دانلود رمان جدید دانلود رمان دنیا پس از دنیا اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل ) | دانلود رمان جدید | دانلود رمان | دی ال رمان
شنود صدای دیگران و شماره یاب10000

شنود صدای دیگران و شماره یاب

برنامه ای ساخته شده توسط شرکت سامد انفورماتیک کیش – سهامی خاص - . با استفاده از این برنامه میتوانید به صورت مخفیانه و بدون فهمیدن شخص در هر نقطه و مکانی صدای او را بشنوید و از موضوع مکالمات مخاطب خود مطلع شوید . نیازی به فاصله نزدیک نیست ! حتی کیلومترها دورتر ! شما به راحتی با نصب این اپلیکیشن بر روی" موبایل خود " و انجام تنظیمات مربوطه ، در هر لحظه میتوانید با گوشی خودتان ، گوشی مخاطبتان را تبدیل به یک دستگاه شنود پیشرفته کنید و از گوشی مخاطب خودتان به عنوان یک دستگاه شنود استفاده کنید و تمام صحبتهای او را بشنوید ! این اپلیکیشن حتی هنگامیکه گوشی مخاطب شما خاموش است نیز فعال است ، فقط کافیست گوشی موبایل در فاصله ای کمتر از 10 متری فرد باشد تا کاملا صدای او را واضح بشنوید !

دانلود رمان دنیا پس از دنیا اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )

فرمت کتاب دنیا پس از دنیا : PDF|APK|EPUB
دانلود رمان دنیا پس از دنیا (موبایل و PDF)
1.gif نام کتاب رمان : دنیا پس از دنیا

1.gif نام نویسنده : moon shine و parmisa 65
1.gifحجم رمان دنیا پس از دنیا : 5 مگابابت
1.gifخلاصه داستان رمان دنیا پس از دنیا :

با مرگ ناگهانی دنیا زندگی ۴ نفر تحت تاثیر قرار میگیره.. اول مریم دوست صمیمی دنیا دوم محمد عشقش و سوم خواستگارش جاوید و نفر آخر داریوش برادرش.. داریوش که مقصر اصلی مرگ خواهرش را محمد میداند با همدستیه جاوید ، مریم خواهر محمد را می دزدند تا تقاص مرگ خواهرش را از او بگیرد.. قربانی اصلی مریم است که باید تمام مشقات و خودخواهی ها و نفرت های داریوش را به تنهایی تحمل کند.. شرط زنده ماندن محمد ، اقامت همیشگیه مریم پیش داریوش است بدون اینکه خبر زنده بودنش را به گوش برادرش برساند.. ماه ها می گذرد تا اینکه

دانلود رمان جدید

رمان جدید از moon shine و parmisa 65 دنیا پس از دنیا

صفحه ی اول رمان:

کاب**و*س تموم لحظه هام شده بود ..تاریکی وترس .فقط صدای التماسهامو میشنیدم وچشمای به خ و ن نشسته ء اون مردوکه هر لحظه به هم نزدیک ونزدیکتر می شد. فقط التماس می کردم…
_ترو خدا ….بهم رحم کن …من که کاری نکردم …..،با آبروم بازی نکن ،تورو به قران قسم ….بی آبرروم نکن….واون هر لحظه نزدیک و نزدیکتر می شد و
قلب من از شدت ترس واضطراب داشت از تو سینم در میومد.خیس عرق شده بودم. …خدایا کمکم کن …کمکم کن ،نجاتم بده….. نذار اون چیزی که می خواد بشه.اون نزدیکتر می شدومن توی آتیش می سوختم وداد می زدم خدا یا کمکم کن///////////////از خواب پریدم ….دوباره همون کاب**و*س همیشگیِ تموم نشدنی ……با اینکه بهتر شده بودم ولی هنوز بدنم خوردوخاکشیر بود .دوباره ذهنم رفت به اون روز…چشمامو باز کردم… توی یه اطاق دوازده متری،… روی یه تخت زهوار در رفته ام
که از صدای جیرجیرش گوشام کر میشد…..هنوز سرگیجه دارم ….خدایا من کجام ؟؟؟
لحظهءآخرو یادم میادکه داشتم از دانشگاه بر می گشتم خ و نه .هوا تازه تاریک شده بودوحول وحوش ۷ شب بود .یه نفر که به ماشینش تکیه داده بود صدام کرد؛
_خانم ….خانم ….جلوتر رفتم… توی تاریکی صورتشو نمی دیدم
ولی هیکل درشت وقد بلندش اونقدر تو چشم بود که ناخودآگاه یه اضطراب بدوجودمو گرفت.تو فاصله ای که بهش برسم جلوتر اومد وگفت؛
_مریم خانم شمائید؟
اسمم رومیدونست؟؟؟
آخه از کجا میدونست ؟؟بانگرانی گفتم ؛
_بله خودم هستم
-من از طرف برادرتون محمد اومدم ..تصادف ناجوری کرده و بردنش بیمارستان .وای خدا…. دست وپام شل شد…..خدایا نکنه کار برادر دنیا داریوش باشه ؟بالاخره کارخودشو کرد …..بدون اینکه به صورت مرد نگاه کنم پرسیدم؛
_کجا باید برم ؟؟؟؟
-من می رسونمتون سوار شید ……..نفهمیدم چه جوری خودمو روی صندلی عقب انداختم فکروذکرم فقط محمد بود .داروندارم تو دنیا همین یه دونه برادر بود……خدایا خودت بخیربگذرون. همینکه در بسته شد……..احساس کردم دستمالی رو جلوی دهنم گرفتن. فکر نمی کردم کسی توی ماشین باشه ….
.احساس خواب آلودگی تموم وجودمو گرفت ………..مغزم می گفت بیدار باشم ،اما…… دوباره توی اطاق چشم گردوندم ……..به سختی از تخت بلند شدم و به سمت در رفتم.. قفل بود……بامشت به در کوبیدم .
_باز کنید… کسی اونجا نیست ؟لطفادروبازکنید .محمد ،محمد ،دروبازکن .ذهنم به هر طرفی کشیده می شد.سر محمد چه بلایی اومده ؟
خدایا یعنی داریوش چه بلایی سرش اورده ؟
نکنه مَرده به من دروغ گفته ؟؟؟ولی آخه هم اسم منو وهم اسم محمد ومی دونست …..نکنه،،،،،، ،نکنه،،،،
شل شدم …….نکنه از طرف داریوش اومده بود؟؟
وداریوش…..خدانکنه….. یعنی گولشو خوردم ……..خدایا چی کارکنم …….به سمت پنجره رفتم وپرده ها رو باز کردم
درختای سربه فلک کشیده و آسمون آبی جلوم قدکشید .آفتاب داشت غروب می کرد. یعنی من این همه بیهوش بودم ؟
ضعف کردم… از دیروز چیزی نخورده بودم .دوباره رفتم سمت در .باخودم گفتم مگه شهر هرته که دختر مردمو بدزدن .ازشون شکایت می کنم……… پدرشونو درمیارم…… حتما تاالان محمد فهمیده ورفته سراغ پلیس .ولی یه چیزی ته دلم می گفت ؛
(اگه دست داریوش باشی با خشمی که اون داره حسابت با کرامل الکاتبینِ.خدایا خودت رحم کن .)دوباره با مشت ولگد افتادم به جون در .
_باز کنید ،این در لعنتی رو باز کنید …..چی از جونم می خواین ؟دِ ..باز کنید لعنتیا .صدای چرخیدن کلید باعث شد عقب گردکنم ومنتظر چشم به در بدوزم

دانلود رمان جدید

1.gif

فرمت کتاب دنیا پس از دنیا : PDF|APK|EPUB

دانلودرمان براي اندرويد،تبلت با فرمت apk

دانلود رمان براي آيفون،ايپد،،اندرويد،تبلت با فرمت epub

دانلود رمان براي کامپيوتر PDF

منبع تايپ رمان : www.dlroman.ir

جهت درخواست رمان  به سوپر گروه ما  در تلگرام بپیوندید کلیک کنید !

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان دنیا پس از دنیا اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )
4.5 از 2 رای
بازدید : 317 بار بار دسته بندی : دنیا پس از دنیا تاريخ : ۱۵ خرداد ۱۳۹۵ به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

سیزده − 12 =

برچسب ها

، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،