دانلود رمان جدید دانلود رمان همسایه | دانلود رمان جدید | دانلود رمان | دی ال رمان
نرم افزار ازمون راننذگی10000

نرم افزار ازمون راننذگی

بهترین سوالات با تضمین قبولی در آزمون آیین نامه را می توانید پیدا کنید بخش زیادی از سوالات به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است ولی در صورتی که بخواهید با هزینه ناچیز 10000تومان می توانید کاربر ویژه سایت شده و علاوه بر دسترسی به آزمون های ویژه به مجموعه فیلم های آموزشی در زمینه پارک دوبل، پارک موازی و سایر موارد مورد نیاز برای آزمون شهری دسترسی داشته باشید. قطعا از کیفیت انیمیشن های آموزشی شگفت زده خواهید شد. هزینه پرداختی شما صرف بهبود کیفیت سایت خواهد شد.

دانلود رمان همسایه

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان همسایه
خب ژانر رمان همسایه چیه ؟
عاشقانه

خب رمان همسایه چند صفحه داره ؟

۳۴۸

خلاصه رمان همسایه

مارال به دلیل اصرار خانواده اش به ازدواج با مردی که برایش درنظر گرفته اند مجبور به جدایی از پسر مورد علاقه اش میشود و تن به ازدواج اجباری میدهد… او فکر میکند بعداز ازدواجش عشق عمیقش را فراموش خواهد کرد! اما غافل از اینکه ازدواجش تازه آغاز ماجراست…

چند صفحه ای اول رمان : همسایه با هم بخونیم

یک گوشه ی دنجِ کافی شاپ که روشنایی کمی بهش می‌تابید و یک میز مربع چوبی با دو صندلی روبروی هم قرار داشت، روی یکی از صندلیا نشسته بودم. وسط میز یک گلدان باریک با دوشاخه گل رز خشک شده که رنگش به زرشکیِ پررنگ می‌زد قرار داشت.

دانلود رمان همسایه

یه شال پشمی مشکی سرم بود و یه شلوار جین مشکی تنم و یه بافت و پوتینِ قهوای تیپمو کامل کرده بود و یه کیف قهوه ایِ باریکِ دستی همرام بود. سرمو لای دستام قرار داده بودم و پای راستمو مدام روی زمین می‌کوبیدم که با صدای عقب کشیده شدنِ صندلی روبروم سرمو بلندکردم و نگاهم با نگاه علی پیوند خورد که سلامی گفت و روی صندلی جا گرفت. شال گردنشو درآورد.

دانلود رمان همسایه

روی میز گذاشت. صورتش از سرمای شدیدِ بیرون سرخ شده بود. در صورتی که نگاه متعجبش به نگاهم دوخته شده بود نیم نگاهی به کافیمن انداخت و با دست خواست که بیاد سر میز ما و بعد از سفارش دو تا چای و رفتن کافیمن به چشم های بی روحِ من که اشک توش حلقه زده بود اما بیرون نمی‌ریخت نگاه کرد و گفت: – چی شده مارال؟ تا برسم اینجا هزار بار مردمو زنده شدم… اون چه پیامی بود که بهم دادی؟ به چشمهای عسلی روشن علی که به چشمهام دوخته شده بود زل زده بودم و از روزی که دیگه نتونم ببینمشون می‌ترسیدم و حتی فکرش آزارم می داد… توی این فکر و خیال محو شده بودم که دست علی رو روی دستم حس کردم و به زمانِ حال برگشتم و صداشو شنیدم. تو چته مارال؟ چرا حرف نمی‌زنی؟ کم کم داری منو می ترسونی. خب یه چیزی بگو.

دانلود رمان همسایه

امیدوارم رمان همسایه خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان همسایه هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان :  romankhone.ir

به این پست امتیاز دهید.
Rate this post
بازدید : 287 بار بار دسته بندی : همسایه تاريخ : ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

هفده − دو =

برچسب ها

، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،