دانلود رمان جدید دانلود رمان همخونه اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل ) | دانلود رمان جدید | دانلود رمان | دی ال رمان
فروش 300 رمان برتر ایرانی فقط 2000 تومان 5000

فروش 300 رمان  برتر ایرانی فقط 2000 تومان

سلاماین بار با مجموعه هایی شگفت انگیز در خدمت شما هستیم. دانلود مجموعه ۳۰۰ رمان عاشقانه ایرانی به صورت یکجا با لینک مستقیم با فرمت های قابل اجرا در کامپیوتر و گوشی.. برای تهیه این مجموعه زمان بسیار زیادی صرف شده تا بهترین رمان ها را با بهترین برایتان جمع آوری کنیم.دیگر نیازی نیست ساعت ها وقت خود را صرف پیدا کردن کتاب های رمان کنید و در سایت های مختلف با هزار دردسر دانلود کنید و …

دانلود رمان همخونه اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )

فرمت کتاب همخونه : PDF|APK|EPUB

دانلود رمان همخونه اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )
1.gif نام کتاب رمان : همخونه
1.gif نام نویسنده : مریم ریاحی
1.gifحجم رمان همخونه : 5 مگابابت
1.gifخلاصه داستان رمان همخونه :
دررابازکردو ازخانه بیرون آمد.پسر همسایه ی روبه رو که یلدا نامش رامزاحم (پشت شیشه) گذاشته بود، آماده و سرحال گویی منتظر یلدا بود، لبخندی زد و سلامی زیر لب داد. یلدا بی توجه به او راه افتاد،
پسرک هم ! تا ایستگاه اتوبوس راه چندانی نبود. یلدا به نرمی روی نیمکت سرد سایه بان دار ایستگاه نشست. ایستگاه تقریباً خلوت بود پسر جوان نزدیک یلدا ایستاد و تا آمدن اتوبوستمام تلاشش را برای باز کردن باب آشنایی به کار بست اما تلاشش بی حاصل ماند و ناگزیر از ادامه مقاومت کنار یلدا باقی ماند. یلدا سربرگرداند تا او را اصلاً نبیند. پسرک دست بردار نبود. با آرنج به پهلوی یلدا زد. یلدا خشمگین روی چرخاندو گفت: ” چه کار می کنی ؟! ”
– اِ، اِ، مؤدب باش دختر! مزاحمم؟!
حالت و صدایش برای یلدا چندش آور بود، یلدا گفت:” مطمئن باش که هستی!! ”
-اگه مزاحمم، برم!
-تردید نکن !
ببین، خیلی بی ادبی ها ! ( باز حالت نرمی و لبخند به خود گرفت و ادامه داد) من همسایه تون هستم ! اسمم « پژمان» خواهرزاده ی اشرف خانم هستم، همسایه تون! می تونم اسم شما را بدونم؟!
یلدا که فهمید حرف زدن و جواب دادن به او بی نتیجه است از جا برخاست و کنار خیابان ایستاد. چند نفری به صف منتظران اتوبوس اضافه شدند. پسرک بی توجه به رفتار یلدا به دنبالش آمد و کنارش ایستاد و ادامه داد: ” من بچه ی تهران نیستم! دانشگاه قبول شدم ، اومدم تهران پیش خاله ام. قصدم مزاحمت نیست. خیلی ازت خوشم اومده. می خواستم بیشتر باهات آشنا بشم. حالا این شماره رو ازم بگیری دیگه می رم، چون کلاس دارم و دیرم شده! ”

دانلود رمان جدید

رمان جدید از مریم ریاحی همخونه

یلدا در دل به سادگی و سماجت پسرک می خندید و هم چنان پشت به او ایستاده بود. پسرک جایش را عوض کرد و روبه روی یلدا قرار گرفت و کاغذی را که در دست پنهان کرده بود، آهسته پیش آورد و گفت:‌ ”

تو رو خدا بگیرش…!”

یلدا کلافه شده بود و چند قدم عقب تر ایستاد. از این که دیگران متوجه حرکات پسرک بشوند، خجالت می کشید. اخم ها را درهم کشیده بود و عصبانی ایستاده بود. صدای بوق اتومبیلی توجه او را به خود جلب کرد. اتومبیل برایش آشنا بود، گفت : ” وای خدایا، اتومبیل کامبیزه.” وانمود کرد او را ندیده است. از پسرک فاصله گرفت. اتوبوس در حال نزدیک شدن بود. پسرک به دنبال یلدا رفت و باز نزدیک شد و کاغذ را جلو آورد وگفت: ” تا نگیریش، نمی رم…”

نگاه یلدا اتومبیل سفید رنگ آشنایی را غافلگیر کرد. تمام حواسش به اتومبیل کامبیز بود که جلوتر از ایستگاه متوقف شده بود. با آمدن اتوبوس یلدا بدون درنگ خود را در داخل اتوبوس انداخت. پسرک نیز سوار شد. یلدا حرص می خورد و بیرون را نگاه می کرد. سمت راستش کامبیز در کنار اتوبوس در حرکت بود. قلب یلدا تند می زد. نزدیک دانشگاه شدند.یلدا پیاده شد و آن چنان تند می رفت که گویی می دود. پسرک هم بدون شکایتی به دنبالش می دوید. عاقبت با زرنگی شماره را در جیب مانتوی یلدا انداخت و گفت:‌ ” انداختم توی جیبت! زنگ بزنی ها ! منتظرم…”

دانلود رمان جدید

1.gif

فرمت کتاب همخونه : PDF|APK|EPUB

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت با فرمت apk

دانلود رمان براي کامپيوتر PDF

منبع تايپ رمان : www.dlroman.ir

جهت درخواست رمان  به سوپر گروه ما  در تلگرام بپیوندید کلیک کنید !

کانال تلگرام رمان دانلود: Telegram.me/dlroman کلیک کنید !

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

به این پست امتیاز دهید.
Rate this post
بازدید : 339 بار بار دسته بندی : همخونه تاريخ : ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

17 + هجده =

برچسب ها

، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،