دانلود رمان جدید دانلود رمان یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه ) باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل ) | دانلود رمان جدید | دانلود رمان | دی ال رمان
نرم افزار تو خونه تایپ کن پول بگیر 10000

نرم افزار تو خونه تایپ کن پول بگیر

در هر مکانی هستین نیازی نیست از مکانتون خارج بشین به راحتی در لحظه کار رو تو خونه سفارش بگیرین، انجام بدین و پولش رو تو خونه دریافت کنین اگه دنبال یه شغل خونگی یا شغل دوم هستین این نرم افزار بهترین انتخاب ممکن هست در اینجا میخوایم شما را با روند انجام پروژه آشنا کنیم. پس با ما همراه باشین

دانلود رمان یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه ) باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )

فرمت کتاب یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه ) : PDF|APK|EPUB

[عکس: l4seyp9f3op65lsitep.jpg]

1.gif نام کتاب رمان : یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه )
1.gif نام نویسنده : یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه )
1.gifحجم رمان یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه ) : ۵ مگابابت

1.gifخلاصه داستان رمان یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه ) :
سطح فرهنگی خانواده امم بالا بود. پدرم دکتر بود و مادرمم معلم بود.من تک پسر خاندان طاهریان بودم و عزیز دردونه. اولش مامانم مخالفت کرد ولی بعد که با قاطعیتپدرم مواجه شد سکوت کرد. خواهرمم اون موقع اینقدر بچه بودند که اصلا این چیزهابراشون مهم نبود. ….پایان خوش

دانلود رمان جدید

رمان جدید از یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه ) یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه )

!من ی اجازه بدون. ریختند می امان بی اشکهام شمامچ از اشک قطره دو تا کردم می التماس کلی باید ریختنشون برای بار هر که اشکهایی… بود؟ من اشکهای این بجوشه؟ .شده پراکنده فضا توی بویی چه یا کجام که نبود مهم برام. شدم خیره اش سالخورده و شکسته صورت به !پرسش و سوال و دلتنگی دنیا یه ؛ داشت حرف دنیا یه دلم .خواست می سر بالا ی سایه دلم, خواست می هم دیگر چیز یک دلم ؛ خواستن آغوش و غربت و تنهایی دنیا یه !همزمان… یکجا رو همه. خواست می رو اینها ی همه دلم بودم ستانشد شدن باز منتظر. برداشت طرفم به قدم یک. بود شکه هنوز. ایستاد روم به رو و شد بلند صندلی روی از پدر .بودم آغوشش توی فرورفتن منتظر,

دانلود رمان یک قطره تا خون

عمق صدای. کردم می حس ام گونه روی بدی سوزش. شد پودر. شد خورد…شد نابود انتظارم صاعقه مثل چیزی با اما :گفتم که شنیدم را وجودم …آخ .کرد هردومون به نگاهی. اومد سمتمون به عمو _ طاهریان؟ آقای خیره نشرفت به زده بهت آدمها ی بقیه و من. رفت بیرون بار از و پایین انداخت را سرش بعد و کرد عمو به بدی نگاه پدر بوی بود ردهک پر رو فضا کل که چیزی تنها و بود فرانسوی پاپ موسیقی صدای شد می شنیده که صدایی تنها. شدیم .بود سیگار و الکل _ جان؟ مایا .خورد سر عمو صورت روی به نگاهم _ بایستی؟ اینجا که عمرت آخر تا خوای نمی مشغول رو یادهپ توی خمیده کمری با پدر. رفتیم بیرون سمت به و گرفت را لباسم آستین. دادم تکان نه علامت به را سرم .بود زدن قدم _ !همین خواید می فرصت تون دو هر :گفت عمو که برداشتم را قدم اولین .خودش و خودت برای! نه دیگه کس هر یا رایان برای .خودش و خودت برای خورد می زنگ گوشم توی عمو صدای :گفتم لب زیر .خودش و خودم برای کوتس دو هر. شدم قدم هم پدر با که وقتی تا طور همین و بیشتری ایمان با را سوم قدم. برداشتم تردید با را دوم قدم .آور زجر و تلخ سکوت یک بودیم کرده .شد لبریز صبرم بالاخره بایستیم؟ شه می+ می همنگا. شدم خیره اش مشکی چشمای توی و ایستادم روش به رو. بود شده خیره روش به رو به همچنان ولی ایستاد .کردم تر زبونم با را لبام. بزنم حرف بود منتظر. کرد

دانلود رمان یک قطره تا خون

!کنی نگام فقط که نیومدم راه همه این+ _ .زیاده برات هم نگاه… کنم؟ نگات !من فهمی می منم کنه استیضاحت و باشه کار طلب باید که اونی. براووو براووو… عالیه خیلی زیادیمه؟+ .زد محکمتر و بدتر را دوم سیلی !کنم؟ خالی را خودم طوری چه من بگو ولی بشی خالی تا بزن اینقدر… بزن+ .کردم بهش را پشتم و چرخیدم پام ی پنجه روی ور دلم اما. سوزند می بیشتر رو من سوزان و ملتهب های گونه و وزید می سردی باد. کردند خیس را صورتم اشکهام .سوزوند می الانش و اش گذشته کارهای _ اومدی؟ چرا …+ _ !توام با …+ _ .بودی که جایی همون برگرد .رو اش کرده یخ دست. گرفتم را دستش که بشه رد خواست کنارم از .بری بذارم راحتی به که نکردم پیدات راحتی به+ .بیرون کشید دستم از را دستش _ .باشه کرده تربیتت ماریا دارم شک مریمه؟ اسم عاشق دونستی می که حالی در ماریا؟ گی می بهش سال همه این بعد هنوزم… ماریا؟. هه+ _ .برم نمی یاد از را علایقش و را عشقم وقت هیچ من .کردم هیستیریکی ی خنده رفتی؟ چرا اصن رفتی؟ و کردی ول چرا رو عشقت بگی شه می. بود جالب… علایقش؟ و عشقت+ .زدم داد که بره خواست .کنی می فرار همیشه بینی؟ می

دانلود رمان یک قطره تا خون

:غرید شیر عین برگشت سمتم به .ببینمت خوام نمی دیگه. بودی که ای شده خراب همون گردی می بر گفتم بهت .زدم داد منم برات میشهه اینکه برای: ) گفتم بغض با. (بپذیری رو رابطه این نخواستی وقت هیچ هرچند. دخترتم من. گردم برنمی+ .بودم اضافی موجود یک _ .نیست اینطور .طوره همین چرا+ _ .مرده وقته خیلی برام اونم داشتم بچه یک من .مرد برات کردی فرار وقتی از. دونستم می که رو این هه+ _ .نــــــــــــــــــــه .کردم عجبت زد می حرف هیبت این با بدش وضعیت و ضعیفش و نحیف هیکل با اینکه از. هیبتش از. لرزیدم صداش از _ .مردم دخترم برای من که مرد برام وقتی دخترم. کشت خودش برای را من خودش که مرد وقتی دخترم .مردی برام رفتی وقتی از تو ولی+ _ .جاست همین اشتباهت نه .طوره همین+ _ . برو حالام. فهمیدی روزی یک خودت شاید. نیست مهم .رم نمی گفتم+ _ .دارم من ولی .معلومه وجناتت از بله+ .کرد بهم نگاهی _ .شه می طوری همین کس بی ادم .رفتم تند خیلی کردم احساس .افتاد راه به,مستقیم سمت به,هدف بی. گذشت کنارم از اعتنا بی و انداخت پایین رو سرش

دانلود رمان یک قطره تا خون

 !باشه؟ من اخیر رفتارای خاطر به اینا ی همه که ممکنه یعنی!افتاد؟ روز این به بابام که شد چی.بود زده خشکم جام سر سوالم برای جوابی دنبال و کردم می دنبال چشمهام با رو قدمهاش مسیر,همچنان من و شد می دورتر و دور داشت او !بکشم؟ عذاب اینجوری باید که کردم درگاهت به گناهی چه آخه!؟…خدایا!من؟ چرا!چرا؟.گشتم می هرچقدرم..!نه!مصرف بی و الکلی آدم یه به شده تبدیل و روبرومه حالا,بشنوم صداشو,خواستم نمی حتی دیروز تا که پدری !مادرمه,مریم همسر و عشق.پدرمه بازم اما,باشه کرده حقم در بدی که خارق نبوغ و کشید می کارش برای که زحمتهایی شاهد همیشه اما.نداشتم کمی سال و سن که درسته .بود می اینجا نباید پدرم..نه.بودم,العادش :کرد صدا ذهنم تو چیزی یه !نمیذارم من!بیفته اینروز به نباید.دانشمنده یه او.نیست حقش این…!نــــــه .دویدم دنبالش به,جزم عزمی با و کردم گره مشتهامو.اومدم خودم به,فکر این با مسیر,جز دیگه چیز هیچ به و باشه شده مسخ که آدمی مثل درست..انگار نه انگار,کردم می صداش هرچی اما .داد می ادامه راهش به,باشه نداشته توجهی,روبروش .رسیدم بهش و کردم تندتر سرعتمو !شبودن به..حمایتش به.داشتم نیاز آغوشش به اما..چرا نمیدونم.کشیدمش آغوش به,اختیار بی و ایستادم کنارش .کنم لمس رو بودنش که خواستم می وجود تمام با پس..بود او اما…نبود مادرم با و دز پیشونیم به ای بوسه,بعد کمی و زد زل چشمهام توی.کرد جدا خودش از منو,بعد ای لحظه و کرد مکث کمی,بابا :گفت,بغض !مایا دی می مادرتو بوی.باهوش و زیبا..ماریا عین درست!دختر شدی بزرگ ـچقدر ودگ زیرش که چشمهایی.گذروندم نظر از رو صورتش اجزای تمام چشمانم با.کردم نگاه صورتش به و بالا آوردم سرمو رسم به هک سفیدی گرد.زد می کبودی به,هم سر سیگارهایپشت کشیدن و مشروب خوردن شدت از که لبهایی.بود رفته !گذروندم نظر از رو همه و همه…لرزونش دستهای و…بود نشسته موهاش روی,عمر گذر چند همین رو دوری سال همه این ی عقده خواستیم می هردو انگار.کردیم می نگاه هم به تنها و کردیم سکوت دو هر .کنیم خالی,دقیقه رو ام گونه همیشه خلاف بر و شد خیس اشکی قطره با ام گونه چطور نفهمیدم که بودیم حالت همون تو ای لحظه چند ..کرد گرم

دانلود رمان یک قطره تا خون

٧ :گفت و کرد پاک رو اشک قطره و کرد نوازش پدرانه رو ام گونه,راستش دست با بابا ایمیل چقدر!زدم؟ زنگ دادم؟چقدر نامه بهت چقدر دونی می!نمیدادی؟ مردو پیر منه جواب چرا!بابا؟ عمر بودی کجا ـ !بدی؟ گوش حرفام به نخواستی حتی که بیزاری بابات از اینقدر فرستادم؟یعنی برات :داد ادامه که انداختم پایین رو سرم شرمنده و کپا دختر یه اون..پرستیدمش می.بودم مادرت عاشق من..شد چندان دو,مادرت و من بین عشق,اومدی دنیا به وقتی ـ تمام که کردم می سعی,بین این در من.بود شده پر وجودت گرمای از زندگیمون تمام,آورد دنیا به رو تو وقتی.بود مهربون …اما…اما.بخوره تکون دلتون تو آب نذارم و باشه معطوف مادرت و تو به حواسم !نخوره؟آره؟ تکون دلمون تو آب خواستی می اینجوری!رفت؟ کجا علاقت و عشق اینهمه پس!بابا؟ چی اما+ …بزنم حرف,سال اینهمه بعد منم بذار بگیر دهن به زبون..دختر کن صبر ـ که دمش غرق کارم توی انقدر.کنم سفر و بگذرونم آزمایشگاهم توی رو وقتم مدام که بودم ناچار,شغلم اقتضای به من زندگیم همه که ای بچه و زن به..بچم و زن به دادم ترجیح کارمو..احمـــــق منه..داره وجود مایایی و ماریا رفت یادم توی و بیاد همپام که نخواست.بمونه که نخواست.گذاشت تنهام هم ماریا اما.کردم بد که نمیشم منکرش درسته.بودند .باشه شریک,هام موفقیت !میشه جدا ازم..بره پیش اینجوری اگه که گفت…شدم عوض که گفت..ندارم توجهی بهش که گفت او من.نبودم غافل ازش هم لحظه یه که شاهده خدا اما,نبودم پیشش زیاد که درسته.شد خراب سرم رو دنیا,حرفش این با !بدم دست از مریمو..نه..ماریا که نمیخواستم من.نمیخواستم اینو .کردم می بزرگی انتخاب باید که رسیدم جایی یه به روز یه اینکه تا….اینکه تا راحتی همین هب تونستم نمی.بودم گذاشته,کشفیات و آزمایشات این پای زندگیمو و عمر من.کنم چیکار باید نمیدونستم .کنم رها,تونستم نمی مادرتو و تو هم طرفی از.بگذرم ازش تصمیم یه..گرفتم می تصمیم باید…بودم مونده زندگی و کار راهی دو بین.بود روم عصبی فشار چقدر که دونه می خدا !شد می دگرگون زندگیم,اون از بعد که تصمیمی.ساز سرنوشت و مهم .پاشوند هم از زندگیمونو که بود تصمیمی چه بدونم خواست می دلم داشت؟ رو ارزشش+ _ چیزایی کی که بگیری رو تصمیمهایی باید گاهی دخترم ولی بود بیشتر تو و ماریا ارزش اما. داشت شاید وجدانم برای خودش. کرد مکمک تصمیم گرفتن تو خودش ماریا. بود همین هم تصمیم این. بکنی دیگه چیزای فدای رو کسایی یک یا .گفت خودش بیام گفت

