برترین رمان های امروز

دانلود رمان بد خون

رمان بد خونمهدیس

 دانلود رمان اسیر دست غرور

رمان اسیر دست غرور نگار قادری

دانلود رمان پوکر

رمان پوکرحوا م.فراهانی

دانلود رمان تابستان لاکچری

رمان تابستان لاکچریسحر

دانلود رمان هوس و گرما

رمان هوس و گرمامهلا علی راد

دانلود رمان عشق شيطون من

رمان عشق شیطون من نیلوفر جعفری

دانلود رمان در انتظار آرامش

رمان در انتظار آرامشmohaddese989

دانلود رمان نمایشنامه بهشت پوشالی

رمان بهشت پوشالیثمین

دانلود رمان دکتر خشن

رمان دکتر خشنمرضیه

دانلود رمان حس چوبی
به کانال تلگرام سایت ما دید
چکیده ای از رمان حس چوبی
حس چوبی  دانلود رمان حس چوبی رمان حس چوبی از نویسنده محبوب فاتینا روحی : با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF) خب ژانر رمان حس چوبیچیه ؟ عاشقانه خب رمان حس چوبیچند صفحه داره ؟ ۳۵۴ خلاصه رمان حس چوبی من آرامم،یه دختر نوزده ساله یکی عین خودت عین بقیه. شرو شیطون و یه روزیم عاشق،کناره یه دوست صمیمی به اسم ستی،میخوام براتون ازپاتوقم بگم ازگارسونو رییسش،ازداداشم آراد که بهترین داداش دنیاست، ازماجرای عاشق شدنم از یه حس چوبی وبگم که من هنوز زندم…. چند صفحه ای اول رمان : حس چوبی با هم بخونیم زدپس کلم:مگه باتو نیستم میگم نترکون اون آدامس بی صاحابو. -آآآخ چته؟اصلا آدامس خودمه دوس دارم بترکونم. لبامو جمع کردم کلمو برگردونم سمت میز خانومی که داشت به سوابق تحصیلیو نمره هام با تعجب فراوون نگاه میکرد،خب طبیعیه این نگاهش، نشده کسی به نمره هام نگاه کنه و چشماش گرد نشه. آراد زیر لب غر زد:نگاه توروخدا آبرو برامون نزاشته فسقل بچه بااین نمره های افتضاحش، بعد بااخم بهم گفت:تو سره امتحانات دقیقا چه غلطی میکردی؟حداقل یه آفتابه با خودت میبردی. -نه اون موقع با دسمال حل میشد واسه کنکور آماده کردم آفتابمو. باحرص گفت:فقط بخاطر دیته که تاحالا نکشتمت. -دم این قوه ی قضاییه ایران گرم که حداقل تواین یه مورد جونمو بهش مدیونم. یدفعه خانومه گفت:خانومه افخمی. سریع برگشتم سمتش مقنعمو صاف کرددم سعی کردم با مظلوم ترین نگاهم دلشو بدست بیارم که بااخم گفت:ببخشید راستش نمره هاتون واقعا در سطحی نیستن که ما بخواییم کمکتون کنیم تو این آموزشگاه شما از پایه ضعیفید احتمالا. داداشم بپرید وسط حرفش:خانوم یعنی هیچ راهی نداره ؟آرام کلاس تست نره که عمرن نمیتونه دانشگاه قبول شه. -خب چه اصراری به کنکوره برو دانشگاه آزاد. یهو گفتم:نهههه من عمرن آزاد برم هستی بااون مغز پوکش زارت تهران قبول شد تا سه ماه پز میداد بم میخوام روشو کم کنم. زنه این بار چشماش داشت پاره میشد از بس گشاد کرده بود که منو واضح نگاه کنه. داداشم یه لبخند کوچولو زد میدونست این حرف زدن من درست نمیشه. دستمو گرفت و بلندم کرد :باشه خانوم درهرصورت ممنون از کمکتون بااجازه . پرونده و نمره هامو از رومیزش برداشت و اومدیم بیرون که جو گرفتش: -آرام تو آدم نمیشی این چه طرز حرف زدن بود حداقل جلو غریبه ها رعایت کن. بلند خندیدم:ناموسا نمیشه عادت کردم. رمان حس چوبی از فاتینا روحی از امیدوارم رمان حس چوبیخوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن اینم رمان حس چوبی از نویسنده محبوب فاتینا روحی براتون تدارک دیده بودیم منبع تایپ رمان :  romansara.org ادرس کانال  دی ال  رمان  رو  یادتون نره اینجا کلیک کنید  :-D  اگه رمان درخواستی دارین میتونید تو  سوپر گروه ما  عضو  بشید به همین راحتی ! اگه  شما نویسنده  رمان  حس چوبی  هستین و  دوست ندارین  رمانتون  اینجا  باشه  از بالا  با تماس با ما  در ارتباط باشید

جعبه دانلود سایت

0
قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر