خلق هترین سال زندگی

برترین رمان های امروز شما میتوانید برترین رمان های جهان را در روز جاری منتشر شده اند مشاهده کنید

رمان چهار تفنگدار ۲ از سارا اعتماد

رمان چهار تفنگدار ۲ از سارا اعتماد

دانلود رمان هورزاد ملکه ی آتش - فاطمه تاجیکی

هورزاد ملکه ی آتش فاطمه تاجیکی

دانلود رمان شبیه یک مرداب - ساحل زندی

رمان شبیه یک مرداب ساحل زندی

آموزش داستان نویسی قسمت پنجم آموزش داستان نویسی قسمت پنجم سلام، وقتتون بخیر همراهان همیشگی رمانسرا امروز میخوام درباره این موضوع صحبت کنم که وقتی طرحی می نویسیم و میخوایم اونو به داستان تبدیل کنیم از کجا متوجه شیم که طرحمون طرح به درد بخوریه و میشه اونو به داستان و یا اثر خوب تبدیل کرد. تکنیک اول برای پیدا کردن اینکه طرح، طرح خوبیه اینه که ببینید وعده ی خاصی در ایده وجود داره بعضی ایده ها طرح ها انتظارات خاصی رو به وجود میارن چیزهایی که باید اتفاق بیفته تا در صورت تبدیل ایده به داستان کامل در واقع موجبات رضایت خواننده رو فراهم کنه. این وعده ها میتونن شما رو به بهترین گزینه درباره بسط و گسترش ایده و طرح اولیه داستان، هدایت کنن. یک تکنیک بهتر برای دیدن امکانات طرح و ایده اولیه اینه که در داستان بپرسید (چی میشه اگه). پرسش چی میشه اگه به دوجا ختم میشه. ایده ی داستان شما و ذهن خودتون. به کمک این پرسش میتونید اون چه رو که در دنیای داستان مجازه یا نیست تعریف کنید. بعلاوه کمک میکنه درون ذهن خودتون در حالیکه این چشم انداز خیالی بازی میکنه کاووش کنید. هرچه بیشتر بپرسید (چی میشه اگه)، به شکل کامل تری میتونید در این چشم انداز مستقر بشید، جزئیات اون رو شرح و بسط بدین و اون رو برای مخاطب جذاب کنید. هدف اینه که ذهنتون رو آزاد بذارید، خودتون رو سانسور و یا قضاوت نکنید، هیچ ایده ای رو احمقانه ندونید؛ ایده هایی که شاید از نگاه شما احمقانه به نظر بیان معمولا منجر به موفقیت های بزرگ هنری میشن. برای اینکه اینهایی رو که عرض کردم بهتر متوجه بشید اشاره می کنم به بعضی از داستان هایی که قبلا نوشته شدن و مرور می کنیم ببینیم نویسنده های این آثار موقع نوشتن ایده و طرح اولیه به چه چیزهایی فکر کردن. جان تروبی در آناتومی داستان به چند نمونه از این آثار اشاره میکنه؛ توصیه میشه : آموزش نویسندگی قسمت چهارم از قضا این داستان ها به فیلم هم تبدیل شدن. مثلا: در قتل در قطار سریع السیر شرق که براساس رمانی با همین نام به نوشته ی آگاتا کریستی ساخته شده، ایده و طرح اولیه درباره کشته شدن مردی در کوپه قطاره که کوپه ش درست کنار کوپه ایه که هرکول پوآرو همون کاراگاه نابغه در اون خوابیده. این یعنی ایده ی یک داستان جنایی بکر و هوشمندانه ولی چی میشه اگه بخوایم ایده ی عدالت رو به فرای دستگیری معمولی یک قاتل ببرید؟ چی میشه اگه بخواید نهایت عدالت شاعرانه رو نشون بدید؟ چی میشه اگه مقتول مستحق مرگ باشه و هیئت منصفه ای طبیعی متشکل از دوازده مرد و زن قاضی باشن و هم مامور اعدام. در رمان گتسبی بزرگ که معروف ترین رمان اسکات فیتزجرالده و چند فیلم هم بر اساس اون ساخته شده چالش فیتزجرالد اینه که *ف*س*ا*د رویای امریکایی و تقلیل اون رو به رقابت بر سر شهرت و ثروت نشون بده. مشکلات او هم به همین اندازه بزرگن باید نیرو محرکه ی روایی خلق کنه در حالیکه قهرمان در واقع دستیار کس دیگریه و کاری میکنه که مخاطب جذب آدمای سطحی بشن و یه داستان عشقی کوچک رو به طریقی تبدیل به استعاره ای برای آمریکا میکنه؛ بنابراین در نظر داشته باشید که طرح کلی داستان شما که در یک جمله بیان شده، شاکله ی اصلی داستان شماست. و نکته ی آخر اینکه اصل طراحی چیزیست که داستان رو به عنوان یک کلِ واحد سازمان میده. منطق درونی داستانِ چیزی که باعث میشه قطعات به شکلی ارگانیک به یک دیگه پیوند بخورند به نحوی که داستان به چیزی بزرگ تر از مجموع قطعات خودش تبدیل بشه. چیزی که داستان رو اصیل و دست اول میکنه. تا آموزش مبحث دیگری درباره داستان نویسی خدا نگهدار. قسمت های قبلی آموزش داستان نویسی

آموزش داستان نویسیقسمت 5

دانلود رمان از بام تا آسمان - مریم موسیوند

رمان از بام تا آسمان مریم موسیوند

دانلود رمان تمنا وجودم - مهرنوش

رمان تمنا وجودممهرنوش

دانلود رمان دروغ شیرین - : saghar و sparrow

رمان دروغ شیریناز saghar و sparrow

دانلود رمان زندگی خصوصی - منا معیری

رمان زندگی خصوصی منا معیری

دانلود رمان غرور و تعصب - جین استین

معرفی رمان غرور و تعصبجین استین

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

دانلود رمان جدید و بسیار زیبای ای کاش یک زن نبودم از نیاز حسینی
دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم از نیاز حسینی

رمان ای کاش یک زن نبودم

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

خب ژانر رمان ای کاش یک زن نبودمچیه ؟

انتقام…احساسی…جنایی…

خب رمان ای کاش یک زن نبودمچند صفحه داره ؟

۴۰۷

خلاصه رمان ای کاش یک زن نبودم


رمان راجب دختریه که توی ۱۰ سالگی اتفاق بدی براش افتاده و توی ۱۸ سالگی معتاد میشه……ولی چه اتفاقی باعث میشه همه ی این کارارو بذاره کنار؟؟؟☺️شاید یه عشق نوپا…

چند صفحه ای اول رمان : ای کاش یک زن نبودم با هم بخونیم

ای کاش یک زن نبودم باسمه تعالی -اون خوبه صنم؟؟ نگاه کردم به سمتی که اشاره میکرد گفتم: -نه به درد نمیخوره پاهای خوش تراششو کوبوند زمین و گفت: اوووووف خسته شدم خب هر چیو نشونت میدم میگی نه با بی خیالی گفتم: خب خوب نیستن -تو سلیقت افتضاحه اخمی کردم و گفتم: ربطی به سلیقه نداره طرف باید به برنامه ما بخوره -حاال میشه یکیو سریع انتخاب کنی پام درد گرفت تو این کفشا غریدم: اه چه غری زدی ساکت شو دقیقه پری دی گه حرفی از دهنش خارج نشدددد سددعی میکردم خیلی معمولی راه برم سددیاوش میگفت همینروری معمولی کلی عشددوه میای چه برسدده ب این که بخوای دلبری هم بکنی لبخندی یه ل*ب*م اومد دلم براش تنگ شددده بود نگاهم به شیشه رفلکس کنارم افتاد چی ساخته بودم از خودم اشکی

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

تو چ شمم حلقه زد باد سرد زم ستونی موهامو به صورتم میزد و چ شمه ی اشکمو فعال تر میکرد سریع خودم و جمع و جور کردم و چشمامو چند بار باز و بسدته کردم تا از دسدت این مرواریدای لعنتی راحت بشدم با دربه ی ارنج پری برگشتم سمتش : -هاا؟؟ -اون و ببین برگ شتم سمتی که میگفت یه مرد تقریبا ساله با سری که تقریبا کچل بود و بی مو چشددمای ریزی داشددت و پوسددتش برنزه بود به ماشددینش نگاهی انداختم و پوزخندی زدم اومد جلوی پامون ترمز کرد و گفت: -در خدمت باشیم رو گرفتم ازش صدای پریو شنیدم: -مزاحم نمیشیم ⃣ پسره گفت: -اختیار دارید خانما بیاید باال پری مثل همی شه رفت جلو ن ش ست و منم ن ش ستم عقب پ سره نچ سب از داخل ایینه نگاهی بهم کرد و رو به پری گفت: -چقدر دوستت اخموئه –

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

هاان؟؟ندا؟نه یکمی سرش درد میکنه با چندش ترین حالت ممکن گفت: ای کاش یک زن نبودم ۷ -اخیییی اشکال نداره خوب میکنم سرشو پوزخندی زدم و به فکر سیاوش افتادم اگر اینرا بود حالیت میکرد مرتیکه یه صدایی درونم گفت: -اول به تو حالی میکرد که این گ*ه و نخوری بعد حال اون و جا میاورد افکارمو پس زدم و سعی کردم فقط به پایان امشب فکر کنم پسره گفت: -اسمم سامانه سالمه مهندس عمران و شما بانوی زیبا پری گفت: -من سارام سالمه ندا هم هم سنه منه درسم نمیخونه کار میکنه -چه کاری؟ -عکاسه چ ند سدددا عت ب عد تو خونش بودیم ن گاهی به اطراف کردم و رو م بل نشستم یه خونه ویالیی که قشنگ مشخص بود یه زن اینرا زندگی میکنه یا میکرده طبق نقشددده من پودر خواب اور ریخ ته شدددده بود تو جام مشروبش مشغول چرت و پرت گفتن بود که چشماش بسته شد نالید: -من چمه؟؟ نگاه اخرشو به من دوخت و سرش افتاد رو مبل لیوان تو دستم و گذاشتم سر جاش و گفتم: – بلند شو ببریمش باال

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

سنگینه ها -یه کاریش میکنیم اسانسور ندارن ؟؟ پری در جوابم خندید و گفت: -یه لحظه یادم رفت کی صنم پوسخندی زدم و گفتم: -کیم؟؟ -یه دختر ناز و پولدار ذهنم رفت سمت عمارت اخمی کردم و گفتم: -حرف ا افی نزن بدو به هر بدبختی بود بردیمش باال روی تخت گذاشددتیمش جفتمون از نفس افتاده بودیم و استخون دردم داشت شروع میشد لعنت بهت صدای اس ام اس گوشیش بلند شد: -من نیم ساعت دیگه میام خونه عشددقم سددیوش کرده بود رو تخت صدداف خوابوندیمش و لباسدداشددو در اوردیم تخت و هم نا مرتب کردیم مثل همیشدده چند تا ل*ب*ا*ش زیر زنونه که همراهم بود انداختم دور اتاق شروع کردیم به گشتن کمدا پشت تابلویی که روبروی تختش بود میلیون پول ن قد پ یدا کردم و پری هم تا سرویس طال انداختم تو کیفم پری گفت: -زود باش صنم االن میرسه از داخل کیفم رژ قرمزی در اوردم و روی ایینه داخل اتاق نوشتم: ای کاش یک زن نبودم

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

۹ -بهترین شب زندگیم بود عشقم مثل همیشه بوووس سددریعا نگاهی به اطراف انداختم و دوییدیم بیرون با سددرعت هرچه تمام تر رفتیم سر خیابون یه تاک سی گرفتیم و د برو که رفتیم پری خودش و ولو کرد رو صندلی و گفت: -دمت گرم دستمو اوردم باال اونم همین کارو کرد و زدیم قدش بعد از چند دقیقه گفتم: -میری خونه؟؟ -اره اخر شب محسن میثمو میاره با تعرب پرسیدم: مگه این هفته پیش اون نمیموند ؟ ⃣ -گیر داده میخوام برم پیش مامانم -خیله خب خودم میرسونمت -نه دیگه من با همین تاکسیه میرم توام زود برو سیاوش گیر نده درد استخونام امونم و بریده بود جلوی ماشینم پیاده شدم و پوالی تو کیفم و که از خونه اون یارو برداشته بودم دادم بهش گفت: -خودت چی پس؟ -طالها هس برو مراقب خودت باش -باشه توام مراقب باش دستس براش تکون دادم و رفتم سوار ماشینم شدم کالت گیس بلندمو از رو سرم کندم و سیگاری اتیش زدم همزمان گیریمای صورتمو هم پاک کردم و

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

لنز ابیمو از چشمام برداشتم دلم واسه چشمای مشکیم لک زده بود سریع شددلوارمو در اوردم و با شددلوار ورزشددی تنگی عو کردم پالتوی کوتاهمو کندم و پالتوی م شکی بلندی تنم کردم لبا سارو ریختم تو ساک و با سرعت ماشین و به حرکت در اوردم نیم ساعت بعد دم خونه بودم چند تا بوق زدم سرایدار خونه اقا محمود در و باز کرد سددری به نشددونه سددالم تکون دادم و رفتم داخل ماشددین و پارک کردم سدداک ل*ب*ا*شددو زیر صددندلی پنهان کردم و عطرمو از تو کیفم در اوردم زدم تا بوی سدیگار بره بدجور حالم خراب بود اب بینی راه افتاده بود و بدنم درد میکرد به طرف عمارت رفتم سددیاوش عاددبانی راه میرفت نگاهش که به من افتاد دندوناشو رو هم فشار داد و گفت: -کرا بودی تا این موقع ؟؟ باز شروع شد جواب پس دادن من باید اروم رفتار میکردم و نمیتونستم درد بدنم داشت امونمو میبرید اب دهنمو قورت دادم و بینیمو کشیدم باال ⃣ لب باز کردم و گفتم: -سالم عابانیتش بیشتر شد با حرص جواب داد: -علیک سالم کرا بودی -با پری بودم ۱۱ ای کاش یک زن نبودم غرید: -تا این موقع؟ بی حوصله جواب دادم: -مگه ساعت چنده سیاوش؟؟داد نزن مامان بیدار میشه

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

-مامان خونه نیست زهرخندی زدم و گفتم: -مثل همیشه از کنارش گذشددتم و چهره لبو مانندش و بیخیال شدددم رفتم سددمت پله ها صدای قدما شو پ شت سرم می شنیدم با صدای تقریبا کنترل شده اس گفت: -با تو بودم صنم برگشتم سمتش و لپشو ب*و*سیدم : -داداشی اذیت نکن دیگه خستم عابانیتش بیشتر شد رگای گردنش داشت بیرون میزد که تامیم به فرار گرفتم بدو بدو پله های عمارت و طی کردم و رفتم باال در اتاق و قفل کردم و شالمو کندم پرت کردم رو زمین سراغ کمد اتاقم رفتم و در ک شویی سفید شو ک شیدم کنار ن ش ستم رو زمین و سدداک های روی زمین و زدم کنار ناخون بلندمو انداختم بین درز کوچیکی که کف کمد بود و کشددیدمش باال بسددته مورد نظرمو به همراه کارت عابری که

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

کنارش بود برداشتم و خودم به میز گوشه اتاقم رسوندم مواد و پخشش کردم و خودم و پرت کردم رو تخت درد بدنم و ابریزش بینیم کم کم داشددت از بین میرفت و نمیتون ستم حال خو شم و نادید بگیرم مثل ت شنه ای بودم که بعد از یک ماه به اب رسیده چشمامو رو هم گذاشتم و تمام افکار بد کم کم از ذهنم پاک شد نفهمیدم کی خوابم برد ⃣ نم یدونم سدددا عت چ ند بود ولی م یدونسددتم که نیم سدددا عت بیشددتر نخوابیدم گوشیمو از داخل جیب شلوارم در اوردمو جواب دادم: -بله؟؟ پری بود نفس نفس میزد گفتم: -پری چیشده؟؟ نالید: -صنم صنم -چیشده پری؟؟؟؟ با بغض گفت: -میثم با صدای بلند گفتم: ۱۳ ای کاش یک زن نبودم -اون دهنتو باز کن بگو چیشده زد زیر گریه و گفت: -صنم زود بیا تروخدا زود بیا از رو تخت بلند شدددم و شدالمو که زو زمین بود برداشدتم قفل درو باز کردم و دویدم بیرون با صددای باز شددن در اتاقم سدیاوشدم از اتاقش اومد بیرون و گفت: -باز کرا؟؟ وایسادم و گفتم: -بچه ی پری نگاهش نگران شد : -میثم چیشده؟؟؟ نمیدونمی گفتم و رفتم سمت پله ها صداش و شنیدم -صبر کن منم بیام رفتم تو حیاط و ماشین و روشن کردم سیاوش رسید و سوار شد با سرعت دنده عقب گرفتم و رفتم بیرون به سیاوش گفتم: -کمربندتو ببند و با سرعت هر چه بیشتر روندم به سمت خونه پری مسیر به اون طوالنیو در عر نیم ساعت گذروندم سیاوشم هی میگفت:

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

 -صنم اروم -داره بارون میاد چپ میکنه -صنم کری؟؟؟؟ اخرم اعاابش خورد شد و بااخم گفت: -پیاده شو من بشینم منم که تو عالم خودم بودم اصال به حرفاش اهمیت نمیدادم ⃣ خیلی سریع جلوی خونه پارک کردم و بدون بستن در ماشین رفتم داخل زنگ زدم پری با چشمای پف کرده نالید: -صنم زدمش کنار و رفتم داخل میثم و رو مبل دیدم قرمز شده بود و مشخص بود تب داره حضددور سددیاوش و کنارم حس کردم اومد کنار مبل زانو زد و بدن نیمه جون میثم و تو ب*غ*لش گرفت رفت سددمت در رفتم داخل اتاق پری یه پتو تمیز برداشددتم و او مدم بیرون هل هلکی مانتویی تنش کردم و رفتیم بیرون خواستم پشت فرمون بشینم که سیاوش غرید: – الزم نکرده برو کنار خودش پشدت فرمون نشدسدت و سدریع راه افتاد پری اروم اروم گریه میکرد میثم هم بین خواب و بیداری ناله میکرد زود تر از اونچه که فکر میکردم رسددیدیم سددیاوش پیاده شددد و میثم و تو ب*غ*لش گرفت با قدمای محکم و سریع رفت داخل بیمارستان پرستار و

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

ای کاش یک زن نبودم صددا زد و سدریع تختی اوردن میثم و گذاشدتن روش و ما پشدت در اورژانس موندیم سیاوش مشغول پر کردن فرمی بود که پرستار بهش داده بود سرمو تو دستام گرفتم و کمی ماساژ دادم میگرنم اوت کرده بود و حالت تهوع داشتم حضدور سدیاوش و کنارم از بوی عطر تلخش تشدخیص دادم ناخواگاه نفس عمیقی کشیدم و نگاهش کردم : -صنم رنگ به روت نمونده بشین من برم یه چیزی بگیرم بخوری -نمیخوام واسه پری بگیر بدون حرف بلند شد رفت رفتم کنار پریسا و سرشو گرفتم تو اغوشم ⃣ بعد از چند دقیقه دکتری مقابلمون ایستاد پری از جاش پرید و گفت: -چیشد دکتر؟بچم سالمه؟ دکتر با چهره ناراحتی گفت: -روی بدنش اثار کتک خوردگی با کمربند دیده میشده شدوک عادبی بهش وارد شده و تب کرده نمیدونین کار کی بوده؟؟ پری اشکاشو پاک کرد و گفت: -کای بابای بی همه چیزشه از پریسدا فاصدله گرفتم و گوشدیمو دراوردم زنگ زدم به محسدن همون موقع سیاوشم برگشت و منتظر بااخم غلیظ خیره شد بهم بعد از چند بوق متوالی با صدای خواب الود جواب داد: -بله؟؟

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

-محسن پاشو بیا بیمارستان صداش جدی شد و گفت: -چیشده؟؟پری چیزیش شده؟؟ پری چیزیش شده بود به تو زنگ نمیزدم میثم حالش بده اومدمی گفت و قطع کرد سیاوش اب میوه ای داد دستم و گفت: -چیشده؟؟ -زدش اخماش رفت تو هم و گفت: – بی شرف اسم خودش و میذاره پدر کمی از ای میوم خوردم و ان گار جون تازه ای گرفتم رفتم سدد مت پری که داشدت با دکتر صدحبت میکرد وقتی رسدیدم دکتر رفت و پری با غم نگاهم کرد اب میورو دادم دستش و گفتم: -زنگ زدم بیاد با خشم گفت: -بیچارش میکنم میثمو ازش میگیرم صنم -خیله خب حاال چیزیه که شده حرص نخور بعد از کمی انتظار مح سن با دختر عملی ر سید بهم ریخته بود و دختره مثل کنه چسبیده بود بهش پری رفت ستمش و مشتی به سینش زد: – میک شمت مح سن بیچارت میکنم د ست رو پ سر من بلند میکنی؟؟؟؟؟به خاک سیاه میشونمت ۱۷ ای کاش یک زن نبودم ⃣ محسددن با سددر افکندگی نگاهی به پری کرد و هیچی نگفت اما دختر کنار دستش توپید به پری: -هی چته زنیکه با شوهر من درست حرف بزن بچه بی ادبتو جمع کن که کتک نخوره پری با بهت به دختره نگاه میکرد اعاددابم خورد شددد قدمی

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

به سددمتش برداشتم و انگشت اشارمو گرفتم جلوی صورتش: -هم خواب شدددن با یه مرد بی عر دده دلیل بر این نمیشدده که شددوهرت باشددده دهنتو اب بکش زنیکه هرجایی بعد اسددم پری و میثم و به دهنت بیار فضولی هم نکن تو کاری که بهت مربوط نیست حاالم هریییییی انقدر با عابانیت و صدای بلند گفتم مه ترسید و یه قدم رفت عقب پرستاری اومد و بهم هشدار داد محسنم با اخم به زمین زل زده بود سیاوشم پشت سر من ایستاده بود و پری با پیروزی به دختره ولگرد نگاه میکرد بعد از یک ربع محسددن و اون دختره رفتن و محسددنم که انقدر سددره حزانت میثم خودش و کشدته بود ر دایت داد پسدرش پیش مادرش بمونه بعد از یه شب سخت همه به خونه هامون رفتیم تب میثم پایین اومده بود و گویا همه چیز به حالت عادی برگشته بود قرار بود امشب مامان با عمو صابر از مسافرت برگردن کال همیشه به خاطر کار عمو تو سدفر بودن و مامانم باهاش میرفت عمو صدابر نا پدری من بود و سدد یاوش برادر ناتنیم هم خون نبودیم ولی از بچگی ک نار هم بزرگ

