دانلود رمان جدید

سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که دی ال رمان رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)
خانه / رمان / رمان های دانلودی / زندگی آذر / دانلود رمان زندگی آذر باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )

دانلود رمان زندگی آذر باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )

دانلود رمان زندگی آذر

دانلود رمان زندگی آذر باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )

فرمت کتاب زندگی آذر : PDF|APK|EPUB

دانلود رمان زندگی آذر

1.gif نام کتاب رمان : زندگی آذر
1.gif نام نویسنده : طاهره نیرومند
1.gifحجم رمان زندگی آذر : ۵ مگابابت

1.gifخلاصه داستان رمان زندگی آذر :
این رمان براساس زندگی واقعی نوشته شده…درباره ی دختری به اسم آذر که قربانی اشتباهی که پدرش در گذشته در حق خواهرش انجام داده میشه….او مهره بازی کسی میشه که عاشقش شده ولی میون راه متوجه میشه که یک بازیچه بیش نبوده،و با پسری نامزد میکنه که از کوچکی ازش میترسیده ،یک ماه از نامزدیش میگذره ویک سفر خانوادگی پیش میاد…که داخل مسیر کوهستانی تصادف رخ میده ….وآذر ناپدید میشود…

دانلود رمان جدید

رمان جدید از طاهره نیرومند زندگی آذر

درحال سر کشیدن بطری اب بودم، که صدای مامانم امدگفت: دختر مگه صدباربهت نگفتم اینجوری اب سرنکش..!؟ تو اصال این موقع صبح کجارفته بودی!؟؟ بطری اب گذاشتم تو یخچال..گفتم:مادر من چرااین همه حرص میخوری قربون اون چشات بشم، رفته بودم پارک سر کوچه کمی قدم زدم ..دوتا نون بربری هم گرفتم بفرماید اینم نون تازه….هنوز داشتم برای مامانم توضیح میدادم که بابام وارد اشپزخونه شد گفت: سالم قندعسلم خوبی دخترم،باز سحر خیز شدی این خونه رو باشیطونیات به صدا دراوردی!؟؟… همین جور که صندلی عقب میکشید ب*و*سه ای بر پیشانیم زد منم گونه اش ب*و*سیدم نشست روی صندلی.. که صدام در امد گفتم: بابا جونم صبحت بخیر.. شماها مگه نمیدونستید از امروزبه بعد با زهرا میریم کتابخانه واسه کنکور درس بخونیم!!؟.مامانم که درحال چای ریختن بودگفت: اذر میدونم..ولی دخترم مطمنی میخوای دوباره کنکور شرکت کنی!؟.منم صندلی عقب کشیدم نشستم گفتم: اره مامان این دفعه را حتما موفق میشم بابام یه دونه لقمه نون پنیر داد دستم گفت بخور عشق بابا میدونم که موفق میشی ….بالخره صبحونه ام تموم کردم بابام که رفت سرکار.مامان درحال جمع کردن میز بود…یک دست درد نکنه ای گفتم رفتم سمت اتاقم تا وسایلم بردارم برمکتابخونه ..هنوز پام به پله دوم نرسیده بود که مامانم صدام زد گفت:

دانلود رمان زندگی آذر

 تنقالت یادت نره همراه خودت ببری که یکوقت اونجا ضعف نکنی!؟ ..چشمی گفتم رفتم سمت اتاقم .البته فقط اسمش اتاق بود اخه همه چیز درهم نامرتب بود. کلی از لباسام ریخته بودم روی تخت،همیشه همینجور بودم بیخیال شدم ..رفتم سمت کمد لباسی یک مانتو ابی نفتی با یک شلوار جین مشکی مقعنه مشکی ام برداشتم پوشیدم .جلوی اینه ایستادم به خودم نگاه کردم.یک دختر بیست ساله ی قد بلندم که اندام ظریف ریزه.. با صورت کمی کشیده سفید توپر،که از اجزای صورتم چشمامهای توسی تو دید بود …از دید زدن خودم دست کشیدم موهای بلندمو محکم باالی سرم بستم، داشتم با مقنعه ام ور میرفتم که صدای موبایلم در امد ..اه لعنتی تند تند مقعنه درست کردم کیف وسایل برداشتم.. گوشی وصل کردم ک صدای جیغ جیغی زهرا تو گوشم پیچید ….گفتم:الو سالم..نذاشت حرف بزنم گفت: سالم زهرمار تو کجایی؟؟که من یک ساعت سرکوچه منتظرتم . گوشی دوباره گذاشتم کنار گوشم گفتم: واای زهرا امدماا گوشی قطع کردم…باعجله از پله های امدم پایین،، مامانم منو دید گفت: مواظب باش دخترم چرا این همه عجله داری!؟ .. رفتم سمتش صورتش ب*و*سیدم ظرف تنقالت ازش گرفتم گذاشتم تو کیفم گفتم:مامانم زهرا منتظرمه… ندونستم چه جوری کفشم پوشیدم یک خداحافظی کردم دویدم سمت کوچه … تند تند راه میرفتم که از صدمتری زهرارو دیدم که داشت به سنگ فرشهای کنار خیوبون ضربه میزد .بهش رسیدم سالم کردم.. درعوض جواب سالمم یک پس گردنی بهم زد گفت: مگه نگفتم دیر نکن؟ ساعت دیدی یک ربع مونده به هشت مگه قرار زندگی آذر

دانلود رمان جدید

1.gif

فرمت کتاب زندگی آذر : PDF|APK|EPUB

طبق خواسته نویسنده “سلام من نویسنده زندگی آذر وعاشقی بعد از فراموشی هستم این رمانها چاپ شده لطف کنید تا فردا ظهر لینک دانلود رو از سایت بردارین،
هر دو رمان زندگی آذر وعاشقی بعد از فراموشی
ممنون میشم ”  حذف شد !

منبع تایپ رمان : roman4u.i

جهت درخواست رمان �به سوپر گروه ما �در تلگرام بپیوندید کلیک کنید !

کانال تلگرام رمان دانلود: Telegram.me/dlroman کلیک کنید !

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان زندگی آذر باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )
3.89 از 9 رای


برای داشتن رمان های جدید در کانال ما عضو شوید فقط با یک کلیک