پیش بینی فوتبال

برترین رمان های امروز شما میتوانید برترین رمان های جهان را در روز جاری منتشر شده اند مشاهده کنید

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه - ariel

رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازهariel

مصاحبه با امیر فرهی دانلود رمان آن نیمه دیگر - anital

رمان آن نیمه دیگرanital

رمان رازی که جگر می سوزاند از سحر شعبانی دانلود رمان بگو که فقط مال منی - صدف پور نجفی

رمان بگو که فقط مال منی صدف پور نجفی

آموزش نویسندگی رمان – قسمت دوم دانلود رمان چه خوبه عاشقی - زهرا ارجمندنیا

رمان چه خوبه عاشقیزهرا ارجمندنیا

دانلود رمان بختک - غزل پور نسائی

رمان بختک غزل پور نسائی

دانلود رمان به خاطر پدر - پریا افزا

رمان به خاطر پدرپریا افزا

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )
http://dlroman.ir/%da%a9%d9%85%da%a9-%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )

فرمت کتاب دنیاتم و دنیامی : PDF|APK|EPUB

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

نام کتاب رمان : دنیاتم و دنیامی
نام نویسنده : آلا و سوگند
حجم رمان دنیاتم و دنیامی : ۵ مگابابت

خلاصه داستان رمان دنیاتم و دنیامی :
یه دختر خوشگل و شیطون البته کمی خنگ که با دوستاش تو پایین شهر زندگی میکنه طی اتفاقاتی مجبور میشه کار کنه اما کجااااااا…!!!

دانلود رمان جدید

رمان جدید از آلا و سوگند دنیاتم و دنیامی

وایییییی ما مااااان مردم ای خدا چی میشـــد م بچ ب په ول دارا یه ماشــین لباسشویی داشتیم این لباسارو میشست نیلو:کم غر بزن االن این کلبوم ننه مرده میاد میگه آب و ببند _ وووف باشه بابا کلبوم:آب و ببندین ول اجاررو درست حساب نمیدین یه سره هم آب و استفاد میکنین تیاره ها _زنیکه عین جن میمونه تا اسمش میاد ظاهر میشه نیلو:باشه االن تموم میشه سـاغر:بپه ها سـریو بشـورین کلی از سـبزی ها هنوز آماده نشـده شـ باید تحویلشون بدیم _باشه بد از این که لباسارو شستیم کامال آویزون رفتیم سمت خونه خونه که نه قوطی کبریت البته خداروشکر که یه سقفی باال سرمون هست سبزیارو اک کردیم و بسته بندی کردیم قرار شد من برم تحویچ بدم _بفرمایین خانوم مقدم اینم سبزیهاتون خانوم مقدم:چقد میشه؟ _قابلتون و نداره ۱۵تومن دنیاتمو دنیامی

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

خانوم مقدم:واااا چ خبره چرا انقدر زیاد میگیرین اینا دیگه کی ان ۱۵تومنم وله کمرمون شکست تا اینارو اک کردیم _خانوم مقدم دیگه ۱۵تومنم ولیه ۱۰تومن داد بهم گفت:همینقدر بیشتر ندارم و رفت داخچ درو بست اه باز این سره جلو دره صابر:به به سالم دریا _کیشمیشم دم دارم، دریا خانوم صابر: هو بهش یه چشم غره رفتمو رفتم تو سره روووو نیلو:این سره ول چی میگفت _مگه اون چیزی جز چرت و رت میگه ساغر:سبزیارو دادی _آره بابا خسیس ۱۰تومن بیشتر نداد نیلو:من موندم میخوایم سر برج ول اینو چجوری بدیم _غصه نخور جور میشه ، شام چی بخوریم گشنمه در یخپال باز کردم دیدم بعلههه شپشا دارن تو یخپال شتک باالنس میزنن عین گربه شرک داشتم با بغض یخپالو نگا میکردم خوب گشنمه که نیلو و ساغر خندیدن نیلو:اون جوری نکنا میام میخورمت سرمو کج کردم و زل زدم بهش

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

نیلو:خدا به داد شوهرت برسه موقعی که این شکلی میشی من میخوام درسته قورتت بدم چ برسه اون _شوهره بیاد حاال دیگه بقیشو باهم صحبت میکنیم ساغر:ای بی حیا )دریا شوهر ندیده نیستااا فقط بپم یکم شوخه( نیلو صداش و کلفت کرد نیلو:خودم میخورمت جیگر _اوووم من که از خدامه ساغر:اووووق بس کنین حالت تهوع گرفتم باوا نیلو:چیه حسودیت شد توروهم میخورم ساغر:عههه چندشا _نیلو جونم نیلو:جانم _من گشنمه نیلو:بیا منو بخور _عهههه نیلو گشنمه ساغر:کارد بخوره شیکمت بلندشو نیلو بریم یه چی بخریم تا دریا مارو نخورده _بریم رفتیم سـه تا فالفچ گرفتیم تا چشـام به فالفچ و خورد تقریبا شـیرجه زدن روش گشنمه خوب دنیاتمو دنیامی ۹ ساغر:به خدا همش مال خودته _ساغر من میگم تو یکم چاق شدیا ساغر:واقعا _آره کم غذا بخور ساغر بقیه فالفلشو گذاشت کنارش و بغ کرده نشست یه لبخنده لید زدمو فالفچ و گرفتم دستم و گفتم _اینو میبینید ساغر و نیلو:آره با چندتا گاز خوردمش اونام مات و مبهوت نگام میکردن _دیگه نمیبینید بعد از خوردن فالفال رفتیم خونه تو جامون دراز کشیده بودیم _عخیش سیر شدما سـاغر:نه ترخدا میخوای گرسـنه هم باش سـهم منو هم خوردی ، تو چرا چاق نمیشی هان _حرص نزن من خدادادی مانکنم نیلو :شاتاب شید دیگه ماهم دیگه صدامون و بریدیم و چیزی نگفتیم و کپمون و گذاشتیم صبح با صدای حال بهم زنه این کلبوم بیدار شدیم کلبوم:بلند شید بینم اینجا هتچ نیس تا لنگ ظهر میخوابید

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

شــیطونه میگه برم دهنشــو بیارم ایین آخه به تو چهههههه تو ولتو ســر ماه میگیری بیریخت بلند شدم برم دشویی که تو حیاط بود داشتم میرفتم که باز با قیافه نحس صابر روبه رو شدم صابر:جوجو صبحا خواستنی تر میشی میدونستی _گمشو بابا صابر:چیزی گفتی نشنیدم _آره گفتم گمشوووو صابر:بهتره زبونتو کوتاه کنی وگرنه خیلی بد میبینی _هو حوصلتو ندارم خیلی حرف میزنی صابر:باشه خانومی خودت خواستی سره چلغوز منو تهدید میکنه مبال میخواد چه غلطی بکنه چند روزی از تهدید صــابر میگذشــت تو این مدت تو گوش ننش زیاد میکرد منو بپه ها هم با هزار جور دوندگی و بدبختی دا شتیم ول اجاره خونرو جور میکردی فردا سـر برج بود خالصـه ما این ول و جور کردیم رفتیم جلو در کلبوم تا ولو بهش بدیم در حالی که داشت والرو میشمرد گفت کلبوم: امروز تصویه حساب میکنم فردا خونرو خالی میکنید _چییییی! کلبوم:همینی که شنیدی ۱۱ دنیاتمو دنیامی نیلو : آخه برای چی کلبوم:از اولم نباید به ســه تا دختر مجرد

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

خونه میدادم خوبی هم به شــما گدا گ شنه ها نیومده شما نمک ن شناسا میخوا ستین سره ساده منو با ع شوه هاتون خر کنین این چی میگه ما مات و مبهوت مونده بودیم اصــال زبونم نمیپرخید چیزی بگم صابر سادست! ما داریم اونو با عشوه هامون از راه بدر میکنیم! اصال با عقچ جور در نمیاد نیلو:ما تو یه روز آخه جا از کجا یدا کنیم یکم فرصت بده _چی چیو فرصت بده من به گوربابام خندیدم اگه برای این صابر عشوه ریختم کلبوم:دختره خیره ســر انکار میکنی ، مشــکچ خودتونو یه قبرســتونی واســه خودتون یدا کنید داشـتیم با چهره های توهم میرفتیم سـمت اتاق که با صـابر روبه رو شدیم تمام نفرتم و تو چشام جمو کردم و بهش نگاه کردم صابر:ترخدا اونجوری نگام نکن تر سیدم ، تق صیر خودته اگه از اول باهام راه میومدی اینجوری نمیشد ساغر:دهنتو ببند عوضی اخم وحشتناکی بهش کردیم و رفتیم داخچ خونه ساغر:حاال چیکار کنیم _نمیدونم

