دانلود رمان جدید دانلود رمان مجنون اجباری اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل ) | دانلود رمان جدید | دانلود رمان | دی ال رمان
نرم افزار تو خونه تایپ کن پول بگیر 10000

نرم افزار تو خونه تایپ کن پول بگیر

در هر مکانی هستین نیازی نیست از مکانتون خارج بشین به راحتی در لحظه کار رو تو خونه سفارش بگیرین، انجام بدین و پولش رو تو خونه دریافت کنین اگه دنبال یه شغل خونگی یا شغل دوم هستین این نرم افزار بهترین انتخاب ممکن هست در اینجا میخوایم شما را با روند انجام پروژه آشنا کنیم. پس با ما همراه باشین

دانلود رمان مجنون اجباری اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )

فرمت کتاب مجنون اجباری : PDF|APK|EPUB

دانلود رمان, دانلود رمان ایرانی , رمان بدون سانسور, دانلود مجنون اجباری, رمان هایی فاطمه زایری, , رمان مجنون اجباری از فاطمه زایری, فاطمه زایری, مجنون اجباری, بیوگرافی نویسنده فاطمه زایری, رمان فارسی فاطمه زایریاولین سایت رمان ایرانی , ,رمان عاشقانه, ,dlroman, دانلود رمان, دانلود رمان عاشقانه, مجنون اجباری, , دانلود رمان بدون سانسور, ، رمان های فاطمه زایری, ، رمان, دانلود رمان مجنون اجباری, ، دانلود رمان برای اندروید مجنون اجباری, ، دانلود رمان برای جاوار مجنون اجباری, ، دانلود رمان مجنون اجباری برای کامپیوتر نسخه PDF, ، دانلود رمان مجنون اجباری برای موبایل نسخه پرنیان, دانلود رمان مجنون اجباری برای موبایل نسخه کتابچه , دانلود رمان مجنون اجباری برای موبایل اندروید و آیفون نسخه EPUB , دانلود رمان , خواندن رمان مجنون اجباری , خواندن انلاین مجنون اجباری , دانلود رمان عاشقانه , ، دانلود رمان زیبا ، دانلود رمان هیجانی ، دانلود رمان جدید ، رمان پربازدید, نود و هشتیا , تک سایت , رمانستان , رمانسرا , رمان نویس, رمان عاشقانه, رمانی ها , بوستان رمان , دنیای رمان, دوسـتـداران رمـان, رستوران رمان, شهر رمان, رمان عاشقانه جدیدو, رمان جدید, نگاه دانلود, رمان 98, رمان رمان رمان,
1.gif نام کتاب رمان : مجنون اجباری

1.gif نام نویسنده : فاطمه زایری
1.gifحجم رمان مجنون اجباری : 5 مگابابت

1.gifخلاصه داستان رمان مجنون اجباری :

یه دختر امااینبار باجنسی مخالف ازجنس بقیه دخترا..یه دخترکه زندگیش بخاطر انتقام بی رحمانه مردی دستخوش تغییرات ویران کننده ای شده وخودش هم تواین فراز ونشیب ها تغییرکرده دیگه اون معصومیت وپاکی وخوبی گذشتشو نداره …الان یه ملکه ست…ملکه عذاب که مردی اعتقاد داره اون ملکه عذاب نیست …ملکه ….
باید دیداین مرد میتونه ملکه بدذات قصه مارو با جادوی عشق دوباره به معصومیت گذشته برگردونه یانه..

دانلود رمان جدید

رمان جدید از فاطمه زایری مجنون اجباری

صفحه ی اول رمان:

باز هم صدای داد و فریاد دختر جوان بلند شد و ترس و اضطراب تمام وجود مهری خانم را فرا گرفت .صدای دختر را می شنید که او را صدا میکرد .با ترس به سمت پله ها قدم برداشت آنقدر مضطرب بود که نفهمید چگونه آن همه پله را پشت سر گذاشته و به دختر رسیده و با فریاد دختر به خودش آمد :چرا منو بیدار نکردی؟؟؟
ترس وجودش با فریاد دختر چندین برابر شد و قادر به باز کردن دهانش و گفتن عذر و دلیلش نبود تا اینکه دختر بار دیگر بر سرش فریاد کشید و گفت :مگه نگفتم ساعت ۶ صبح اینجا باش و ۷ منو بیدار کن ؟؟
مهری خانوم بالاخرهل بباز کرد و با صدایی لرزان گفت:خانوم بخدا دخترم مریض بود و شبونه بردیمش بیمارستان و تا الانم اونجا بودم .
دختر جوان که گویی به شدت عصبی بود دوباره فریاد کشید و گفت :این به من ربط نداره من برای اینکه کارامو انجام بدی سرماه کلی پول میریزم به حسابت الانم که نمیتونی وظایفتو انجا بدی اخراجی .مهری خانوم با شنیدن حرف آخر دختر یاد جهیزیه ی دخترش و سیر کردن شکم بچه های قد و نیم قدش افتاد و به التماس متوسل شد اما هر کاری کرد دختر جوان راضی به بخشیدن او نشد و در آخر مهری خانوم مجبور به ترک آن خانه که بی شک دست کمی از یک قصر نداشت شد و دختر جوان را تنها گذاشت . دختر جوان که به خاطر خواب ماندنش قرار دادی مهم را از دست داده بود به شدت عصبانی بود و مدام دور خود میچرخید وزیرل ببه مهری خانم ناسزا میگفت تا اینکه صدای تلفن همراهش را شنید و سریع وارد اتاقش شد و موبایل را از روی میز برداشت و قسمت اتصال را لمس کرد و به شخص پشت خط گفت :الو شریفی جلسه چی شد ؟بدبخت شدیم؟
شریفی دستیارو وکیل دختر جوان مانند همیشه با صدایی خشک و جدی جواب داد :خیالتون راحت به هر سختی که بود تونستم یه جلسه برای هفته بعد ترتیب بدم
دختر جوان نفس راحتی کشید و با گفتن جمله :کارت خوب بود دیگه قطع میکنم به تماس خاتمه داد و موبایل را بر روی تخت پرتاب کرد و تا قصد خروج از اتاق را کرد دوباره صدای موبایلش فضای اتاق را پر کرد به سمت تخت رفت و موبایلش را برداشت و به صفحه اش نگاه انداخت اردلان بود پسرعموی بذله گو و شرو شیطانش .نفسش را با صدا بیرون داد و به تماس پاسخ داد :ها؟
صدای شاد اردلان پخش شد :الو سلام پرتو خانوم پارسال دوست امسال آشنا .
پرتو بی رمق پاسخ داد :خب؟چیکار داشتی ؟
اردلان با لحن قبلی گفت :عزیزم بابا گفت زنگ بزنم بیای اینجا
-اونوقت واسه چی؟

دانلود رمان جدید

1.gif

فرمت کتاب مجنون اجباری : PDF|APK|EPUB

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت با فرمت apk

دانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت با فرمت epub

دانلود رمان براي کامپيوتر PDF

منبع تايپ رمان : www.dlroman.ir

جهت درخواست رمان  به سوپر گروه ما  در تلگرام بپیوندید کلیک کنید !

کانال تلگرام رمان دانلود: Telegram.me/dlroman کلیک کنید !

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

به این پست امتیاز دهید.
Rate this post
بازدید : 1,485 بار بار دسته بندی : فاطمه زایری ، مجنون اجباری تاريخ : ۱۵ خرداد ۱۳۹۵ به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

1 × سه =

برچسب ها

، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،