برترین رمان های امروز

دانلود رمان بد خون

رمان بد خونمهدیس

 دانلود رمان اسیر دست غرور

رمان اسیر دست غرور نگار قادری

دانلود رمان پوکر

رمان پوکرحوا م.فراهانی

دانلود رمان تابستان لاکچری

رمان تابستان لاکچریسحر

دانلود رمان هوس و گرما

رمان هوس و گرمامهلا علی راد

دانلود رمان عشق شيطون من

رمان عشق شیطون من نیلوفر جعفری

دانلود رمان در انتظار آرامش

رمان در انتظار آرامشmohaddese989

دانلود رمان نمایشنامه بهشت پوشالی

رمان بهشت پوشالیثمین

دانلود رمان دکتر خشن

رمان دکتر خشنمرضیه

دانلود رمان تبسم مهتاب – fakhteh2017
به کانال تلگرام سایت ما دید
دانلود رمان تبسم مهتاب - fakhteh2017 دانلود رمان تبسم مهتاب - fakhteh2017 : با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF) خب ژانر رمان تبسم مهتاب چیه ؟ عاشقانه. اجتماعی . غمگین خب رمان تبسم مهتاب چند صفحه داره ؟ ۲۰۰ خلاصه رمان تبسم مهتاب داستان زندگی تبسم شاید شرح حال خیلی‌ها باشه، قربانی خواسته‌ها و انتقام دیگران بودن فقط به تبسم ختم نمیشه. تبسم یه دختر نابیناست که به خاطر نیش و کنایه‌های مادرش، خودش رو در حصار تنهایی‌اش محبوس کرده، در این بین شخصی وارد زندگی‌اش می‌شه که به ظاهر غریبه‌ست، اما همین غریبه از هر آشنایی آشناتره و مسیر تاریک زندگی‌اش رو به سمت روشنایی سوق میده. درد یک پنجره را پنجره‌ها می‌فهمند معنی کور شدن را گره‌ها می‌فهمند سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین قصه‌ی تلخ مرا سرسره‌ها می‌فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم‌ها بیشتر از حنجره‌ها می‌فهمند چند صفحه ای اول رمان : تبسم مهتاب با هم بخونیم باز این دل سرگشته من یاد آن قصه شیرین افتاد بیستون بودو تمنای دو دوست آزمون بود و تماشای دو عشق در زمانیکه چو کبک خنده میزد شیرین، تیشه میزد فرهاد نه توان گفت به جانبازی فرهاد افسوس نه توان کرد ز بی دردی شیرین فریاد کار شیرین به جهان شور برانگیختن است عشق در جان کسی ریختن است کار فرهاد برآوردن میل دوست خواه با شاه در افتادن و گستاخ شدن خواه با کوه در آویختن است رمز شیرینی این قصه کجاست؟ که نه تنها شیرین بی نهایت زیباست آنکه آموخت به ما درس محبت می‌‌خواست دانلود رمان تبسم مهتاب - fakhteh2017 جان چراغان کنی از عشق کسی به امیدش ببری رنج بسی تب و تابی بودت هر نفسی به وصالش برسی یا نرسی قسمتی از داستان : نگاه گریانش را از آسمان گرفت آسمانی که حتی یک بار هم رنگش را ندیده بود، ستاره‌های بی‌کران و رقـــص نور مهتاب را ندیده بود؛ اما هر وقت دلش از گوشه کنایه‌های شراره می‌‌گرفت به همین آسمان پناه می‌‌آورد. همین آسمانی که رویش را ندیده بود گرم‌ترین پناهش بود و چه دلپذیر و امن بود این سقف باز آسمان. شاید هم دیده بود؛ اما از آن چیزی در خاطرش نبود. امیدوارم رمان تبسم مهتاب خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن اگر شما نویسنده رمان تبسم مهتاب هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید ! منبع تایپ رمان : dlroman.ir

جعبه دانلود سایت

0
قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر