پیش بینی فوتبال

برترین رمان های امروز شما میتوانید برترین رمان های جهان را در روز جاری منتشر شده اند مشاهده کنید

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه - ariel

رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازهariel

دانلود رمان عطر نفسات - مریم_21

رمان عطر نفسات مریم_21

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه - ariel

رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازهariel

مصاحبه با امیر فرهی دانلود رمان آن نیمه دیگر - anital

رمان آن نیمه دیگرanital

رمان رازی که جگر می سوزاند از سحر شعبانی دانلود رمان بگو که فقط مال منی - صدف پور نجفی

رمان بگو که فقط مال منی صدف پور نجفی

آموزش نویسندگی رمان – قسمت دوم دانلود رمان چه خوبه عاشقی - زهرا ارجمندنیا

رمان چه خوبه عاشقیزهرا ارجمندنیا

دانلود رمان جنون عشق باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )
http://dlroman.ir/%da%a9%d9%85%da%a9-%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa

دانلود رمان جنون عشق

دانلود رمان جنون عشق باز نشر از دی ال رمان ( pdf موبایل )

فرمت کتاب جنون عشق : PDF|APK|EPUB

دانلود رمان جنون عشق
نام کتاب رمان : جنون عشق
نام نویسنده : فاطمه . د
حجم رمان جنون عشق : ۵ مگابابت

خلاصه داستان رمان جنون عشق :
رمان در مورد دختریست به نام ترانه پدر ترانه دوستی چند ساله داره که قبلا یه دختر داشته و در حال حاضر یه پسر که بزرگتر از دخترشون بوده دخترشون فوت میشه و برادرش افسرده میشه تا سرحد مرگ هم میره همین پسر از بچگی هم ترانه رو دوس داشته اما یه دوست داشتن کاذب و …

دانلود رمان جدید

رمان جدید از فاطمه . د جنون عشق

داشتم به دانشگاه میرفتم که دانیال محمدی صدام کرد)یکی از همکالسی هام(خانم فردوس خانم فردوس یدفه متوجه کامران شدم که داره به طرف دانیال محمدی هجوم میاره شروع کرد به کتک زدنش -اقای محترم من همکالسی خانم فردوس هستم شنیدم جزوه های ایشون خیلی کامل هستن -تو غلط کردی مرتیکه عوضی رابطه ها از همین جا شروع میشه جزوه واین ات و اشغاال و دوباره شروع کرد به کتک زدنش منم که طبق معمول فقط بلد بودم جییییییییییییییغ بکشممممممممم شروع کردم به جیغ کشیدن دیدم اینطوری نمیشه همینجوری پیش بره کالسم دیر میشه دوون دوون ب طرف کالس رفتم که صدای اشنایی از پشت سرم گفت -ترانه ترانه برگشتم دیدم بیتاعه دوست صمیمیم -عه سالم خانوم خوشگل چ عجب چشم ما ب جمال شما باز شد دوم�?� _بخدا در گیر بودم چندروزه پدرم سخت مریضه

دانلود رمان جنون عشق

 _عه خدا شفاشون بده ایشاال عزیزم ببخشید که ناراحتت کردم بخدا نمیدونستم بیتاهمینطور که داشت اشکاشو پاک میکرد گفت نه گلم مشکلی نیست راسی جزوه هات کامل هستن اره؟ _اوهوم همشون کامل هستن _ممکنه جزوه هاتو بهم بدی؟ _اره عزیزم چرا که نه حاال مریضی پدرت چیه؟ _دکترا گفتن سرطان داره _ای وای چه بد ایشاال زود تر خوب میشه و کانون گرم خانوادتون دوباره برپا میشه نگران نباش�� _مرسی عزیزم _حاال پاشو بریم سر کالس استاد ضیایی خیلی گیره ها پاشو عشقم _اره پاشو بریم تا ازمون نمره کم نکرده و دوتایی باهم خندیدیم و به طرف کالس حرکت کردیم سوم�� وقتی به کالس وارد شدم دانیال داشت با نفرت بهم نگاه میکرد و خون های دستشو پاک میکرد رفتم نشستم سرجام که زیر لب چیزی گفت اما من متوجه نشدم توجهی هم نکردم و شروع کردم به نوشتن جزوه اخ که کالس ہای این استاد ضیایی چقد چرته حالم بهم میخوره از کالس هاش _خانم فردوس اگه گوش نمیکنید بفرمایید از کالس بیرون جنون عشق ۹ همه زدن زیر خنده ای بیشعور گندت بزنن _نه استاد دارم گوش میکنم ببخشید ودوباره شروع کرد ب توضیح دادن از حرف زدنش متنفرم این استاد ضیایی با من و بیتا خیلی لجه با سختی تمام اون کالسو گذروندم و هجوم بردم طرف بوفه واسه خودم و بیتا ساندویچ خریدم جفتمونم خیلی گشنمون بود بعد از این کالس دیگه کالس نداشتیم ب بیتا گفتم _بیتا میای خونمون خونه تنهام پدرم رفته ماموریت)اخه پدر من پلیسه( _ باشه بذار زنگ بزنم خونمون ببینم اوضاع چجوره؟ چهارم�� _باشه عزیزم راحت باش موبایلشو برداشت تا ب خونشون زنگ بزنه یکمی رفت اون طرف تر منم ساندویچمو با ولع خوردم چند ثانیه بعد بیتا با چشمون گریون به سمتم اومد _ چیشد عزیزم؟ بݟلم کرد بعدشم گفت _حال بابام اصال خوب نیست باید برم بیمارستان _عزیزم نگران نباش ایشاال خوب میشه _ممنون فعال خداحافظ فردا هم شاید نیومدم دانشگاه _باشه ایشاال پدرت هم هرچه زود تر حالش خوب میشه _خداحافظ

دانلود رمان جنون عشق

_خداحافظ بعدم رفت واقعا دلم واسش سوخت از دور پرشیای کامران رو میشناختم به طرف ماشینش رفتم با اخم بهش نگاه کردم و گفتم _چرا با اون پسره گالویز شدی؟هان؟ هان رو بلند گفتم که تقریبا داد کشیدم پنجم�� ــــ عزیزم بهم حق بده خب منم خوشم نمیاد با پسر دیگه ای به جز خودم حرف بزنی ـــــ خفه شو فقط خفه شو ـــــ چشممممم وتا خونه هیچ حرف دیگه ای بینمون رد وبدل نشد وقتی رسیدیم با ارومی ازم خداحافظی کرد منم با سردی جوابشو دادم و وارد خونه شدم اول رفتم یه لیوان اب خنک خوردم با کلید انداختن به در و وارد شدن یه نفر فهمیدم مامانم وارد خونه شده با عشق به اغوشم کشید ـــــ سالم به مامان وکیل خودممم ـــــ سالم به دختر خوشگلم خوبے؟ ـــــ اره مامان خوبم شما خوبی؟ ـــــ اره دخترم منم خوبم ـــــ چخبر مامان؟ جنون عشق ۱۱ ـــــ هیچی عزیزم یکی از موکالم زن خیلی مظلومیه شوهرش الت والواته شوهرش بهم گفته یا ب زنم کمک نمیکنی یا ی بال سرت میارم که تا اخر عمرت فراموش نکنی��

دانلود رمان جنون عشق

 ششم�� ـــــ مامان نکنه واسمون اتفاقی بیفته من میترسم اصال از این به بعد دانشگاه هم نمیرم ـــــ خخخخخخخخ عزیزم نگران نباش خیر سرم وکیلماااااا ـــــ تا وقتی مامان خوشگلم کنارم باشه از هیچی نمیترسم ـــــ افرین عزیزم راسی دوشنبه کالس نداری؟ ـــــ نه چطور؟ ـــــ اخه لیال دوستم دعوتمون کرده بریم خونشون منم دوشنبه هیچ کاری ندارم این قشنگ ترین جمله ی دنیا بود خیلی خوشحال بودم از این که مامانم یه روز پیشمه ـــــ مامانی بذار ببینم چی میشه حاال تصمیم میگیریم ـــــ باشه عزیزم هرطور مایلی از بیرون غذا سفارش دادیم غذامون رو که خوردیم مامانم یه موضوعی رو باهام در میون گذاشت  ـــــ ترانه جان لیال خانم گفت پسرش پیمان خیلی تورو دوست داره اگه ممکنه واست یه شب بیان خاستگاریت وقتی بابا از ماموریت اومد میگیم بیان چطوره؟

دانلود رمان جنون عشق

 هفتم�� ـــــ نمیدونم من از پسر لیال خانم متنفرم�� بعدم از روی مبل بلند شدم و چپیدم تو اتاقم در اتاقم هم قفل کردم پسر لیال خانم پسر خوبی بود حقوق میخوند و ب زودی وکیل میشد خوش قیافه هم بود مو وابروهاش بور وپرپشت بود با چشمای درشت عسلی و ی دماغ قلمی خوشگل ل*ب*ا*شم بد نبود همینطور تو فکر بودمکه موبایلم زنگ خورد نگین بود دختر خالم جواب دادم ـــــ سالم نگینی خوبی؟ ـــــ سالم ترانه جون مرسی توخوبی ـــــ فدات بد نیستم کارم داشتی؟ ـــــ فردا میای خونمون یکی از شاگردای بابام زنگ زد گفت فردا از صبح تا شب بره خونشون و به بچس درس یاد بده )شوهر خالم معلم بود( ــــ باشه عزیزم بذار ببینم چی میشه راستی فردا چند شنبس؟ ـــــ دوشنبه ـــــ فردا تا ساعت ۳ بعدازظهر کالس دارم شاید ساعت ۴ اومدم جنون عشق ۱۳ ـــــ باشه گلم پس حتما سعیتو بکن که بیای ـــــ باشه فعال بای ـــــ بابای هشتم�� وقتی گوشیو قطع کردم مامانم دره اتاقمو زد و گفت ـــــ ترانه جان باشه عزیزم نمیگم بیان راضی شدی دخترم؟ ـــــ مرسی مامان خوشگلم بعدم محکم ب*غ*لش کردمممممم ـــــ راستی مامان فردا میخوام برم خونه خاله سمانه ـــــ تنها تنها میری مهمونی دیگه؟ ـــــ فکر کنم خاله افسانه هم باشه چون نگین گفت فردا حتما برم خونشون ساعت۴ مامانم خندید ووگفت ـــــ خوش بگذره عزیزم�� ـــــ ممنون مامان خوبم ـــــ خب دیگه عزیزم من برم بخوابم خیلی خستم ـــــ خوابای رنگی ببینی مامان ـــــ همچنین دخترم شب شیک ـــــ شبت شکالتی مامان نهم��

دانلود رمان جنون عشق

 وقتی مامانم از اتاق رفت بیرون منم یکم با گوشیم ور رفتم بعدم خوابیدم……………… صبح که بیدار شدم ساعت۸:۳۰بود تند تند لباسامو پوشیدم یه شال ابی اسمونی با یه مانتوی سفید وشلوار ابی همرنگ شالم و کتونی سفید کول پشتی لی مو انداختم رو انداختم رو دوشم و قدم هامو بلند تر کردم تا زود تر به خیابون برسم وقتی رسیدم سریع یه دربست گرفتم و تاکسی هم ب طرف دانشگاهم حرکت کرد امروز هم با ضیایی بد اخالق کالس داشتم اه وقتی ب دانشگاه رسیدم کرایه تاکسیو حساب کردم ویه نفس عمیق کشیدم و به طرف در دانشگاه رفتم میدونستم دیر رسیدم ساعت تقریبا ۹بود و کالس استاد هم ۹ شروع میشد استاد ضیایی هم که همیشه سروقت میومد�� به کالس ک وارد شدم هنوز استاد نیومده بود خوشحال شدم و رفتم روی یکی از صندلی ها نشستم هرچی چشم چشم کردم بین بچها بیتا رو پیدا نکردم دیروز گفت که نمیاد�� یدفه یاد مریضی پدرش افتادم و بازهم برای شفای پدرش دعا کردم من ۱۹ سالم بود و ترم ۲معماری بودم نگین دختر خالم ۱۷ سالش بود وامسال کنکور میداد ی خواهرم داشت ب نام نگار،نگار ۱۵سالش بود )دوستان عزیز اشتباه نکنید نگار پونزده سالشه نه ده( همینطور تو فکر بودم که استاد وارد کالس شد دهم�� جنون عشق ۱۵ استاد وقتی وارد شد در حال توضیح دادن بود ک یک پسر داد کشید استتتتتتتتتتتاد اجازهههههههههه؟ با این کارش همه بچه ها زدن زیر خنده استاد ضیایی هم با عصبانیت گفت ـــــ ‘

دانلود رمان جنون عشق

ساکتتتتت بله اقای موحدی ـــــ استاد استاد از بس بچه ها خندیدن سوالم یادم رفت و باز هم خنده بچه ها کالسو برد رو هوا باز هم با سختی کالسو گذروندم اه که چقد از این ضیایی بدم میومد کالس بعد با استاد جاللی کالس داشتم استاد خیلی خوبی بود حیفم اومد کالسشو بپیچونم و تصمیم گرفتم برم سر کالسش عاشقش بودم واقعا زیبا تدریس میکرد چشم روهم گذاشتم ساعت۱۲شد که باید میرفتم سر کالس وقتی وارد کالس شدم مهال رو دیدم دختر ناز ومودبی بود باهاش سالم واحوالپرسی کردم گرم صحبت بودیم کہ استاد وارد کالس شد همه ی بچها با وارد شدن استاد سوت زدن وجیغ کشیدن استاد جاللی با ی لبخند ملیح دستشو ب نشونه ی ساکت بودن تکون داد بالفاصله تمام بچها ساکت شدن یازدهم�� وقتی همه ساکت شدن استاد جاللی با لحن زیبایی درسو توضیح داد و دوتا از پسرای کالسمون)حمیدافشاری ونیما شاهی(درس جدید رو ک االن استاد جاللی کمی دربارش توضیح داد رو کنفرانس بدن همه با دقت گوش کردیم درس استاد جاللی وخود استاد جاللی یکی از جذات ترین درس ها و استاد هامون بودن وقتی کالس تموم شد با خستگی تمام ب طرف بوفه رفتم و کیکو

دانلود رمان جنون عشق

ابمیوه خریدم تا رفتم تاکسی بگیرم ماشین کامران جلوی پام سبز شد با دیدنم گفت ـــــ سالم خانوم خانوما بشین تو ماشین کارت دارم ـــــ علیک سالم بعدم سوار ماشین شدم و بالفاصله گفت ـــــ صبح چرا تنها اومدی دانشگاه؟ ـــــ چون دیرم شده بود ـــــ دلیل قانع کننده ای نیست اما باشه قبول میکنم ـــــ خونمون نرو امروز خونه خاله سمانه ام دعوتم ـــــ عه بسالمتی با دختر خاله هات خوش بگذره ـــــ مرسی ـــــ پس بزن بریم ب سوی خونه خاله سمانه ی نیشخند زدم و دیگه هیچی نگفتم هنوز دعوای دیروزشو یادم نرفته ابرومو برد شکاکککککک ب خونه خالم ک رسیدم با سردی ازش خداحافظی کردم حتی مهلت ندادم جوابمو بده در ماشینشو بستم و زنگ در خونه خاله سمانه رو زدم

دانلود رمان جنون عشق

دوازدهم�� نگار با ی صدای زیبا جواب داد ـــــ کیه؟ ـــــ سالم نگار منم ترانه در رو باز کن جنون عشق ۱۷ ـــــ سالم اجی بیا تو بعدم در رو باز کرد وقتی داخل شدم خاله سمانه هم خونه نبود نگین با خوشحالی اومد طرفم ـــــ سالم ترانه جون مرسی که اومدی عشقم ـــــ سالم خانوم خواهش میکنم کاری نکردم ـــــ بیا بریم تو اتاق منو نگار کلی سوال ازت داریم ـــــ باشه بذا کوله مو بردارم از رو دوشم کولمو برداشتم و شالم هم انداختم اونجا وقتی هم ک داخل اتاق نگین ونگار شدم مانتومو در اوردم ـــــ خب نگین جان سوال هاتو بپرس ـــــ ببخشید این حرفو میزنما چجوری با اقاکامران رفیق شدی؟ ـــــ پدر کامران دوست صمیمی بابامه کامران اول دوتا بچه بودن ی خواهر هم داشت ب نام کیمیا ی روز این کیمیا خانم تصادف میکنه داشته از مدرسه بر میگشته سرویسش نیومده اینم پا شده تنها بیاد خونه داشته از خیابون رد میشده ک یک زانتیا ک پسر جوونی هم رانندش بوده و میگن پسره مست بوده بهش میزنه و کیمیا پخش زمین میشه کیمیا دو ماه تو کما بود مادرش اونقدر براش نذر ونیاز کرد که حدوحساب نداره بعد از دوماه یه روز که من تو دانشگاه اومدم خاله پروانه بهم زنگ زد دیدم داره با بغض صحبت میکنه گفتم مامان چیشده مامانم گفت کیمیا مرد بعدم بغض جفتمون ترکید و به گریه تبدیل شد کامران از بچگی هم منو دوست داشت اما من بهش محل نمیدادم وقتی کیمیا مرد کامران افسردگی شدیدی گرفت حتی تا پای مرگ هم رفت

دانلود رمان جنون عشق

 هنوزم ب من عشق میورزید ک یک روز بابام بهم گفت دخترم برو دوسه ماهی باکامران دوست شو هم خودت از تنهایی در بیای هم اون بچه حالش بهتر بشه منم قبول کردم بعد از سه ماه ولش کنم و برم دنبال زندگی خودم اما اون کامران ولم نمیکنه و هنوزم با من دوسته�� این بود داستان دوستی من با کامران و دوبا این حرف اخر من دوتایی زدیم زیر خنده سیزدهم�� داشتیم هرهر میخندیدیم که زنگ در خونه زده شد سه تا مون هم ساکت شدیم نگار رفت در رو باز کنه خاله افسانم بود وقتی وارد اتاق شد گفت ـــــ ترانه کامران بیرون وایساده گفتن چرا اینجا وایسادی گفت منتظر توعه�� ـــــ سالم خاله افسانه ولش کن اون روانیه ـــــ علیک ترانه جون نگرفتمش ک بخوام ولش کنم و همگی خندیدیم خاله وقتی لباساشو در اورد رفتیم داخل اتاق نگینونگار وقتی وارد شدیم من تازه یادم اومد ترالن کجاست از خالم پرسیدم ـــــ خاله پس دخمل قشنگت کو؟ ـــــ تازه میگی لیلی زنه یامرد نیاوردمش پس مادرشوهرو میخوام واسه چی گذاشتمش پیش مادر شوهر وهمگی خندیدیم یدفه موبایل من زنگ خورد کامران بود ـــــ سالم عشقم مهمونی تموم شد؟ ـــــ توکه پشت دری خودت امار داری ک تموم نشده جنون عشق ۱۹ ـــــ جواب سالم واجبه ها ـــــ علیک سالم ـــــ سریع بیا بیرون واست سوپرایز دارم ـــــ اوهوم باشه اومدم ورفتم بیرون بهم گفت ـــــ رفتم تو یادور های موبایلم دیدم امروزو نوشته تولد عشقم منم خواستم سوپرایزت کنم چهاردهم�� ـــــ مرسی لطف کردی تبریک گفتی دیگه برم؟ ـــــ واست سوپرایز دارم بی ذوق ـــــ یادم نبود ببخشید ـــــ خواهش عشقم حاال دوست داری کجا بریم؟ ـــــ هرکجا عشقته ـــــ عشق من که تویی ـــــ تو لطف داری عزیزم اما من کامال جدی گفتم ـــــ خب منم جدی گفتم ـــــ بریمممممم اوممممم خب راستششش نمیدوننننمممم ـــــ باشه اول بریم کافی شاپ عصرونه بخوریم ساعت چندهههه بعد به ساعتش نگاه کرد ساعت۵بود ـــــ اوووومممم ساعت ۵ میریم همون کافی شاپ بعدم رفت به طرف بهترین کافی شاپه شهر اونجا کیک شکالتی و کاپوچینو خوردیم تا ساعت

دانلود رمان جنون عشق

دانلود رمان جدید

فرمت کتاب جنون عشق : PDF|APK|EPUB

نسخه PDF به صورت کامل

دانلود با لینک مستقیم

نسخه ePub برای آیفون و آندروید و …

دانلود با لینک مستقیم

نسخه آندروید با فرمت Apk

دانلود با لینک مستقیم

منبع تایپ رمان : roman4u.ir

جهت درخواست رمان �به سوپر گروه ما �در تلگرام بپیوندید کلیک کنید !

کانال تلگرام رمان دانلود: Telegram.me/dlroman کلیک کنید !

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

اطلاعات مطلب

1
برچسب ها :

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر

بخش فیلم