برترین رمان های امروز شما میتوانید برترین رمان های جهان را در روز جاری منتشر شده اند مشاهده کنید

دانلود رمان آرام اما طوفان

رمان آرام اما طوفانShaghayegh27

دانلود رمان ازدواج توتیا

رمان ازدواج توتیانیلوفر قائمی فر

دانلود رمان لجبازی آقا بزرگ

رمان لجبازی آقا بزرگراز.س(شاهتوت)

رمان روز نود و سوم از نیلوفر قائمی فر

رمان روز نود و سوم قائمی فر

دانلود رمان سایه نفرت

رمان سایه نفرتروح خبیث

دانلود رمان ماهیماه ماهی ماه

رمان ماهی ماهدریا دلنواز

دانلود رمان تشریفات

رمان تشریفاتSunDaughter

مصاحبه با نازنین آقایی نویسنده رمان ملکه ی منزوی و نه دیگه نمیبخشم

رمان مصاحبه با نازنین آقایی نازنین آقایی

دانلود رمان نه دیگه نمی بخشم

رمان نه دیگه نمی بخشمنازنین اقایی

چکیده ای از رمان یک روز توزندگیم بودی

یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

 دانلود رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

 

خب ژانر رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)چیه ؟

عاشقانه٬اجتماعی

خب رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)چند صفحه داره ؟

۹۲

خلاصه رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

سلام دوستان از این که دیرشروع کردم منو ببخشین و دوستانی که جلد اولو خوندن می دونن که من نوشته بودم پدر نفس یک ماه دیگه حکم قصاصش اجرا می شه اما وقتی تحقیق کردم کمتر از یک سال همچین حکمی رو اجرا نمی کنن و شما اون یک ماه رو نادیده بگیرین و یک سال رو فرض کنین ممنون….
مقدمه:نگاه تومانند نسیمی آرامکشتی طوفان زده ام رابه فراسوی دریا های عاشقی کشاندحیف که گردباد خیانتت مرا در هم درنوردید..ًخلاصه: جلدیک رمان در اونجایی تموم شد که ایلیا نفسو از خونه بیرون کرد و وقتی نفس به خونه رفت و جریان رو برای مادرش تعریف کرد سعیده حالش بد شد و…. پایان خوش

چند صفحه ای اول رمان : یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا) با هم بخونیم

قسمت اول نفس: خدای من چرا این جوری شد؟؟ من که چیزی نگفتم چرا این طوری شد این

مصیبت جدید رو دیگه نمی تونستم تحمل کنم… خدایا چه بدبختی بودم ،من و نیاز بالا

سرِمامان نشسته بودیم و هق هق می کردیم… با شنیدن زنگ ناهنجار در خونه ازجا پریدم و

دماغم رو پر سرو صدا بالا کشیدم و با دو خودمو به حیاط رسوندم… نفهمیدم چطوری درو باز

کردم … دکتر اورژانس:بیمار کجاست؟؟؟ درحالی با درد هق هق می کردم با صدای پر دردی

گفتم: تو خونه است توروخدا یه کاری کنید… دکتر که مرد مسن و عبوسی بود منو کنار زد و

همراه دستیارش به سرعت داخل خونه شدن … من هم دنبالشون دویدم و وارد خونه شدم…

نیاز ِبیچاره همون طور با حال نزارش

از امیدوارم رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اینم رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا) از نویسنده محبوب قلب پاییز براتون تدارک دیده بودیم

منبع تایپ رمان :  negahdl.com

ادرس کانال  دی ال  رمان  رو  یادتون نره اینجا کلیک کنید  😀 

اگه رمان درخواستی دارین میتونید تو  سوپر گروه ما  عضو  بشید به همین راحتی !

اگه  شما نویسنده  رمان  یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)  هستین و  دوست ندارین  رمانتون  اینجا  باشه  از بالا  با تماس با ما  در ارتباط باشید

به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

اطلاعات مطلب

0
برچسب ها :

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر

دریافت و درخواست رمان های جدید در کانال ما کلیک کنید