خلق هترین سال زندگی

برترین رمان های امروز شما میتوانید برترین رمان های جهان را در روز جاری منتشر شده اند مشاهده کنید

رمان چهار تفنگدار ۲ از سارا اعتماد

رمان چهار تفنگدار ۲ از سارا اعتماد

دانلود رمان هورزاد ملکه ی آتش - فاطمه تاجیکی

هورزاد ملکه ی آتش فاطمه تاجیکی

دانلود رمان شبیه یک مرداب - ساحل زندی

رمان شبیه یک مرداب ساحل زندی

آموزش داستان نویسی قسمت پنجم آموزش داستان نویسی قسمت پنجم سلام، وقتتون بخیر همراهان همیشگی رمانسرا امروز میخوام درباره این موضوع صحبت کنم که وقتی طرحی می نویسیم و میخوایم اونو به داستان تبدیل کنیم از کجا متوجه شیم که طرحمون طرح به درد بخوریه و میشه اونو به داستان و یا اثر خوب تبدیل کرد. تکنیک اول برای پیدا کردن اینکه طرح، طرح خوبیه اینه که ببینید وعده ی خاصی در ایده وجود داره بعضی ایده ها طرح ها انتظارات خاصی رو به وجود میارن چیزهایی که باید اتفاق بیفته تا در صورت تبدیل ایده به داستان کامل در واقع موجبات رضایت خواننده رو فراهم کنه. این وعده ها میتونن شما رو به بهترین گزینه درباره بسط و گسترش ایده و طرح اولیه داستان، هدایت کنن. یک تکنیک بهتر برای دیدن امکانات طرح و ایده اولیه اینه که در داستان بپرسید (چی میشه اگه). پرسش چی میشه اگه به دوجا ختم میشه. ایده ی داستان شما و ذهن خودتون. به کمک این پرسش میتونید اون چه رو که در دنیای داستان مجازه یا نیست تعریف کنید. بعلاوه کمک میکنه درون ذهن خودتون در حالیکه این چشم انداز خیالی بازی میکنه کاووش کنید. هرچه بیشتر بپرسید (چی میشه اگه)، به شکل کامل تری میتونید در این چشم انداز مستقر بشید، جزئیات اون رو شرح و بسط بدین و اون رو برای مخاطب جذاب کنید. هدف اینه که ذهنتون رو آزاد بذارید، خودتون رو سانسور و یا قضاوت نکنید، هیچ ایده ای رو احمقانه ندونید؛ ایده هایی که شاید از نگاه شما احمقانه به نظر بیان معمولا منجر به موفقیت های بزرگ هنری میشن. برای اینکه اینهایی رو که عرض کردم بهتر متوجه بشید اشاره می کنم به بعضی از داستان هایی که قبلا نوشته شدن و مرور می کنیم ببینیم نویسنده های این آثار موقع نوشتن ایده و طرح اولیه به چه چیزهایی فکر کردن. جان تروبی در آناتومی داستان به چند نمونه از این آثار اشاره میکنه؛ توصیه میشه : آموزش نویسندگی قسمت چهارم از قضا این داستان ها به فیلم هم تبدیل شدن. مثلا: در قتل در قطار سریع السیر شرق که براساس رمانی با همین نام به نوشته ی آگاتا کریستی ساخته شده، ایده و طرح اولیه درباره کشته شدن مردی در کوپه قطاره که کوپه ش درست کنار کوپه ایه که هرکول پوآرو همون کاراگاه نابغه در اون خوابیده. این یعنی ایده ی یک داستان جنایی بکر و هوشمندانه ولی چی میشه اگه بخوایم ایده ی عدالت رو به فرای دستگیری معمولی یک قاتل ببرید؟ چی میشه اگه بخواید نهایت عدالت شاعرانه رو نشون بدید؟ چی میشه اگه مقتول مستحق مرگ باشه و هیئت منصفه ای طبیعی متشکل از دوازده مرد و زن قاضی باشن و هم مامور اعدام. در رمان گتسبی بزرگ که معروف ترین رمان اسکات فیتزجرالده و چند فیلم هم بر اساس اون ساخته شده چالش فیتزجرالد اینه که *ف*س*ا*د رویای امریکایی و تقلیل اون رو به رقابت بر سر شهرت و ثروت نشون بده. مشکلات او هم به همین اندازه بزرگن باید نیرو محرکه ی روایی خلق کنه در حالیکه قهرمان در واقع دستیار کس دیگریه و کاری میکنه که مخاطب جذب آدمای سطحی بشن و یه داستان عشقی کوچک رو به طریقی تبدیل به استعاره ای برای آمریکا میکنه؛ بنابراین در نظر داشته باشید که طرح کلی داستان شما که در یک جمله بیان شده، شاکله ی اصلی داستان شماست. و نکته ی آخر اینکه اصل طراحی چیزیست که داستان رو به عنوان یک کلِ واحد سازمان میده. منطق درونی داستانِ چیزی که باعث میشه قطعات به شکلی ارگانیک به یک دیگه پیوند بخورند به نحوی که داستان به چیزی بزرگ تر از مجموع قطعات خودش تبدیل بشه. چیزی که داستان رو اصیل و دست اول میکنه. تا آموزش مبحث دیگری درباره داستان نویسی خدا نگهدار. قسمت های قبلی آموزش داستان نویسی

آموزش داستان نویسیقسمت 5

دانلود رمان از بام تا آسمان - مریم موسیوند

رمان از بام تا آسمان مریم موسیوند

دانلود رمان تمنا وجودم - مهرنوش

رمان تمنا وجودممهرنوش

دانلود رمان دروغ شیرین - : saghar و sparrow

رمان دروغ شیریناز saghar و sparrow

دانلود رمان زندگی خصوصی - منا معیری

رمان زندگی خصوصی منا معیری

دانلود رمان غرور و تعصب - جین استین

معرفی رمان غرور و تعصبجین استین

دانلود رمان من دختر نیستم اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )

دانلود رمان من دختر نیستم اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )

دانلود رمان من دختر نیستم (موبایل و PDF)

1.gif نام کتاب رمان : من دختر نیستم

1.gif نام نویسنده : پگاه بختیاری
1.gifحجم رمان من دختر نیستم :
5 مگابایت
1.gifخلاصه داستان رمان من دختر نیستم :

جوانی به نام شاهین پسر عمویی به نام منصور دارد که دوست صمیمی اوست. زمانی که منصور از غیبت او نگران میشه، در جستجوی نشانهای از او، اتاق شاهین را وارسی میکنه و با دفتر خاطرات او روبرو میشه. شاهین در این دفتر تعریف میکند که چگونه زمانی که او به دنیا آمده، مادرش دختر بودن او را از همه پنهان کرده و به همه گفته که او پسر است..

دانلود رمان جدید

رمان جدید از پگاه بختیاری من دختر نیستم

صفحه ی اول رمان:

