دانلود رمان جدید دانلود رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا) | دانلود رمان جدید | دانلود رمان | دی ال رمان
شنود صدای دیگران و شماره یاب10000

شنود صدای دیگران و شماره یاب

برنامه ای ساخته شده توسط شرکت سامد انفورماتیک کیش – سهامی خاص - . با استفاده از این برنامه میتوانید به صورت مخفیانه و بدون فهمیدن شخص در هر نقطه و مکانی صدای او را بشنوید و از موضوع مکالمات مخاطب خود مطلع شوید . نیازی به فاصله نزدیک نیست ! حتی کیلومترها دورتر ! شما به راحتی با نصب این اپلیکیشن بر روی" موبایل خود " و انجام تنظیمات مربوطه ، در هر لحظه میتوانید با گوشی خودتان ، گوشی مخاطبتان را تبدیل به یک دستگاه شنود پیشرفته کنید و از گوشی مخاطب خودتان به عنوان یک دستگاه شنود استفاده کنید و تمام صحبتهای او را بشنوید ! این اپلیکیشن حتی هنگامیکه گوشی مخاطب شما خاموش است نیز فعال است ، فقط کافیست گوشی موبایل در فاصله ای کمتر از 10 متری فرد باشد تا کاملا صدای او را واضح بشنوید !

یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

 دانلود رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

 

خب ژانر رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)چیه ؟

عاشقانه٬اجتماعی

خب رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)چند صفحه داره ؟

۹۲

خلاصه رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

سلام دوستان از این که دیرشروع کردم منو ببخشین و دوستانی که جلد اولو خوندن می دونن که من نوشته بودم پدر نفس یک ماه دیگه حکم قصاصش اجرا می شه اما وقتی تحقیق کردم کمتر از یک سال همچین حکمی رو اجرا نمی کنن و شما اون یک ماه رو نادیده بگیرین و یک سال رو فرض کنین ممنون….
مقدمه:نگاه تومانند نسیمی آرامکشتی طوفان زده ام رابه فراسوی دریا های عاشقی کشاندحیف که گردباد خیانتت مرا در هم درنوردید..ًخلاصه: جلدیک رمان در اونجایی تموم شد که ایلیا نفسو از خونه بیرون کرد و وقتی نفس به خونه رفت و جریان رو برای مادرش تعریف کرد سعیده حالش بد شد و…. پایان خوش

چند صفحه ای اول رمان : یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا) با هم بخونیم

قسمت اول نفس: خدای من چرا این جوری شد؟؟ من که چیزی نگفتم چرا این طوری شد این

مصیبت جدید رو دیگه نمی تونستم تحمل کنم… خدایا چه بدبختی بودم ،من و نیاز بالا

سرِمامان نشسته بودیم و هق هق می کردیم… با شنیدن زنگ ناهنجار در خونه ازجا پریدم و

دماغم رو پر سرو صدا بالا کشیدم و با دو خودمو به حیاط رسوندم… نفهمیدم چطوری درو باز

کردم … دکتر اورژانس:بیمار کجاست؟؟؟ درحالی با درد هق هق می کردم با صدای پر دردی

گفتم: تو خونه است توروخدا یه کاری کنید… دکتر که مرد مسن و عبوسی بود منو کنار زد و

همراه دستیارش به سرعت داخل خونه شدن … من هم دنبالشون دویدم و وارد خونه شدم…

نیاز ِبیچاره همون طور با حال نزارش

از امیدوارم رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اینم رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا) از نویسنده محبوب قلب پاییز براتون تدارک دیده بودیم

منبع تایپ رمان :  negahdl.com

ادرس کانال  دی ال  رمان  رو  یادتون نره اینجا کلیک کنید  😀 

اگه رمان درخواستی دارین میتونید تو  سوپر گروه ما  عضو  بشید به همین راحتی !

اگه  شما نویسنده  رمان  یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)  هستین و  دوست ندارین  رمانتون  اینجا  باشه  از بالا  با تماس با ما  در ارتباط باشید

به این پست امتیاز دهید.
Rate this post
بازدید : 69 بار بار دسته بندی : یک روز توزندگیم بودی تاريخ : ۲۰ دی ۱۳۹۵ به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

18 + هفت =

برچسب ها

، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،