پیش بینی فوتبال

برترین رمان های امروز شما میتوانید برترین رمان های جهان را در روز جاری منتشر شده اند مشاهده کنید

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه - ariel

رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازهariel

مصاحبه با امیر فرهی دانلود رمان آن نیمه دیگر - anital

رمان آن نیمه دیگرanital

رمان رازی که جگر می سوزاند از سحر شعبانی دانلود رمان بگو که فقط مال منی - صدف پور نجفی

رمان بگو که فقط مال منی صدف پور نجفی

آموزش نویسندگی رمان – قسمت دوم دانلود رمان چه خوبه عاشقی - زهرا ارجمندنیا

رمان چه خوبه عاشقیزهرا ارجمندنیا

دانلود رمان بختک - غزل پور نسائی

رمان بختک غزل پور نسائی

دانلود رمان به خاطر پدر - پریا افزا

رمان به خاطر پدرپریا افزا

دانلود رمان من دختر نیستم اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )
http://dlroman.ir/%da%a9%d9%85%da%a9-%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa

دانلود رمان من دختر نیستم اختصاصی دی ال رمان ( pdf موبایل )

دانلود رمان من دختر نیستم (موبایل و PDF)

1.gif نام کتاب رمان : من دختر نیستم

1.gif نام نویسنده : پگاه بختیاری
1.gifحجم رمان من دختر نیستم :
5 مگابایت
1.gifخلاصه داستان رمان من دختر نیستم :

جوانی به نام شاهین پسر عمویی به نام منصور دارد که دوست صمیمی اوست. زمانی که منصور از غیبت او نگران میشه، در جستجوی نشانهای از او، اتاق شاهین را وارسی میکنه و با دفتر خاطرات او روبرو میشه. شاهین در این دفتر تعریف میکند که چگونه زمانی که او به دنیا آمده، مادرش دختر بودن او را از همه پنهان کرده و به همه گفته که او پسر است..

دانلود رمان جدید

رمان جدید از پگاه بختیاری من دختر نیستم

صفحه ی اول رمان:

می گویند انسانی که با خودش تنها باشد انسان نیست ،پس می خواهم تا خود سخن بگویم و درد دل کنم.خود ،راوی غصه هایم باشم و خود نیز سنگ صبور تا زمانی که مادر داشتم روزگارم اندکی بهتر از حالم بود ،مشقاتم کوچک بودند و غصه هایم سبک و هنوز ظلمت کرانه زمان و ضربه های موذی حسرت بر من سپاه نگرفته بودند تا این که بعد از شکست مرا از چهار چوبه قانون قدرت خود به دار بیاویزند اما از وقتی که مادر رفت و با پیوند دردناک خاک پای در آمیخت من از خود تنها نیز تنها تر شدم و همان وقت از ارتفاع طویل زمان با سر به زمین فرود آمدم حال دیگر من در اوج خواستن بودم و او در اوج آسمان و این فاصله بود که به نا حق در بین ما سفره سیاه و تاریک خود را گشوده بود و من بعد از آن تکیده و مبهوت تنها می بایست با اندیشیدن به خاطرات مبهم اما شیرین و تصور چشمان ملیح و نگاه جانسوزش بر سر میل دردناک دلتنگی خود سرپوش بگذارم مادر جان ،ای اسوه عشق و طهارت و زیبایی بعد از رجعت تو آسمان یک دم هم آرام نگرفت ،بارید و باریدو زمین که گلویش از فشار بغض نبود تو ملتهب گشته بود اشک های شور آسمان را فو خورد ،تا شاید بغضش را فرو خورد اما نتوانست و حالا جای تو برای همیشه خالی است ،حتی تخت چوبی من حسرت گرمای وجودت را دارد که بر لبه آن زمانی را می نشستی و دستان سپید پر مهرت را بار شانه های کوچک من وبال بهای گرم و ملتهبت گونه هایم را به زیر ب**و*سه های شیرینت به رنگ شرم می ساختی ،بدان که همیشه به یادت بوده و خواهم بود و خیلی زود جسم حقیر خود را پس زده و با روحی سبک بار که متعلق به خودت است با تو مانوس خواهم شد،بدان که واقفم هم اکنون خداوند سخاوت مند این روزگار حریص هم اکنون بهشتش را بر تو ارزانی داشته و ملائک را در پس آن به کنیزی ات گماشته ،گرد گل های بنفشه و یاس و اقاقی را خاک راهت ساخته و از بال های مصور و رنگین شاپرک ها به زیر نور رحمت والای خود برایت آلاچیقی وسوسه انگیز و عریض بنا داشته و تو نیز بر این امر واقف باش که در آینده ای بسیار نزدیک چشمانم را به روی این غرابت تنهایی بسته و روی مطهر و جمیل تو خواهم گشود اما حالا تنها می خواهم بنویسم ،از آغازبنویسم ونه از آغازی که خود چشم به عرصه گیتی گشودم ،بلکه از آغازی که تو رت به حقیقت شناختم ،حقیقتی که شاید خودت نیز هنوز با آن بیگانه باشی ولی زمانی رسیده که تو ،شهین ،شهرزاد و شهلا و بالخصوص پدر می بایست از آن آگاه باشند ،حقیقتی که مثل هجومی از سیل ملخ کشتزار وسیع زندیگیش را به باد داد ،حقیقتی که خودش را در میان تار و پود های زندگی پنهان کرده بود ولی من آن را شکافتم و حتی حقیقت را از روی حقیر خود ،خجل ساختم ،پس از ابتدا می نویسم از خانه ای که شکوه و جلا و عظمتش نتوانست محبت بی شائبه ای را که زمانی بر در و دیوارش دخیل زده شده بود را به نسیمی رهگذر نسپارد و صدای هلهله و خنده صاحبانش را روزگاری از در و پنجره هایش به بیرون می پاشید دست خوش حسرت زمانه و چشمان شور و بی حیای روزگار نکند ،خانه پدری آن روز ها نیز همچون امروز به همین شکل بود .باغ خانه هم چو بهشتی بود پر از گل های یاس واقاقی و درختان کاج و چنار که در فاصله هایی متناسب به موازات چینه باغ قد بر افراشته و عمارت خانه درست در مرکز باغ قرار داشت . با ایوانی عریض که ستون های عمود رخام بر آن استوار بودند ،استخر باغ تابستان ها و اواخر بهار پر بود از آب زلال و بچه های خدمه اطراف آن به شیطنت و بازی می پرداختند تعداد مستخدمین خانه نیز آن قدر زیاد بود که حسابش از دست پدر هم خارج شده بود.در این میان زینت و غلام که زن و شوهر هستند از همه آن ها چابک تر و زرنگ تر بودند و این بود که مادر بنا

 

دانلود رمان جدید

1.gif

فرمت کتاب من دختر نیستم : PDF|APK|EPUB

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

اطلاعات مطلب

1
برچسب ها :

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر

بخش فیلم