می گویند انسانی که با خودش تنها باشد انسان نیست ،پس می خواهم تا خود سخن بگویم و درد دل کنم.خود ،راوی غصه هایم باشم و خود نیز سنگ صبور تا زمانی که مادر داشتم روزگارم اندکی بهتر از حالم بود ،مشقاتم کوچک بودند و غصه هایم سبک و هنوز ظلمت کرانه زمان و ضربه های موذی حسرت بر من سپاه نگرفته بودند تا این که بعد از شکست مرا از چهار چوبه قانون قدرت خود به دار بیاویزند اما از وقتی که مادر رفت و با پیوند دردناک خاک پای در آمیخت من از خود تنها نیز تنها تر شدم و همان وقت از ارتفاع طویل زمان با سر به زمین فرود آمدم حال دیگر من در اوج خواستن بودم و او در اوج آسمان و این فاصله بود که به نا حق در بین ما سفره سیاه و تاریک خود را گشوده بود و من بعد از آن تکیده و مبهوت تنها می بایست با اندیشیدن به خاطرات مبهم اما شیرین و تصور چشمان ملیح و نگاه جانسوزش بر سر میل دردناک دلتنگی خود سرپوش بگذارم مادر جان ،ای اسوه عشق و طهارت و زیبایی بعد از رجعت تو آسمان یک دم هم آرام نگرفت ،بارید و باریدو زمین که گلویش از فشار بغض نبود تو ملتهب گشته بود اشک های شور آسمان را فو خورد ،تا شاید بغضش را فرو خورد اما نتوانست و حالا جای تو برای همیشه خالی است ،حتی تخت چوبی من حسرت گرمای وجودت را دارد که بر لبه آن زمانی را می نشستی و دستان سپید پر مهرت را بار شانه های کوچک من وبال بهای گرم و ملتهبت گونه هایم را به زیر ب**و*سه های شیرینت به رنگ شرم می ساختی ،بدان که همیشه به یادت بوده و خواهم بود و خیلی زود جسم حقیر خود را پس زده و با روحی سبک بار که متعلق به خودت است با تو مانوس خواهم شد،بدان که واقفم هم اکنون خداوند سخاوت مند این روزگار حریص هم اکنون بهشتش را بر تو ارزانی داشته و ملائک را در پس آن به کنیزی ات گماشته ،گرد گل های بنفشه و یاس و اقاقی را خاک راهت ساخته و از بال های مصور و رنگین شاپرک ها به زیر نور رحمت والای خود برایت آلاچیقی وسوسه انگیز و عریض بنا داشته و تو نیز بر این امر واقف باش که در آینده ای بسیار نزدیک چشمانم را به روی این غرابت تنهایی بسته و روی مطهر و جمیل تو خواهم گشود اما حالا تنها می خواهم بنویسم ،از آغازبنویسم ونه از آغازی که خود چشم به عرصه گیتی گشودم ،بلکه از آغازی که تو رت به حقیقت شناختم ،حقیقتی که شاید خودت نیز هنوز با آن بیگانه باشی ولی زمانی رسیده که تو ،شهین ،شهرزاد و شهلا و بالخصوص پدر می بایست از آن آگاه باشند ،حقیقتی که مثل هجومی از سیل ملخ کشتزار وسیع زندیگیش را به باد داد ،حقیقتی که خودش را در میان تار و پود های زندگی پنهان کرده بود ولی من آن را شکافتم و حتی حقیقت را از روی حقیر خود ،خجل ساختم ،پس از ابتدا می نویسم از خانه ای که شکوه و جلا و عظمتش نتوانست محبت بی شائبه ای را که زمانی بر در و دیوارش دخیل زده شده بود را به نسیمی رهگذر نسپارد و صدای هلهله و خنده صاحبانش را روزگاری از در و پنجره هایش به بیرون می پاشید دست خوش حسرت زمانه و چشمان شور و بی حیای روزگار نکند ،خانه پدری آن روز ها نیز همچون امروز به همین شکل بود .باغ خانه هم چو بهشتی بود پر از گل های یاس واقاقی و درختان کاج و چنار که در فاصله هایی متناسب به موازات چینه باغ قد بر افراشته و عمارت خانه درست در مرکز باغ قرار داشت . با ایوانی عریض که ستون های عمود رخام بر آن استوار بودند ،استخر باغ تابستان ها و اواخر بهار پر بود از آب زلال و بچه های خدمه اطراف آن به شیطنت و بازی می پرداختند تعداد مستخدمین خانه نیز آن قدر زیاد بود که حسابش از دست پدر هم خارج شده بود.در این میان زینت و غلام که زن و شوهر هستند از همه آن ها چابک تر و زرنگ تر بودند و این بود که مادر بنا

 

دانلود رمان جدید

1.gif

فرمت کتاب من دختر نیستم : PDF|APK|EPUB

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

اطلاعات مطلب

1
برچسب ها :

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر

بخش فیلم