دانلود رمان جدید

سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که دی ال رمان رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)
خانه / رمان / رمان های دانلودی / صدای بارون عطر نفسهات / دانلود رمان صدای بارون عطر نفسهات

دانلود رمان صدای بارون عطر نفسهات

دانلود رمان صدای بارون عطر نفسهات

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان صدای بارون عطر نفسهات

خب ژانر رمان صدای بارون عطر نفسهات چیه ؟
عاشقانه

خب رمان صدای بارون عطر نفسهات چند صفحه داره ؟

۳۱۵

خلاصه رمان صدای بارون عطر نفسهات

دو تا دختر خیلی جوون ، که دنیاشون

افکار و احساساتشون از جنس خود ماهاست
اصلا ، اصلا شاید یکی از دو نفر ، خود ما باشیم
این وسط هر کدوم از این دو گل دختر مشغول زندگی مخصوص خودشونن
با همه ی فراز و نشیباش
، بگو بخندا و گریه هاش ، با غم ها و شادیاش ، و اتفاقایی کاملا ساده
یه زندگی عادی و قابل لمس
یکی مشغول چیدمان زیبای دکور زندگیشه و اون یکی

تازه شروع قصه ی زندگیشه

چند صفحه ای اول رمان : صدای بارون عطر نفسهات با هم بخونیم

-: کیمیا بده من ببرم بالا بخوابونم

اینجا سر و صداست نمی تونه بخوابه
طفلک داره اذیت میشه ، گناه داره،
کیمیا: آخه زحمتت میشه،
-: نه دیوونه این چه حرفیه؟
گوشیمم مونده خونه باید برم بیارمش
این نی نی رو هم می ذارم تو اتاق بخوابه هر از گاهی برو بهش سر بزن
کیمیا: فدات شم مرسی…

دانلود رمان صدای بارون عطر نفسهات
با لحن بچگونه ، در حالی که داشتم غزاله رو آروم بغل می گرفتم گفتم
-: خااادش میشه
غزاله خودشو تو بغلم جا کرد
به محض مستقر شدنش تو آغوشم سرشو گذاشت روی شونه ام
طفلک مست خواب بود و کلافه از اینهمه سر و صدا
-: کیمیا روسریِ منو بکش جلوتر
خندید و روسریمو روی سرم مرتب کرد
کیمیا:امان از دست این شوهر غیرتیت
خندیدم،

دانلود رمان صدای بارون عطر نفسهات
-:اون که جا خود داره ولی مهم تر از آقامون اون بالاییه
کیمیا: برو زبون دراز
بیرون رفتم و پله ها رو یکی یکی بالا می رفتم
آروم و با دقت، دست کوچولوی غزاله رو تو دست گرفته بودم و می بوسیدم
-: نی نی کوچولو تپلیه من
یکم تو بغلم جا به جاش کردم
-: تپل شدیاا خاله
کلید رو از جیبم بیرون کشیدم و در خونه رو باز کردم
در حالی که کاملا مواظب غزاله بودم، داخل شدم،
دستم رو گذاشتم پشت غزاله و در رو آروم با پام بستم
راه افتادم سمت اتاق خوابمون
غزاله رو گذاشتم درست وسط تخت و روش رو با یه پتوی مسافرتی کشیدم
توی هال دو تا آباژور روشن بود، یکیش کنار تلویزیون بود
پایه اش تا ارتفاعی بیشتر از قد من بالا رفته بود و

بعد به حالت خمیده کمی پایین تر اومده بود

دانلود رمان صدای بارون عطر نفسهات
انگار که سنگینی چراغ متصل بهش به سمت پایین بکشدش
مرکز نورش عکس محمد رو که بالای تلویزیون قرار داشت رو روشن می کرد
یکی دیگه هم به همون شکل کنار اپن آشپزخونه و کنار میز تلفن بود ‍
با نوری که میز تلفن رو بیشتر از همه جا روشن کرده بود

رمان صدای بارون عطر نفسهات از هاوین امیریان

امیدوارم رمان صدای بارون عطر نفسهات خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان صدای بارون عطر نفسهات هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان :  romansara.org

به این پست امتیاز دهید.
Rate this post




نوروز پیروز
نوروز پیروز