دانلود رمان جدید دانلود رمان لجبازی آقا بزرگ | دانلود رمان جدید | دانلود رمان | دی ال رمان
نرم افزار ازمون راننذگی10000

نرم افزار ازمون راننذگی

بهترین سوالات با تضمین قبولی در آزمون آیین نامه را می توانید پیدا کنید بخش زیادی از سوالات به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است ولی در صورتی که بخواهید با هزینه ناچیز 10000تومان می توانید کاربر ویژه سایت شده و علاوه بر دسترسی به آزمون های ویژه به مجموعه فیلم های آموزشی در زمینه پارک دوبل، پارک موازی و سایر موارد مورد نیاز برای آزمون شهری دسترسی داشته باشید. قطعا از کیفیت انیمیشن های آموزشی شگفت زده خواهید شد. هزینه پرداختی شما صرف بهبود کیفیت سایت خواهد شد.

دانلود رمان لجبازی آقا بزرگ

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان لجبازی آقا بزرگ

خب ژانر رمان لجبازی آقا بزرگ چیه ؟
عاشقانه

خب رمان لجبازی آقا بزرگ چند صفحه داره ؟

۳۰۱

خلاصه رمان لجبازی آقا بزرگ

تصمیم بزرگ آقا بزرگ همه را در بهت عظیمی فرو می برد. تلاش ها برای تغییر این تصمیم بی نتیجه می ماند

و زندگی مریم و رضا در مسیر جدیدی قدم می گذارد

چند صفحه ای اول رمان : لجبازی آقا بزرگ با هم بخونیم

صدای زنگ در که بلند شد لبخند شیرینی بر لب مریم نشست و به آرامی زمزمه کرد:

– اومدن.

صدای عمو حسن در حیاط پیچید که می گفت:

– یکی اون در رو باز کنه.

به سرعت از لب حوض که در وسط حیاط بهاری قرار داشت و توسط چندین اتاق بزرگ و قدیمی محاصره شده بود بلند شدم و با گفتن: «چشم عمو جان» به طرف در به راه افتادم. از دالان تاریک و بلندی گذشتم و به در ورودی رسیدم. در را گشودم، صورت های خندان عمو محسن و زن عمو فاطمه به همراه رضا در آستانه در پدیدار گشت. سلام کردم و زن عمو را در آغوش کشیدم عمو هم دستی بر سرم کشید و در حالی که به طرف حیاط می رفت پرسید:

– همه اومدن؟

و به طرفم برگشت. سرم را به علامت مثبت تکان دادم و گفتم:

– بله عمو.

زن عمو از کنارم گذشت و به سرعت خود را به عمو رساند. هر دو وارد حیاط شدند.

رضا در را بست و گفت:

– چه خبر؟

با شیطنت به طرفش چرخیدم و گفتم:

– وقتی میگی چه خبر یعنی مریم اومده؟

لبخند شیرینی زد و گفت:

– اگه تو رو نداشتم چی کار می کردم آبجی خانم؟

– یه آبجی دیگه پیدا می کردی، شما پسرا که وفا ندارین.

– اما رضا فرق می کنه.

هر دو به طرف مریم برگشتیم رضا با خوشحالی سلام کرد و سپس ابروهایش را بالا کشید و گفت:

– دیدی من فرق می کنم پریسا خانم.

با ناراحتی گفتم:

– مریم خانم نداشتیما تو، منو به این فروختی؟

مریم خندید. نگاهم به طرف رضا کشیده شد به مریم خیره شده بود. با خنده گفتم:

– نیشت رو ببند. وگرنه این الان اینجا پس می افته.

و رو به رضا ادامه دادم:

– تو هم خودت رو جمع و جور کن آبروی هرچی پسره بردی.

هر دو با صدای بلند خندیدند. سر و صدای سمانه و سپیده از حیاط می آمد که به ما نزدیک می شدند. قیافه ی جدی به خودم گرفتم و گفتم:

– ساکت وروجکا دارن میان.
رمان لجبازی آقا بزرگ از راز.س(شاهتوت)

امیدوارم رمان لجبازی آقا بزرگ خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان لجبازی آقا بزرگ هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان :  romansara.org

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان لجبازی آقا بزرگ
4 از 1 رای
بازدید : 332 بار بار دسته بندی : لجبازی آقا بزرگ تاريخ : ۲۵ دی ۱۳۹۵ به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

1 × پنج =

برچسب ها

، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،