دانلود رمان یک قطره تا خون

.دریختن اشکهام و کردم بغلش دیگر بار یک. کنم بغض منم شد باعث که بدی بغض. داشت بغض بابا صدای _ بریم؟ خواید نمی .کرد می نگاهمون رضایت و لبخند با داشت, کردم بهروز عمو به نگاهی مایا؟ کنی معرفی خوای نمی: بابا .کنم پیداتون که کرد کمکم که کسی و دنیا عموی بهترین بهروز عمو+ .دادند دست مردانه باهم دو هر .شده سرد خیلی هوا شید سوار: عمو .شیم نمی مزاحمتون نه: بابا دارید؟ خونه شما مگه+ _ .آره تو اومدن با ولی نه قبلا .باشید خانومم و من مهمون رو امشب یک: عمو _ .بهتره طوری این ولی هاته رگ تو ایرانی خون الحق .زدم لبخندی .مدیونتونم دارم عمر تا وی بگم چی دونم نمی. ممنون دنیا یک زحمتهاتون اطر به. باباست با حق جون عمو+ .شد پررنگتر لبخندش عمو _ .برسونمتون بشید سوار پس. حرفها این از نشنوم دیگه به نگاهی گاهآزمایش دیدن با عمو. پروفسور آزمایشگاه همون به برگشتیم, شوینده وسایل و گرفتیم خوردنی یکم راه سر .کرد بابا _ .موندید می بعد کردیم می اش آماده کاش ای ولی گرفتی رو تصمیمت _ .نیست کثیف هم اونقدرها هست مایا صمیمیشت تونست می نفر یک فقط البته بود محال کردنش عوض گرفت می را تصمیمش وقت بود بابا کرد شد می چه !بود مامان فقط فرد آن و کنه عوض رو . شدیم متروکه آزمایشگاه وارد. بیاره رو وسایلام عمو شد قرار, کردیم خداحافظی عمو با

دانلود رمان یک قطره تا خون

!!!وخیمه اوضاعش خیلی کنیم؟ تمیز رو اینجا جوری چه حالا+ _ .بودیم معذب دیگه کس ی خونه تو. باشیم باهم خواست می دلم نهاییت به. کردیم که خطاهایی و گذشته به کدوم هر. بودیم کردن فکر غرق دو هر. شدیم کار مشغول. دادم تکون سری . نشستیم زمین روی دو هر کار ساعت چهار سه بعد. ساله چند این های شدی؟ خسته+ _ .نیست مهم .دستش دادم و آوردم در پاکت توی از ای میوه آب. شدم بلند زمین روی از !دادی حال بدنت به حسابی خوردی که چیزایی با مدت این.خوبه برات+ _ زنی؟ می طعنه .گم می رو حقیقت+ _ .شدم کشیده راه اون به شد چی دونم نمی خودمم .کرد می دق حتما وگرنه ندیدت طوری این و نیست مامان خوبه چه. گذشته ها گذشته+ .داشت کار دیگه روز یک کم کم. شدم خیره روم به رو به و کنارش نشستم .بزنیم درست رو حرفامون نذاشت عمو+ _ .اره بابا؟ بود تصمیمی چه اون+ _ داره؟ کار دیگه چقدر نظرت به مامان اونم بذاره اثر تصمیمت روی تونست می نفر یک فقط دونیم می خوب دومون هر. نکن عوض رو حرف لطفا بابا+ نبودی؟ عاشقش مگه نبود؟ عاشقت مگه نیومد باهات چرا چرا؟ نکرد؟ عوض رو نظرت مامان چرا پس. بود _ .نیست وقتش الان مایا کیه؟ پس+ _ .نیست الان ولی دونم نمی مد؟او نیکلاس سر بلایی چه اصلا! ؟ چرا فرانسه برگشتی چرا بگی باید. بابا بگی باید ولی نه الان باشه

دانلود رمان یک قطره تا خون

.کرد نگاهم ها گرفته برق مثل !رو همه. خوندم رو تحقیقاتت ی همه یعنی….دونم می رو چیز همه من+ .شد بلند زمین روی از :گفتم بلندی صدای با .شدم خسته تو جای من نزنی؟ حرف خوای می کی تا نیست؟ بس سکوت _ .کنیم تمیز رو اینجا بهتره .بابا+ _ .گفتم چی الان شنیدی کنم فکر .بود درگیر ذهنم تمام ولی. دادم ادامه کارم به و کردم پوفی همه..!آزمایش حلم یک تا,بود متروکه ی خونه یه به شبیه بیشتر آزمایشگاه این..بودیم تمیزکاری مشغول ساعتی ۴ تقریبا ورهم رهمد کثیفو حسابی جا همه.بود بسته عنکبوت تار آزمایشگاهی های لوله و ها شیشه روی.بود خاک و گرد از پر جا .بود ریزش حال در نم اثر در چون.داشت نقاشی به نیاز دیوارهاش.بود .کنیم آماده,موند توش مدتی بشه که حدی تا رو اونجا تونستیم و کردیم سعیمونو تمام رو کارم شدستک دندونم با خواستم و آوردم بالا رو چپم دست و میمالیدم گردنمو راستم دست با.بودم شده خسته حسابی :گفت بابا که بیارم در .میارم درش برات خودم بذار.بشی مریض ممکنه.نزن دهنت به اونو ـ این.شدم خیره,دبو نشسته پیشونیش روی که اخمی و اش گرفته صورت به.آورد بیرون دستم از دستکشمو و شد نزدیکتر تاراج به رو وجودش,خوره مثل مدام و بود کرده درگیر حسابی فکرشو ای مساله یه که انگار.بود فکر تو حسابی ساعته چند .برد می :گفتم و شونش رو زدم !جایی؟..هتلی توی بریم نبود بهتر نظرت به.کشیدی زحمت..بابا نباشی خسته+ توی ونوا که خواست می و گشت می ای گمشده دنبال که انگار.کرد آنالیز صورتمو,نافذش نگاه با و کرد بلند سرشو :گفت و کرد باز لب,کوتاه مکثی از بعد.کنه پیدا من صورت !مادرتی؟ شبیه چقدر میدونستی…!مایا ـ :گفتم و خوردم جا حرفش از

دانلود رمان یک قطره تا خون

دوستداشتی؟ مامانو خیلی..!بابا+ .داد تکون مثبت ی نشونه به سرشو !کردی؟ ترکش چرا پس+ که حقیقتی و..دردناک و تلخ,حتم به حرفهایی.بود حرفها خیلی گویای که سکوتی..سکوت فقط و فقط و گفت نمی چیزی !برسه,هست که اینجایی به پدرم بود شده باعث .رفتم,بود کرده تهیه برامون عمو که کوچیکی یخچال طرف به و ندادم ادامه دیگه,دیدم سکوتشو وقتی .سرکشیدم نفس یک و برداشتم معدنی آب شیشه یه :گفتم خودم با !کنه یم تعریف برات چیزو همه که است موقع اون..بیاد خودش به بذار.نیست وقتش الان.بده فرصت بهش کم یه..مایا .شنیدم سرم پشت از رو بابا صدای که بودم درگیر خودم با !کردی؟ پر چطوری تنهاییاتو!کردی؟ کارا چی ساله چند این که کنی تعریف نمیخوای…بابا عزیز…خب ـ و اشتگذ تنهام بازم…بازم و غریبم که میدونست..تنهام که دونست می پس.گرفت دلم یهو,آخرش ی جمله گفتن با !رفت؟ :گفتم آرومی به لانا و شدم کار به مشغول تیمارستان توی.روان و اعصاب متخصص شدم و خوندم درس فقط.کردم نمی خاصی کار+ !اینجام که ام پا و دست توش روز هر که خلائ جور یه.نیست بشو پر وقت هیچ تنهایی..بابا!کردم؟ پر چطور تنهاییامو که پرسیدید و..و پــــ نه..مادری نه!تنهام,قبل روز از بیشتر روز هر که کردم می حس و.زدم می :گفت خودش که ندادم ادامه حرفمو و اول.ذاشتیدگ تنها منو ها شما.کردید بد من با..بودید انصاف بی خیلی مریم و تو..مایا انصافی بی خیلی!آره؟!پدری؟ نه ـ .دادی نمی هامم تلفن جواب حتی که تویی..تو هم بعد و مادرت مامان ,بابا چرا!چرا؟ دیگه مامان.. اما.بودیم مقصر دو هر وسط این..داشتم حق منم خب اما.داشت حق بابا!بگم؟ داشتم چی !کرد؟ می گوشزد اونو مدام و دونست می جدایی این مقصر و !زد بیرون آزمایشگاه در از سرعت به و کوبید میز روی مشتی,دید که سکوتمو

دانلود رمان یک قطره تا خون

١٢ فکر و احتمالات گنجایش مغزم دیگه. کردم سرم حائل رو دستام. دادم تکیه دیوار به, خوردم سر زمین روی بابا رفتن با .نداشت را مختف خیالات و بلند مینز روی از آزمایشگاه در شدن بسته و باز با ولی نشستم آزمایشگاه ی شده تمیز تازه زمین روی چقدر دونم نمی .بود بابا. کردم نگاهی ورودی در به و بستم را موهام. کشیدم لباسام به دستی. شدم .غذا ی بسته با .سلام+ .زد لبخندی _ .بخوریم گرفتم شام بیا. سلام .اوهوم+ .شد می عالی زدن رنگ دور یک با و بود رفته روش و رنگ یکم که نشستیم ای قهوه چوبی میز دور را عیمس تمام من. بزنه حرف و بشکنه را سکوت بود بابا نوبت اینبار. بودیم کرده سکوت دو هر شدیم خوردن مشغول .بیارم حرفش به بودم کرده .کرد حس را نگاهم سنگینی. کردم بابا به نگاهی _ دونستی؟ می رو چیزی یک رو؟ چی+ _ .مایاست شبیه رفتارتم ظاهرت بر علاوه اینکه !مریــــــــــــــم. مریم بابا, هوففف+ _ .خب خیلی جوریه؟ چه رفتارم حالا+ _ .ده می دست از مقاومتشو آدم که کنید می نگاه و کنید می سکوت اینقدر بکشید ازم را حرفی خواید می وقتی .نشست لبهام روی بر لبخندی کنید؟ شروع خواید نمی خب+ _ .کرد فرار حقیقت از شه نمی وقت هیچ…چرا .بزنیم حرف هم بزنیم قدمی هم تا بیرون رفتیم و کردیم جمع را میز هم با

دانلود رمان یک قطره تا خون

 .رفتیم می راه هم با قدم هم _ چیز ام ی خانواده توی البته. تحصیل ی ادامه برای فرانسه بفرستمت خوام می شهاب گفت پدرم که بود سالم ۱۸ .بودند خارج ی کرده تحصیل اکثرا چون نبود غریبی و عجیب چندان . ردونهد عزیز و بودم طاهریان خاندان پسر تک من. بود معلم مادرمم و بود دکتر پدرم. بود بالا امم خانواده فرهنگی سطح که دبودن بچه اینقدر موقع اون خواهرمم. کرد سکوت شد مواجه پدرم قاطعیت با که بعد ولی کرد مخالفت مامانم اولش .نبود مهم براشون چیزها این اصلا دارم؟ عمه من یعنی+ _ .مرد تصادف توی سالگی ۲۰ توی چون داشتی یعنی .شدم خیره بابا به باز دهن با نگفتید؟ چیزی بهم قبلا چرا پس+ _ .نشد حرفها این فرصت وقت هیچ اینکه برای .نداشت خبر هم مامان مسلما. بود بابا با حق خب _ و من با رمپد بچگی از که انجایی از. کنم تحصیل پزشکی ی رشته توی تا شدم فرانسه راهی من آرزو و امید کلی با .کردم شروع را درسم ورودم سال همان از بود کرده کار را انگلیسی و فرانسه زبان شادی گمنهان پروفسور ژنتیک ی رشته مخ با سالها همون توی. دادم رشته تغییر ام خانواده اطلاع بدون اول سال همون ولی .بود پری و مشهور بسیار آدم. شدم آشنا امد و شد تمام طاقتش مامانم اخر سال. کردم سر به دست را ام خانواده بود ترتیبی هر به و گذشت درسم از سالی سه اینکه تا مکرد بازی نقش ماهرانه من و گذشت چندروزی. کنم مخفی رو چیزی این از بیشتر ازشون تونستم نمی.فرانسه .برم باهاش مارسی دیدن برای خواست ازم مامانم . آورد ودمخ به را من دختری جیغ صدای که گشتیم می ها مغازه توی. رفتیم مارسی به گردش برای. کردم قبول اجبار به مامانم که کردند می نگاه مبهوت همه. خواست می کمک مدام و بود نشسته زمین روی مردی کنار ساله ۱۵ دختری :گفت .برس دادش به شه می تلف داره مادر شهاب .چقدره ام خانواده دواندن سر و کردن انکار سال همه این وخامت تازه .کرد بهم نگاهی دخترک. رفتم دخترک و مرد سمت

