دانلود رمان جدید

سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که دی ال رمان رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)
خانه / رمان / رمان های دانلودی / مرد کوچک / دانلود رمان مرد کوچک

دانلود رمان مرد کوچک

دانلود رمان مرد کوچک

دانلود رمان مرد کوچک – ماهرخ.ش و sun daughter

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان مرد کوچک - ماهرخ.ش و sun daughter

خب ژانر رمان مرد کوچک چیه ؟
#عاشقانه #اجتماعی

خب رمان مرد کوچک چند صفحه داره ؟

۲۱۵

خلاصه رمان مرد کوچک

بعد از سیزده سال هنوز بچه است… یه بچه ی بیست ساله…
سیزده سال کودکیشو خواب بود… حالا که بیدار شده نباید توقع داشته باشیم بزرگ باشه…
اون یه مرده… یه مرد کوچیک!!

چند صفحه ای اول رمان : مرد کوچک با هم بخونیم

و تمامت جمله ای هسععتی که پتک وارانه میکوبد بر روحم و به تکرار همیشععه
در گوشمل در سرمل در ذهنم …
میزند زنگ آوای این جمله هر لحظه :
کاش هنوز کودک بودم !!!
“ت قدیم به ه مه ی عزیزانی که روزی کودک بود ند و امروز یادآور روزهای
کودکیشان هستند.”

خالصه:
بعد از سیزده سال هنوز بچه است… یه بچه ی بیست ساله…
سیزده سال کودکیشو خواب بود… حاال که بیدار شده نباید توقع داشته باشیم
بزرگ باشه…
اون یه مرده… یه مرد کوچیک!!!
فصل اول
– ه… نم
ّ
من مرس یرم.. نمیرم…. نمیرم…
و به سمت اتاقش دوید.
رویاکالفه پشععت در ایسععتاده بود. محمد به سععمتش امد و گفت: باز داره ن
میزنه؟
رویا دستی به صورتش کشید و گفت: چیکارش کنم؟ به زورکه نمیشه…
محمد در اتاق را باز کرد. میالد با لباس مدرسععه روی زمین نشععسععته بود و با
سعربازهای جنگجویش بازی میکرد و صعدای اسعلحه از خودش در می اورد.

دانلود رمان مرد کوچک

کنار پسعرش روی زمین نشعسعت و گفت: میالد… بابایی مگه شعما نمیخوای
بری مدرسه؟
-نچچچچ…
محمد موهای میالد را عقب فرستاد و گفت: چرا؟
میالد لبهایش را جمع کرد و گفت: از اونجا خوشم نمیاد….
محمد بار دیگر موهای میالد را که لجوجانه باز روی صععورتش امده بود را
عقب فرستاد و گفت: تو مگه اونجا رو دیدی؟

میالد نگاهش را به پدرش دوخت وبا چشمهای گشاد شده و صدای اهسته ای
گفت: مازیار میگه اونجا پراز اختاپوسه…

محمد با حرص سبیلش را میجوید مگر دستش به مازیار نرسد.
درحالی که سعععی داشععت ارامش داشععته باشععد گفت: مازیار باهات شععوخی
کرده… اختاپوس تو دریا ست… تو داری میری مدر سه… بعد شم اونجا پر از
پسر بچه های هم سن و سال تو هست….

میتونی بری باهاشون بازی کنی…
درس بخونی… ببینم م گه تو نمیخوای خودت ک تاب داسعع تا ناتو بخونی؟؟؟
هان؟
میالد چشععمهایش را به سععمت قفسععه ی کتابهایش چرخاند و گفت: چرا…

ولی…
محمد سرش را نوازش کرد و گفت: تو حاال بلند شو… اونجا رو ببین… بهت
قول میدم هیچ اختاپوسی نیست… باشه؟
میالد نگاهی به سربازهایش کرد وگفت: اگه بود چی؟

امیدوارم رمان مرد کوچک خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان مرد کوچک هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان :  roman4u.ir

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان مرد کوچک
4.5 از 2 رای


برای داشتن رمان های جدید در کانال ما عضو شوید فقط با یک کلیک


نوروز پیروز
نوروز پیروز