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

 نیلو:آخه بدبختی سواد در ست ح سابی هم نداریم ، یه دیپلم داریم که داره ته کمد خاک میخوره _باید بریم دنبال کار ساغر:آخه چ کاری _نمیدونم ، کلفتی که جای خوابم بهمون بدن نیلو که بغ کرده داشت نگاهمون میکرد گفت : +شــما مبچ آبجیام میمونید از این به بعد مجبوریم راهمونو از هم جدا کنیم چون هر جا بخوایم بریم ۳ نفرو با هم قبول نمیکنن باید از هم جدا بشــیم تا هرکدوم گلیممون و از آب بکشیم بیرون در حالی که تحت تاثیر حرفای نیلو بودم گفتم _بپه ها خیلی دلم براتون تنگ میشه نیلو:دریا نمیخوایم بریم بمیریم که همو بازم میبینیم ساغر:جمو کنید این بندو بساتو بابا فعال که کار یدا نکردیم _راس میگه بریم اصال ببینیم میتونیم کار یدا کنیم رفتی از بقالی ســرکوچه روزنامه خریدیم شــروع کردیم زنگ زدن ارســال یه نوکیا برای خودم خریده بودم تا ۷عصرفقط داشتیم زنگ میزدیم یا برای دست به ســر کردنمون میگفتن بعدا خبر میدیم یا تحصــیالت نیاز بود دیگه داشــت اشکم در میومد _بپه ها من دیگه خسته شدم

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

دنیاتمو دنیامی نیلو:این ساغر خوش شانس که همون اولش کار گیرش اومد حاال دریا نا امید نشو به چندتا دیگه هم زنگ بزن _باشه _الو یه صدای خشن و گیرا یپید تو گوشی +بله؟ _برای آگهیتون تماس گرفتم +شــرایتش و که خودتون دیدید باید تمام وقت عوامر منو انجام بدید یعنی ممکنه بعضی شبا دیر به خونه برین )بزار حرف از دهنم در بیاد بعد تومار بگو واسه من( هه هه خبر نداره میخوام برم خونش لنگر ب ندازم خونم ک جا بود ، تصــمیم گرفتم رو در رو راج این باهاش صحبت کنم . _بله مشکلی ندارم +فردا رو بیاین صحبت کنیم _باشه لطفا ادرس دقیقو بهم بگین + بیاین به )….( _باشه خیلی ممنون +خدافظ و صدای بوق ممتدد تو گوشی یجید وا سره خشک یه خواهش میکنمی چیزی بلد نیست بگه ایششش

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

 ساغر : چی شد کدوم بدبختی باید تحملت کنه _جییییییییییییییییییییغ نیلو:وا چته دریا _قبولم کردن دا شتم همون یکی دوتیکه از و سایلمو تو چمدون میپپوندم که یکی از شت ب*غ*لم کرد دیدم نیلوئه _نیلووووو نیلو :دلم خیلی برات تنگ میشه _منم برگشتم دیدم صدای فین فین میاد آخی الهی ساغر داشت گریه میکرد _اه اه اه دختره زر زرو ســاغر :بپه ها دلم خیلی براتون تنگ میشــه ، قول بدید هر چند وقت یه بار زنگ بزنیم به هم _باشه ، بپه ها دیگه باید بریم بکپیم صبح باید بریم سر وقت کار نیلو :اوکی خوب بخوابین صـبح بعد از این که بپه هارو حسـابی ب*غ*ل کردم و چلوندم رفتم ، آدرس باالشهر بود زیاد اون اطراف نرفته بودم ول تاکسی و حساب کردم و یاده شدم زنگ اف افو زدم ، خانومی برداشت خانومه:بله ۱۵ دنیاتمو دنیامی _

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

سالم برای آگهیتون قرار بود امروز بیام خانوم:بله بفرمایید داخچ وایییییی خدا اینجا خونســت یا قصــره یکی بیاد فک منو از رو زمین جمو کنه داخچ خونه که دیگه هیپی احســاس میکردم اونجا با اون تیو و قیافه وصــله ناجورم چمدونمو گذاشــتم یه گوشــه و رفتم یکم جلوتر وایســادم ســرم ایین بود که صدای ا شنیدم یکی از له ها دا شت میومد ایین سرمو که آوردم باال با دوتا گوی مشــکی رو به رو شـــدم وایی چ چشـــایی چه بینی خوشــگلی وایی ل*ب*ا*ش و بگو یکی منو بگیره ســعی کردم خودم و جمو و جور کنم االن می گه چه دختره هیزی ولی خدا چی ساختیا +خانوم با شما صحبت میکنم _بله بله می فرمودین یه وزخند اومد رو ل*ب*ش +میگم بشینید باهم صحبت کنیم _باشه رفتم رو یه صندلی نشستم اومد صندلی روبه روم نشست و گفت + ببین شرایتشو برات کامچ توضیح میدم تا خوب بتونی تصمیم بگیری _باشه

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

 +اول از اینکه باید ســرت تو کار خودت باشــه و تو کارای من به هی وجه دخالت نمیکنی و هرچی میگمو باید بدون چون و چرا انجام بدی غذا در ست کردن و تمیز کردن خونه کارای دیگه همش وظیفه توئه تا االن جمیله خانوم این کارارو انجام میداد ولی االن داره میره را ستی بع ضی شباهم شاید مجبور بشی تا دیروقت بمونی _راستش … راستش +بگو _من جایی رو ندارم که شبا بمونم میخواستم اگه شما اجازه بدید اینجا بمونم بازم وزخند زد قیافم و مبچ گربه شرک کردم و بهش زل زدم وزخندش محو شد +باشه ولی اتو از گیلیمت دراز تر نمیکنی سرمو تکون دادم +و سایلتو غروب بیار اینجا جمیله خانوم هم اتاقت و ن شونت میده هم کارایی که باید انجام بدی و بهت میگه بل ند شـــدم رفتم از ک نار در چ مدونم و آوردم یه لبخ نده خجول زدم و هی چمدونو این اون ورم میذاشتم _میدونید دیگه چمدونم با خودم آوردم که وقت تلف ن شه من بیام سر کارم ، ل*ب*مو گز یدم معلوم بود خندش گرفته ولی همپنان

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

داشــت با اخم نگام میکرد +جمیله خانوم ، جمیله خانوم ۱۷ دنیاتمو دنیامی جمیله خانوم از اشپزخونه اومد بیرونو گفت : بله اقا +همه کارارو بهش یاد بده یکی از اتاقای باال هم بده بهش جمیله خانوم : چشم آقا داشتیم از له ها میرفتیم باال که جمیله خانوم گفت: آشپزی که بلدی دختر جون _بله بلدم جمی له خانوم:ببین به طور خالصـــه بگم هرکاری که یه خانوم خونه دار تو خونش انجام میده و باید انجام بدی . خوب خانوم خونه دار شــوهر داری هم انجام م یده منم باید انجام بدم اون کارارو ، چقدر منحرف شدم من جمیله خانم :متوجه شدی _بله بله جمیله خانوم :غیر از تو و آقا هم ک سی تو خونه نی ست سرایدارم کاری با خونه نداره یعنی من و اون سره تنهااا زیر یه سقف نفر سومم شیطونه وارد یه اتاق شدیم که دکورش یاسی و سفید بود یعنی از این به بعد باید اینجا بمونم جمیله خانوم : خوب اینم از اتاقت باید اینجا بمونی آخ جون یعنی اینجا میشه اتاق من