دانلود رمان یک قطره تا خون

_ .میره می داره پدرم توروخدا کنید کمکمون شده هدستپاچ. بود شده ادم پر اطرافم. کردم مرد به نگاهی دستپاچه. نفهمیدم علتی چه به. بود شده خون پر مرد اطراف .بودم _ کنم؟ کمکتون تونم می .کردم نگاهی بود زده زانو کنارم که دختری به _ دکترید؟ شما مگه _ .شم می آینده در ولی نه دکتر دکتر _ .چشه ببینید خب .کرد بهم متعجبی نگاه _ نیستید؟ دکتر شما مگه _ .تره واجب ایشون جون فعلا. براتون دم می توضیح بعدن. هیس .بیمارستان بردنش سریع و کرد پیدا بهبود حدی تا مرد وضعیت. شد مشغول و داد تکان سری _ خانم؟ بود عالی کارتون _ .هستم ماریا _ .شهاب منم _ نیستید؟ دکتر شما _ . نه یجلو از صورتش ولی. کردم خداحافظی بودم فهمیده رو اسمش حالا که دختر از. کرد صدام مامان که بدم ادامه خواستم پسری هر ظرن تونست می که دیگه چیزای خیلی و…متانتش.. .زیباییش…آرامشش…معصومتیش. رفت نمی کنار چشمانم .کنه جلب رو کرده ارهاج اومدم،برام پاریس به که اولی پاریس،همون خیابونهای از یکی توی کوچیک خونه یه پدرم…یادمه خوب خیلی این طی و.بود موفقی حال عین در و زرنگ پسر خیلی!بود خودم سال و سن هم جوون پسر ام،یه صاحبخونه!!بود .بود شده من صمیمی مدت،دوست “جوزف” با هم رو ثروت و خونه اون.نداشت ای خانواده هیچ و بود خونده معماری !بود ساخته خودش دسترنج

دانلود رمان یک قطره تا خون

برا پتو هی تا رفتم همینم بود،واسه قبل شبهای از سردتر هوا شب اون!رفت می زمستون و سرما به رو هوا و بود نوامبر ماه مادربزرگت،”کتایون” و گفتم شمیچ منم!بشینم که گفت و گرفت دستمو مچ که برم و بشم رد کنارش از خواستم بیارم، !نشستم !داری؟ حرفی من با!مامان؟ شده چیزی- :محکم،گفت و مستبد صدایی با.گرفت بالا رو ام دستش،چونه با و زد زل چشمهام توی !شهاب؟ گفتی دروغ پدرت و من به چرا+ :گفت که بگم باید چی نمیدونستم و کردم نگاهش حیرون و متعجب !نمیخونی پزشکی تو که میدونم من+ !کنم سکوت که کرد شاره دستش با که بزنم حرفی خواستم تروراس من با!کشیذی کنار اما…بدی نجات و مرد اون بودی،میتونستی خونده پزشکی اگر تو.فهمیدم امروز اینو+ چرا؟ بگو فقط!چرا؟.باش :گفتم و ردمک باز لب یهو که میگشتم مادرم کردن قانع برای جمله یه دنبال ذهنم تو و انداختم پایین شرمساری با سرمو ..من..مامان نداشتم ای علاقه پزشکی به من…من…من- :گفت و شد بلند جاش خشم،از با وس اعتمادش از چرا!کردی؟ باهاش اینکارو چرا!حساسه قضیه این روی چقدر پدرت میدونی که تو!شهاب کن بس+ !بگذرونی بطالت به وقتتو اینکه نه..بدی تحصیل ادامه تا فرستاد پاریس به رو تو اون!کردی؟ استفاده :فتمشده،گ کنترل صدایی با و زدم زل چشمهاش تو!خورد بر بهم میچرخم،خیلی بیکار که میکرد فکر مادرم اینکه از فت،منمگ بابا هرچی که دیکتاتوریه مگه!ندارم؟ پزشکی به ای علاقه که کنید. درک نمیخواید شماها چرا اخه…من مادر+ از فقط!نکردم استفاده سو بابا اعتماد از من!میخونم ژنتیک داذم من مامان!اقا؟ چشم:زاد،بگم خونه غلامهای این مثه زرگیب ادم روز یه که میخورم قسم من!کردم استفاده احسنت نحو دوستداشتم،به که جایی به رسیدن برای اعتمادش !بخونم ینمیخوام،پزشک و نمیتونم من که کن قانع رو بابا!کن کمکم فقط…مامان!میکنم سربلند رو شما و بابا و میشم :کرد زمزمه گوشم توی زده، غم و اروم صدایی با و گرفت دستاش تو رو بعد،دستم و کرد مکث کمی !کشیده؟ زحمت اینقدر تو واسه که پدری اونم!دیکتاتور؟ میگی پدرت به چطور!شهاب؟ شدی بزرگ انقدر کی+ :گفتم و زدم دستاش روی به ای همینم،بوسه واسه.بودم شده شرمنده حسابی زدم که حرفی از !کنم سفیدتون رو که میدم قول!بدید فزصت بهم و کنید درکم فقط!هستم گلم مادر و بابا نوکر خودم من-

