دانلود رمان جدید

سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که دی ال رمان رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)
خانه / رمان / رمان های دانلودی / شانزده سال فکر سیاه / دانلود رمان شانزده سال فکر سیاه – NAVA-K

دانلود رمان شانزده سال فکر سیاه – NAVA-K

دانلود رمان شانزده سال فکر سیاه – NAVA-K

دانلود رمان شانزده سال فکر سیاه – NAVA-K

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان شانزده سال فکر سیاه - NAVA-K

خب ژانر رمان شانزده سال فکر سیاه چیه ؟
عاشقانه #معمایی#

خب رمان شانزده سال فکر سیاه چند صفحه داره ؟

۱۹۱

خلاصه رمان شانزده سال فکر سیاه

درباره دخترک هشت ساله‌ای است که بعد شانزده سال اتفاقات بچگی‌اش را فراموش نکرده و ریشه انتقامی که از یک فکر سیاه سرچشمه می‌گیرد را در وجودش تغذیه می‌کند و آن را تبدیل می‌کند، به شخصیتی که خود را پشت نقابی پنهان کرده تا انتقام بگیرد.
ریشه‌ای که دخترک آن را پرورش می‌دهد، به زندگی و سرنوشت خیلی ها گره می‌خورد؛ اما با اتفاقاتی که برایش می‌افتد، آن ریشه کم کم خشک می‌شود؛ ولی…

چند صفحه ای اول رمان : شانزده سال فکر سیاه با هم بخونیم

از دوست خوبم آوا جان که در انجمن نیستند و از رها جون (raha jjoon) بابت تبدیل جملات مادر به لهجه جنوبی خیلی تشکر می‌کنم.
بارها گفتم، دوباره هم میگم، یه دوست خوب در کنارت خیلی می‌تونه کمکت کنه.
این رمان رو تقدیم میکنم به خواهر گلم، (ارام …… تنهایی)

مقدمه:
یک نقاب…
یک مانع برای پنهان‌شدن، برای انتقام گرفتن…
گاهی تو را به هدف شانزده‌ساله‌ات می‌رساند؛ اما…
اما اگر کسی پیدا شود که نقاب تو را بردارد، مانعت را در هم بشکند…
تو دیگر نمی‌توانی آنی که خودت می‌خواهی برای هدفت باشی…
می‌شوی آنی که او می‌خواهد، می‌شوی آنی که در مقابلش راحت است…
می‌شوی کسی که راحت در مقابلش می‌خندد، راحت از هر دری حرف می‌زند، راحت نگاهش می‌کند…
و این شروع یک ماجراست!
ماجرایی که شاید خلاف میل تو باشد؛ ولی در اختیار تو نیست تا آن را تغییر دهی…
و آن موقع است که مسیرت عوض می‌شود…
مسیری که فکر سیاهی را شانزده سال درگیر خودش می‌کند…
مسیری در گرو شانزده سال فکر سیاه…
«رفتم مرا ببخش مگو او وفا نداشت، راهی جز گریز برایم نمانده بود.»
(فروغ فرخزاد)

دانلود رمان شانزده سال فکر سیاه – NAVA-K

قسمتی از داستان :

با درد در رو کوبیدم. صدایی نیومد.
دوباره، این‌بار با همه‌ی توانم این کار رو کردم. صدای قدم‌هایی رو شنیدم، که بعدش صدای زن مسنی با لهجه جنوبی گفت:
– هاسی میام، انگا سر اورده (دارم میام، انگار سر آورده)
تکیه دادم به چارچوب در و با دست سالمم بازوم رو فشردم؛ دیگه نمی‌تونستم روی پاهام بایستم؛ اگه یه دقیقه دیگه طولش بده همین جا بیهوش میشم و این اتفاق باعث میشه خیلی برام بد شه.

امیدوارم رمان شانزده سال فکر سیاه خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان شانزده سال فکر سیاه هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان :  negahdl.com

به این پست امتیاز دهید.
Rate this post


برای داشتن رمان های جدید در کانال ما عضو شوید فقط با یک کلیک


نوروز پیروز
نوروز پیروز