دانلود رمان جدید

سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که دی ال رمان رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)
خانه / رمان / رمان های دانلودی / مازوخیسم / دانلود رمان مازوخیسم

دانلود رمان مازوخیسم

دانلود رمان مازوخیسم

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان مازوخیسم

خب ژانر رمان مازوخیسم چیه ؟
رمان اجتماعی, رمان عاشقانه

خب رمان مازوخیسم چند صفحه داره ؟

۸۰

خلاصه رمان مازوخیسم

روایت دو زندگی،زنی به نام لیلی در بند گذشته و دیگری دختری با نام نیلوفر، اسیر عشقی نافرجام…راجبه بیماری مازوخیسم و به معنای عامیانه یعنی خودآزاری است و توضیحاتی راجب این بیماری میدهد،داستان متشکل از دو زندگی که به یکدیگر مرتبط میشنوند میباشد.

چند صفحه ای اول رمان : مازوخیسم با هم بخونیم

رد های خطرناک ناخن ها روی دیوارهای گچی،جای کوبیدن مشت تو دیوار… صدای دیوانه کننده ی ناله ها.اتاق هایی با دیوار های خرابی که نم میدهند و انفرادی هایی که هزاران صدای جیغو داد و گریه و خنده های بلند بلند در خود جای داده اند.

دانلود رمان مازوخیسم

دخترهای دیوانه که در باغ میدوند و با خود بازی میکنند و اما سنگین ترین چیز این تیمارستان…آخرین اتاق انفرادی که هیچگاه از آن صدایی نشنیدم و حتی خودم هم حاضر نمیشدم که قرص های دیوانه ی داخل اتاق را برایش ببرمو مثل بیمارهای دیگر بزور مجبور به خوردن قرص هایش کنمش.روزی پس از اتمام کارم دم در بودم که نیم نگاهی به پنجره ی آن اتاق انفرادی نگاه کردم.چیزی نفهمیدم فقط دختری را لب پنجره دیدم که لباس عروس برتن داشت و انگار انتظار میکشید.من که چیزی نفهمیدم… خیلی عجیب بود.با فکری درهم به سمت در خروجی قدم برمیداشتم و فکرم حوالی آن دختر میچرخیر.کنجکاوی مثل خوره ای به جانم افتاده بود.سوار دویست و شش نقره ای رنگم میشوم.به فکرم خطور میکند، هیچ وقت کسی برای عیادتش نیامده بود.عجیب بود.استارت میزنم و ماشین را با سرعت کمی به حرکت در میاورم. وارد آپارتمان کوچک هفتاد و پنج متری ام میشوم.خانه ی نقلی ام در تاریکی فرو رفته است.

دانلود رمان مازوخیسم

باز هم همان تنهایی همیشگی و یک فنجان قهوه در سکوت مطلق… سکوت و سکوت و سکوت…آنقدر سکوت که گوشهایم از حجم بی نهایتش زنگ میخورد.این تنهایی به گونه ای برایم عادت شده.شاید من هم به کم کم به جنون میرسم.گاهی صدای لیلی گفتن های مهرداد در گوش هایم میپیچد. رو به روی قاب عکس به دیوار نصب شده می ایستم.یادم می آید همیشه خودش میگفت تو لیلی هستی برای من مجنون،پس چرا رفت؟بار ها و بارها از خودم پرسیدم و خودم به خودم پاسخ داده بودم:نمیدانم… واقعا هم نمیدانستم.نگاه از چهره ی بشاش در عکس میگیرم.قدم برمیدارم به سمت اتاق خواب.دلم کمی خواب آرام میخواهد.بدون کابوس و هیاهو.آدم که راه و رسم تنهایی را یاد بگیرد و در مسیرش قدم بگذارد،دیگر دلش نمیخواهد جزیره ی اسرار آمیز انسان هارا کشف کند.

دانلود رمان مازوخیسم

من هم راه و رسمش را خوب یاد گرفته بودم،آن هم چه یاد گرفتنی.مثل دیکته های اجباری دوران دبستان.مشقتش زیاد بود،شب بیداری هم داشت.گاهی هم گریه و بی تابی،اما بالاخره یاد گرفتم.دلم برای صدای مامان گفتن های آریان پسرم تنگ شده،خیلی تنگ…

امیدوارم رمان مازوخیسم خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان مازوخیسم هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان :  tak-site.com

به این پست امتیاز دهید.
Rate this post


برای داشتن رمان های جدید در کانال ما عضو شوید فقط با یک کلیک