دانلود رمان یک قطره تا خون

:گفت و رفت فرو فکر به بولق هم تو و بخونی قراره پزشکی که گفت پدرت وقتی!نمیومد خوشت پزشکی از که یادمه بچگیتم همون از+ !سرشه تو فکرایی یه اقا نگو!شدم متعجب کردی،خیلی حقیقت بهش راجع و شدم اشنا. پزشکی رشته با و اینجا اومدم وقتی!همین!کنم دلخور رو بابا که نخواستم فقط من- انتخاب رو ژنتیک رشته که شد این و!ندارم رشته این به ای علاقه واقعا که رسیدم نتیجه این کردم،به ‘ !کردم :دیدم،گفتم سکوتشو وقتی کنید؟. قانعش و بزنید حرف هم بابا با میشه!شدید؟ قانع حالا- :کوتاه،گفت مکثی از بعد !کنم قانعش و بزنم حرف پدرت با تا میکنم قبول میخوای،باشه همینو واقعا که حالا!خب خیلی+ !مامان ممنونم- یحت شب اون…شب اون اما!بخوابه که رفت و شد خسته دیگه که انقدر!زذم حرف مادرم با دری هر از..صبح شب،تا اون انقدری!نمیرفت کنار صورتم جلوی بود،از کرده معرفی ماریا خودشو که دختر اون خواستنی و معصوم صورت هم لحظه یه !نذاشتم هم روی صبح،چشم خود تا که هامبا و بگیره تماس باهام پدرم نظر به راجع که شد قرار و کرد ترک تهران مقصد به رو بعد،مادرم،پاریس روز صبح !کنه صحبت ودم،بدونب مونده قبلش،خواب شب خوابی بی خاطر به و داشتم عجله خیلی چون اما رفتم دانشگاه به مامان،منم رفتن بعد وقتی !لرزیدم می خودم سرما،به شدت از من رو روز کل!بود سرد خیلی هوا!بیرون زدم خونه بپوشم،از گرمی لباس اینکه اصرار به!تب،میسوختم توی داشتم و بود خراب حالم خیلی من اما!بزنیم گپ کمی تا پیشم اومد هم خونه،جوزف برگشتم زیاد،از بت شدت از نهایتا. و!میشد تر وخیم حالم لحظه هر من..رفتیم شهر بیمارستانهای نزذیکنرین از یکی جوزف،به !رفتم هوش صدا این چقدر!بود نیومده جا خالم درست هنوز اما!کردم باز هم از رو پلکهام کم اشنا،کم صدای یه شنیدن با از و کردم باز کامل رو چشمهام!کنه می روحم،منتقل و جسم به صدا این عجیبی ارامش چه!من خدای…اشناست دیدن”ماریا” دیدنش از چقدر!داد دست بهم عجیبی نوشت،جس می چیزی کارتابلم توی داشت و بود ایستاده کنارم که درش معصومیت که خوشگل،چشمهایی و طوسی چشمهای و طلایی موهای با دختری یه!میدونه خدا شدم خوشحال پسر این بقل وجودش،در با که نمیدونست و بود مشکی،ایستاده موهایی و عسلی چشمهای با پسری مقابل میزد،در فریاد وابوخ بود، چندروز که رو ای چهره خوب من اما!نشناخت منو اینکه مثل و رفت بیرون اتاق از ماریا! کرده پا به غوغایی چه :میزد،گفت موج درش شیطنت که صدایی با و نشست کنارم جوزف! بود،میشناختم ربوده چشمام ا

دانلود رمان یک قطره تا خون

برای  خوندن قسمت اول رمان  رمان گرگینه اینجا کلیک کنید 

دانلود رمان جدید

1.gif

فرمت کتاب یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه ) : PDF|APK|EPUB

به درخواست  نویسنده  رمان  لینک دانلود ها  حذف  شد !

مدیریت محترم سایت
با سلام
بنده (ن. لوانی) نویسنده ی رمان دو جلدی (گرگینه و یک قطره تا خون) هستم.
در حال بازنویسی نسخه اصلی و رسمی گرگینه می باشم و قصد چاپ آن را دارم.
احتراماَ خواهشمندم که در اسرع وقت، نسخه ی قبلی (دو جلدی- گروهی) این کتاب را از سایت خود حذف نمایید.
با نهایت احترام متذکرم که بنا بر حقی که به عنوان نویسنده ی این اثر دارم، در صورت عدم همکاری شما، به ناچار طبق جرایم رایانه ای با شما برخورد خواهم کرد.
پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزارم.
با احترام
“ن.لوانی”

منبع تایپ رمان :  negahdl.com

جهت درخواست رمان  به سوپر گروه ما  در تلگرام بپیوندید کلیک کنید !

کانال تلگرام رمان دانلود: Telegram.me/dlroman کلیک کنید !

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه ) باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )
4.33 از 3 رای
بازدید : 858 بار بار دسته بندی : یک قطره تا خون ( جلد دوم گرگینه ) تاريخ : ۱۱ شهریور ۱۳۹۵ به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

1 × 3 =

برچسب ها

، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،