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

 جمیله:ببین دخترم مادرانه بهت میگم زیاد به آقا نزدیک ن شو شباهم دره اتاقتو قفچ کن میخوای بخوابی _چرا جمیله خانم:آقا بعضی شبا دختر میاره من وظیفه خودم دونستم که بهت بگم _خیلی ممنون دا شتم اون چهارتا تیک لبا سو تو کمد میزا شتم باید برای ام ش شام در ست میکردم جمیله خانوم گفته بود این سره برا ناهار نمیاد لباسمو عوض کردم محض احتیاط یه شالم انداختم سرمو رفتم ایین بعد از تمیزکاریه خونه رفتم تا شامو حاضر کنم _جمیله خانوم جمیله خانوم : بله دخترم _آقا چ غذایی دوست داره امش درست کنم جمیله خانوم:آقا الزانیا خیلی دوست دارن _مرسی از راهنماییتون مواد الزانیارو آماده کردم و شروع کردم به درست کردن همونطور که غذا درست میکردم با جمیله خانومم حرف میزدم ساعت هول و هوش ۹ ش بود که این سره چیز جمیله خانوم گفت ا سمش چیه آها امیرسـام اومد منم سـفره و چیدم رفتم اتاقم تا هر وقت غذاشـو خورد سفره و جمو کنم نیم ساعت بعد اومدم ایین

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

دنیاتمو دنیامی برق ر ضایت و می شد تو چ شماش دید ولی سره غد حتی یه ت شکرم نکرد بی ادب این همه زحمت کشیدم سفررو جمو کردم خواستم برم باال کهگفت امیرسام:من اجازه دادم بری _نه راستش امیرسام :راستش چی _هیپی امیرسام:فردا ساعت ۶:۳۰ بیدارم کن خودت باید زودتر بیدارشی تا لباسایی که میخوام بپوشم و آماده و اتو کنی وای خدا با این حساب باید ۶ از خواب بیدارشم با قیافه زاری گفتم _باشه امیرسام:نشنیدم وا مگه کره _باشه دیگه امیرسام:ندیده میگیرم از این به بعد به غیر چشم چیزی از دهنت نمیشنوم سره رووووو شیطونه میگه همپین بزنمش بخوره تو دیوار یه لحظه نگاش کردم دیدم اگه بخوام بزنمش فقط به خودم آسی میرسونم زیییییییییییییینگ _اگه من شانس داشتم اسمم شمسی خانوم بود و مجبورم نبودم برای این سره بداخالق کلفتی کنم

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

 بد از کلی غرغر بلند شدم برم تا لباس این سررو اتو کنم حاال اوتو کجا هست اصال حتما تو اتاقشه دیگه ولی اگه من بخوام برم اتاقش شـاید ل*خ*ت باشـه ول کن باوا بهتر از اینه که بلند شه سرمغرغر کنه آروم در اتاقش و باز کردم خوب خداروشکر زیر تو چه اتاق خوشگلیم داره او تو حتما باالی کمده حاال من چجوریم برش دارم صـندلی و برداشـتم و گذاشـتم ب*غ*ل کمدو رفتم باال داشـتم میگشـتم که احساس کردم رده گوشم اره شد امیرسام:تو اینجا داری چه غلطی میکنیییی از ترس و هچ ســه متر ر یدم وای خدا دارم میفتم خوبی بدی دیدین هالل کنین یهو افتادم رو یه چیز نرم وای چه سیکس بکش خوشگله امیر سام :جات راحته بلند شو بینم لهمکردی یکم رژیم بگیر، وا این سره چی میگه من۵۵کیلو بیشتر نیستم ولی بنده خدارو با کف زمین یکی کردم امیرسام:تو با اجازه کی اومدی تو اتاق من،هااان _میخواستم اتورو وردارم امیرســام:آخه دختره خنگ اتو تو اتاق من چیکار میکنه ، باید همون دیروز از جمیله خانوم میپر سیدی ، اگه یه بار دیگه همپین کاریو تکرار کنی و بی اجازه وارد اتاق من بشی نمیتونم قول بدم بزارم اینجا بمونی حاال منو میگی داشـتم سـیکس بک این سـررو دید میزدم خوب چیکار کنم خوش هیکله

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

دانلود رمان جدید

فرمت کتاب دنیاتم و دنیامی : PDF|APK|EPUB

لینک های دانلود

منبع تایپ رمان :  roman4u.ir

جهت درخواست رمان �به سوپر گروه ما �در تلگرام بپیوندید کلیک کنید !

کانال تلگرام رمان دانلود: Telegram.me/dlroman کلیک کنید !

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

اطلاعات مطلب

0
برچسب ها :

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر

بخش فیلم