصV.rahimi1

دانلود رمان ترانه ی هستی من

رمان ترانه ی هستی منیاسی

دانلود رمان به سبزی دست های تو

رمان به سبزی دست های توBeste

دانلود رمان ارباب زاده مغرور من

رمان ارباب زاده مغرور من الهه اتش

دانلود رمان آرام اما طوفان

رمان آرام اما طوفانShaghayegh27

دانلود رمان ازدواج توتیا

رمان ازدواج توتیانیلوفر قائمی فر

دانلود رمان لجبازی آقا بزرگ

رمان لجبازی آقا بزرگراز.س(شاهتوت)

رمان روز نود و سوم از نیلوفر قائمی فر

رمان روز نود و سوم قائمی فر

نقد و بررسی رمان یکی از دوستان

نقد و بررسی رمان یکی از دوستان

 نقد و بررسی رمان یکی از دوستان

سوال آیدا:
سلام.من ۲۴ سال سن دارم و از ۱۲ سالگی داستان و رمان می نوشتم برای خودم،این کار آرامم می کند و همچنین احساس می کنم دنیایی دارم برای خودم که غیر این دنیاست و هر زمان که بخواهم می توانم در آن زندگی کنم.خیلی از رمان های آن زمانم الان خنده داره واسم.دلم می خواهد بتوانم روزی رمانی را چاپ کنم.به نظر خودم قدرتش رو دارم اما نمی دونم ارزش چاپ کردن دارند یا هنوز راه زیادی رو در پیش دارم.من آدرس وبلاگی که دوبخش از رمان جدیدم رو داخلش گذاشتم براتون می نویسم. اگر می شه بخونید و نظرتون رو بهم بگید…

■ پاسخ من: آیدای عزیز سلام.
در آدرسی که داده بودی من بخشی از رمانت را خواندم.
به نظرم ذهن داستان پردازی داری و حتما می‌توانی با تمرین و ممارست در امر نوشتن رمان، قدم‌های محکمی برداری و به آنچیزی که دوست داری، یعنی چاپ کتاب، برسی. پیش از پرداختن به نقد کوتاهی درباره‌ی رمانت لازم است حتما توصیه کنم که برای پیشرفت در امر نوشتن رمان حتما باید رمان بخوانی، و آن هم رمان‌های خوب، مخصوصا در ژانری که دوست داری (مثل ژانر پلیسی و کارآگاهی یا ژانر عاشقانه و یا اجتماعی). اظهار نظر درباره‌ی این که آیا استعداد و توان نوشتن رمان را داری یا نه کار سختی است و من هم نمی‌خواهم جواب قطعی در این مورد بدهم که بله یا نه، اما با همین سطرهایی که از رمانت خواندم به نظرم آمد که می توانی با برطرف کردن نقاط ضعف و پرورداندن نقاط قوت کارت، کتابهایت را به چاپ برسانی.
و اما درباره‌ی رمانی که پیشنهاد خواندن آن را در وبلاگت به من دادی.
امیدوارم چند نکته ای که در اینجا برایت می نویسم به کارت بیاید.

یک: زبان و نثر رمان= معمولا برای روایت کل رمان چه از زبان اول شخص (مثل رمان تو) یا سوم شخص (در کتابهای دیگران) از نثر کتابی استفاده می کنند و نه محاوره. از نثر محاوره ای بیشتر در نوشتن دیالوگ‌ها (گفتگوی بین شخصیت ها یا گفتگوی ذهنی شخصیت با خودش) استفاده می کنند. اگر بخواهی برای نوشتن کل رمان از نثر و زبان محاوره ای و شکسته استفاده کنی باید منطق قابل قبولی برایش داشته باشی. منظور از محاوره ای نوشتن، هم در زبان و لحن نوشته هست و هم در شکستن کلمات مثلا به جای «را» نوشته ای «رو» یا به جای «آن‌جا» نوشته‌ای «اونجا» و … بعضی از تعبیرات هم درست نیست مثل این سطر در ابتدای رمان: (چادرم را سر کردم و حسابی خودم رو تو آینه دید زدم.) «دید زدن» در اینجا درست نیست و بهتر بود از تعابیری مثل «برانداز کردن» و یا «از نظر گذراندن» و … استفاده می کردی.

دو: توصیف در رمان: توصیف در رمان باید به جا و ضروری باشد. نمی‌شود که در همه جا روایت رمان را به حالت تعلیق دربیاوری و شروع کنی به توصیف چشم و ابرو و قد و هیکل آدم‌ها. پرداخت شخصیت‌ها خوب است به شرطی که واقعا تصویرگرد آدم‌های رمان باشد و در ضمن تصور دقیقی از او ذر ذهن مخاطب به وجود بیاورد. همچنین ضرورتی ندارد درباره ی تمامی ویژگی‌های شخصیت به یکباره اطلاعات بدهی. بهتر است در طول رمان و بنابر اقتضا درباره ی ویژگی‌های بیرونی (مثل توصیف صورت و هیکل) و ویژگی‌های درونی (مثل شجاع و دلیر و بخشنده بودن) آنها اطلاعات بدهی. و دیگر این که توصیفات نباید تکراری باشد مثلا تو در دوجا برای توصیف چهره ی شخصیت ها از این جمله استفاده کرده ای: (پوست سفید و صورت کشیده)
و یک نکته هم این که بعضی از توصیفات از زبان راوی رنگ و بوی جنسی و همجنس‌خواهانه دارد: (همیشه موهای لخت مشکی پرکلاغیش رو بلند و مدل دار نگه میداشت،چشمای مشکیاش حالت درشت و جذابی داشت و هر کسی رو وسوسه میکرد، بینی کوچکش هم با لب کوچکش هم خوانی داشت و به صورت گرد و دلربایش می آمد.) گذشته از این تصور موی مدل دار برای یک زن پلیس محجبه‌ی ایرانی هم …

سه: باورپذیری = طبعا وقتی می نویسی که شخصیت اصلی رمان برای کار در اداره پلیس چادر به سر می‌کند به ما این ارجاع را می دهی که وقایع و اتفاقات در ایران امروز اتفاق می افتد. اما وقتی در جایی دیگر می گویی که سرگرد برادر خواهر سروانش را توی اداره می بوسد، از آنجایی که چنین اتفاقی معمولا (و شاید اصلا) در ادارات دولتی ما، مخصوصا جایی مثل پلیس روی نمی دهد، باورپذیری رمان تو مخدوش می‌شود و مخاطب دیگر داستان را باور نمی کند. روابط بین آدمهای توی اداره پلیس هم باز دچار نقصان هست. یا مثلا وقتی می نویسی که شخصیت اصلی تو با بزک و دوزک وارد اداره می شود باز برای جامعه‌ی ما چندان باورپذیر نیست و منطق رمان تو زیر سوال می‌رود. بعضی از اطلاعاتی که در طول رمان داده می‌شود هم خالی از اشکال نیست. مثل پوشیدن لباس فرم پلیس توی خود اداره. یا انتخاب درجه‌های پلیسی، مثل درجه‌ی سروان برای یک دختر بیست و چند ساله، شخصیت اصلی فوقش ستوان شود! در مورد اسامی هم به نظرم هرچند می شود گفت کلیشه زدایی کرده ای و از اسامی تکراری (و مخصوصا عربی) استفاده نکرده ای که جای تقدیر دارد، اما باز هم به نظر کمی افراط کرده ای و شنیدن این همه اسم ایرانی در یک جا توی ذوق می‌زند.

و اما در پایان: مرسی از این که به اینجا اعتماد کردی. خوشحالم از این که کارت را خواندم. علی رغم نقدهایی که به رمانت دارم (و بخشی از آن را نوشتم) اما به نظرم تو ذهن خلاق و مستعدی داری و می‌توانی با خواندن آثار نویسندگان بزرگ و تمرین و بهره بردن از نقد و نظرات افراد باتجربه در این زمینه تمامی این نقایص را به نقاط قوت خودت تبدیل بکنی. بنابراین مطالعه و تمرین را فراموش نکن.

به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

اطلاعات مطلب

0

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر

دریافت و درخواست رمان های جدید در کانال ما کلیک کنید