دانلود رمان جدید

سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که دی ال رمان رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)
خانه / رمان / رمان های دانلودی / حاج آقا / دانلود رمان حاج آقا به صورت کامل PDF

دانلود رمان حاج آقا به صورت کامل PDF

 دانلود رمان حاج آقا

دانلود رمان حاج آقا – شادی قربانی

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان حاج آقا به  صورت کامل PDF

خب ژانر رمان حاج آقا چیه ؟
عاشقانه

خب رمان حاج آقا چند صفحه داره ؟

۲۴۵

خلاصه رمان حاج آقا

با صدای زنگ ساعت مثل برق پریده ها از روی جام بلند شدم.
کمی سرمو محکم تو دستم فشار دادم تا موقعیتمو پیدا کنم.
با صدای کوبش در و صدای عصبانی دایه که می گفت:
– تینا مادر دانشگاهت دیر میشه
گوشیمو از روی عسلی برداشتم و بادیدن ساعت گوشیم که ۸:۴۰ رو نشون می داد، جیغ بلندی کشیدم و بدون این که دستو صورتمو بشورم، شروع کردم به پوشیدن لباسام.
همونطور که داشتم با هول دکمه های مانتومو می بستم، با خودم زمزمه می کردم:
-وای خدا حتما اون استاد عمامه پوشِ امل اخراجم می کنه این ساعت لعنتی چرا دیر صدای نکرش بلند شد… خدایا دستم به دامنت لطفا امروز کلی به این حاجی جوجه ی سگ اخلاق ما خوش اخلاقی عطا بفرما!
هول هولی مقنعمو جلوی آینه مرتب کردم
و با دو از اتاق خارج شدم و سوار بی ام
وی سفید رنگم شدم و گاز دادم به طرف
دانشگاه. لبخند شیطانی زدم و از توی
داشبرت ماشین یکی از ترقه هامو که تو
مواقع فعالیت کرمام ازش استفاده می
کردمو برداشتم و همراه با فندک گذاشتم
تو جیب مانتوم.
اون مردک ریش بزی که تو شاخشه
اخراجم کنه پس چه بهتر که یه حال
اساسی ازش بگیرم حاجی قرتیه نکبت. ولی
از حق نگذریم جزو خوشگل ترین استادای
دانشگاست با اینکه آخونده.

چند صفحه ای اول رمان : حاج آقا با هم بخونیم

دانلود رمان حاج آقا

با عجله ماشینو پارک کردم و با دو خودمو رسوندم به ساختمون اصلی. با سرعت زیادی پله ها رو می دویدم، فقط تو دلم دعا دعا می کردم که نخورم زمین .
هر چقدرم فحش جد و آباد که به این حاجی احمق می دادم بازم خالی نمیشدم، مرده شورتو ببرن با این کلاس گذاشتنت، از وقتی که باهات کلاس گرفتم یه روز خوش نداشتم! نمی دونم چرا فقط سر کلاسای این استاد دیر میرسم، انگار که یه جوری همیشه باید کار من لنگ این استاد احمق بمونه. از خونه که سیگارتا وفندکو ورداشته بودم از تو کیفم درآوردم گذاشتم تو جیبم. نفس عمیقی کشیدم مقنعمو مرتب کردم و با یه لبخند گنده در و زدمو وارد کلاس شدم. حاجی با لبخند مسخره ای بهم خیره شد .
_کجا بودی تا الان؟
_سلام، استاد ببخشید.
_ببخشید نشد جواب، من دارم بهت میگم کجا بودی تا الان؟چرا اینقدر دیر اومدی؟همیشه باید دیر تر از من برسی؟
_حاج آقا شرمنده تا خواستم از خونه راه بیفتم دیر شد کارام پیچید تو هم.
_مثلا چه کاری؟منظورت از کارت شغل شریف خوابیدنه؟
همه بچه ها زدن زیر خنده. از لای دندونای کلید شده‌م غریدم:
_به خودم مربوطه
از عصبانیت قرمز شد و دستاشو مشت کرد.
_چیزی گفتی؟
_نه چیزی نگفتم.

دانلود رمان حاج آقا – شادی قربانی

_برو بیرون!
_چرا باید برم بیرون؟به چه دلیل؟مگه چیکار کردم؟
_بهت میگم برو بیرون، حذفی.
_واسه چی؟مگه من چیکار کردم؟فقط دیر رسیدم.
_فقط دیر رسیدنت نیست تو زیادی بلبلی، زیادی زبونت درازه باید یکی ادبت کنه انگار که تو خانواده ای بزرگ شدی که سطح ادب و فرهنگشون در همین حده ولی من بهت ادبو یاد میدم.
با عصبانیت اداشو درآوردم اما دقیقه ای بعد با به یاد آوردن سیگارتام لبخند مسخره ای زدمو رفتم نزدیکش. تعجب کاملا تو چشماش هویدا بود، ولی سعی کرد ظاهر خودشو حفظ کنه.
مرتیکه پررو فکر کرده الان میرم بغل دستش از بغلش رد شدمو خم شدم از رو میز یه دستمال ورداشتم که حواسش دقیقه ای به کلاس بود پرت شد. از فرصت به وجود اومده سواستفاده کردمو سیگارتارو روشن کردمو خیلی فرز و سریع انداختم تو جیبش و با عجله خودمو کشوندم عقب به ثانیه ای نکشید که صدای ترکیدن سیگارتا و بعدش بیرون اومدن دود از جیب عبای حاج آقا معلوم شد. کلاس منفجر شد از خنده خودمم دست کمی از بچه ها نداشتم خیلی خندم گرفته بود ولی با بدبختی خودمو کنترل کردم.
حاج آقا داد محکمی زد و رو به همه ی بچه های کلاس گفت:
_ساکت باشید

دانلود رمان حاج آقا – شادی قربانی

با چشمای به خون نشسته نگام کرد
_چه غلطی کردی؟
_من؟من چیکار کردم؟من اصلا مگه نزدیک شمام؟
_بهت میگم برو بیرون یا میری بیرون یا خودم پرتت میکنم بیرون
با عصبانیت زیاد خواستم برم بیرون که صدای یکی از پسرای کلاس که همیشه مسخره بازی در میاورد از ته کلاس بلند شد:
_حالا خوبه تو شکم حاجی نترکید وگرنه خدا میدونه سر ما و کلاس چه بلایی میومد!
دوباره کلاس برای بار دوم رفت رو هوا از خنده ی زیاد.

دیگه خودمم خندم گرفته بود و هیچ جوره نمیتونستم خندمو کنترل کنم، لحظه ای سرمو آوردم بالا و وقتی قیافه ی حاجی رو دیدم، خیلی شیک و مجلسی قبل از اینکه بخواد هر کاری باهام بکنه از کلاس رفتم بیرون. پشت در کلاس نشستم و خندیدم، بعد از اینکه یه شکم سیر خندیدم با خودم فکر کردم اگه این ترم مشروط بشم، بابا پدرمو درمیاره چیکار کنم! با این گندیم که امروز زدم و کرمیم که امروز ریختم محاله دیگه بتونم سر کلاس این استاد شرکت کنم باید هر جوری شده راضیش کنم که این اشتباهو نادیده بگیره،

 

دانلود رمان حاج آقا – شادی قربانی

 

یا بهش تعهد بدم. نمیدونم تا کی تو فکر و خیال بودم که بالاخره کلاس تموم شد و بچه ها یکی یکی از کلاس اومدن بیرون،. وقتی منو دیدن هر کدومشون خنده ای میکردنو رد میشدن. با دیدن آخرین نفر که از تو کلاس اومد بیرون سرکی تو کلاس کشیدم و وقتی دیدم حاج آقا تنها هست، رفتم تو کلاس.
_حاج آقا
_مگه بهت نگفتم برو بیرون واسه چی باز اومدی تو کلاس؟
_حاج آقا لطفا میشه این بار رو نادیده بگیرین قول میدم دیگه تکرار نشه
_نه به هیچ عنوان برو بیرون

دانلود رمان حاج آقا – شادی قربانی

این  رمان  برای اولین  بار فایل شده و کامل  نیز میباشد .  شما  در هیچ سایتی  نمیتونید  این  رمان  رو پیدا کنید برای خرید  این  رمان  روی باکس ابی پاین کلیک کنید

امیدوارم رمان حاج آقا خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان حاج آقا هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان حاج آقا به صورت کامل PDF
2.5 از 4 رای




نوروز پیروز