دانلود رمان جدید

سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که دی ال رمان رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)
خانه / رمان / رمان های دانلودی / گوهر مقصود / دانلود رمان گوهر مقصود

دانلود رمان گوهر مقصود

 دانلود رمان گوهر مقصود

دانلود رمان گوهر مقصود – دل آرا دشت بهشت

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان گوهر مقصود

خب ژانر رمان گوهر مقصود چیه ؟


#عاشقانه

خب رمان گوهر مقصود چند صفحه داره ؟

۳۸۵

خلاصه رمان گوهر مقصود


داستان مربوط به دختری به اسم ساغر که ۱۶ سالشه و از بچگی برای پسرعموش در نظر گرفته شده اما این موضوع اون رو عذاب می ده که پیشنهاد ازدواج اون و پسر عموش مسعود، از جانب پدر خود ساغره و سعی می کنه پدرش رو متقاعد کنه که میلی به انجام این ازدواج نداره و …

چند صفحه ای اول رمان : گوهر مقصود با هم بخونیم

ن گاهش به مو های باز و بره نه ام اف تاد، در حالی که هنوز اخم عمیقی روی
ابروهار بود زمزمه کرد:
– سرت و بپوشون … صد دفعه گفتم یه چیزی زیر چادر سرت کن.
در حالی که چادر رو روی سرم می انداختم گفتم:
– یادم نمیادگفته باشم چشم!
دو دستش رو دو طرف سر من به دیوار زد و صورتش رو نزدیک کرد و گفت:
– به وقتش می گی، حاال هم فقط یه رم.
ُ
بهونه بده دستم تا سربابات و بب
دستم رو روی سینه ار گذاشتم و از الی دندون هام گفتم:
– فقط از زندگی من گمشو بیرون.
پوزخندی زد و نگاهش روی دستم ثابت موند و گفت:
– بذار همچنان مالحظه ی تو کوچه بودنمون رو کنم.
دستم رو سریع برداشتم، پوزخندر عمیق تر شد. نگاهم کشیده شد به سمت
عالیه،که با استرس طول کوچه رو می پایید.
فرهاد در حالی که نگاهش هنوز روی سینه خودر بود با غیظ گفت:
– عالیه؟
عالیه فورا گفت:
– بله آقا فرهاد.
نگاهش رو تا چشم هام باال آورد:
– جریان چیه؟
عالیه ترسران به من نگاه کرد، سررم رو به معنی نه تکون دادم، که دسرت فرهاد
روی گلوم نشست:
دانلود رمان گوهر مقصود
– پس خبریه نه؟
با صدای خشنی گفت:
– عالیه …. منتظرم.
عالیه با استرس گفت:
– من نمی دونم آقا فرهاد.
فشار دست فرهاد روی گلوم زیاد شد، اونقدر که به سرفه افتادم، عالیه به گریه
افتاده بود:
– آقا فرهاد، خفه شد.
– منتظرم عالیه … جریان چیه؟
به ذره ای هوا احتیاج داشرتم که فرهاد با فشرار دسرت هار این اجازه رو نمی
داد، د ست هام که سعی دا شتم باها شون د ست فرهاد رو از گردنم باز کنم بی
حس شدن، و چشم هام داشت بسته می شد.
– بابار می خواد بدر به پسر عمور مسعود.
د ست فرهاد آروم شل شد، حجم عظیم هوا رو با حرص بلعیدمو سرفه های
سنگینم شروع شد.
– تو هم موافقی آره؟
چشررم هام و به زور باز کردم. تار می دیدمش. سرررم رو به دیوار تکیهدادم و
سعی کردم نفس عمیق بکشم.

دانلود رمان با فرمت پی دی اف روی لینک پایین کلیک کنید
http://dlroman.ir/link/37
دانلودرمان برای اندروید،تبلت
http://dlroman.ir/link/45
دانلود رمان برای آیفون،ایپد،،اندروید،تبلت
http://dlroman.ir/link/fm

امیدوارم رمان گوهر مقصود خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان گوهر مقصود هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان : dlroman.ir

به این پست امتیاز دهید.
Rate this post




نوروز پیروز