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

 شدیم ولی نمیدونم چرا احساس میکردم سیاوش عو شده بی اعااب شده بود گیر میداد و بدتر از همه به چشمای گود افتادم شک کرده بود کاری از دسددتم بر نمیومد هیچی من سددال بود به این کوفتی معتاد شددده بودم و هیچی جلودارش نبود زندگی سددختی داشددتم پدرم و به خاطر نم یارم همچنین برادر تنیمو فقط گاهی او قات یه خواب گ نگ م ید یدم مادرم میگ فت پدرت قا چاقچی بوده و واسددده همین ازش جدا شدم میگفت اون داداشت صمیم و برده و من ترو نمیدونم چروری دلش واسده پسدرش تنگ نمیشدد پوزخندی به فکر مسدخرم زدم مادرم حتی دلش واسه منم تنگ نمیشد چه برسه به پسرش که فقط یه سال باهاش زندگی کرده بود وقتی به خونه عمو صدابر اومدیم من سدالم بود و سدیاوش سدال عمو صابر یه پسر دیگم به اسم کیاوش داشت که بعد از فوت مادرش رفته بود کانادا و سالی یه بار میومد هفته میموند میرفت ازش خو شم نمیومد پ سر عقده ای و نچسبی بود و برعکس سیاوش عاشق سیاوش بودم یادمه شبا که تنها بودیم تو خونه به این بزرگی من از ترس هیوالی زیر تخت به اتاقش پناه میبردم و خودم و تو تختش جا میکردم سیاوش همه چیز من بود ⃣ از پله های خونه رفتم پایین و رو به زینت خانم گفتم: -زینت خانم شددب مهمان داریم یه خورده به دخترا بگین خونرو جمع کنن کیارشم هستش اتاقشو اماده کنین ۱۹

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

ای کاش یک زن نبودم زینت خانم چشدمی گفت و رفت منم سدرکی دور خونه کشدیدم سدیاوش نبود حو صلم ح سابی سر رفته بود گو شیمو از تو جیب شلوارم دراوردمو زنگ زدم یه پری: -جان؟؟ -خوبی؟میثم خوبه؟ -خوبیم ببخشید ترو هم اذیت کردم -میبخشم پاشو با میثم بیاین اینرا -نه یخورده ناخوشه -واسه همین میگم اهی کشید و گفت: -باشه قطع کردم و رفتم تو اتاقم درو قفل کردم و بسته هرویئنمو دراوردم و از حمام اومدم بیرون موهای مشددکی بلندمو که پایینش بلند بود باز ریختم دورم تا خ شک ب شه پیراهن سفید رنگ کوتاهی هم پام کردم حالم خیلی خوش بود خیلی بدو بدو از پله ها رفتم پایین و رفتم تو باغ واسدده خودم چرخ میزدمو میر*ق*صددیدم چقدر این ماده به من ارامش میداد اگر نبود نمیدونستم با خاطرات عحق وجق زندگیم باید چروری سر میکردم صدای در باغ اومد برگشدتم و دیدم میثم کلشدو کرده داخل لبخندی زدم و دوییدم ستمش مهم نبود سرده مهم نبود چیزی پام نبود مهم نبود موهام خیسه االن

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

 هیچی واسددم مهم نبود ب*غ*لش کردم و افتادم به جون گلوش حسدداس بود خیلس زیاد غش کرده بود از خنده و پری هم با لبخند غمگینی نگاهش میکرد بعد از کلی خندیدن و شددلنگ تخته انداختن رفتیم داخل میثم و گذاشتم رو اپن و گفتم: -عشق خاله شکالت میخواد ؟ با ذوق دستاشو بهم کوبید وگفت : -عاشقتم خاله لبخندی زدم و رفتم از داخل یخچال نوتال اوردم دادم دسددتش اونم مشددغول شد نشستم رو مبل کنار پری و گفتم: – چه خبر؟ -خبرارو این سرخوش بودن تو باید بگه – نگفتم بیای نایحت کنی – وا سه خودت میگم صنم سالته در ست این ترم تموم می شه و می شی یه نقاش ماهر کی میخوای دست برداری مگه چی کم داری؟؟ انقدر سرخوش بودم که به حرفاش اهمیتی ندادم بلند شدم اهنگ شادی پلی کردم و مشدغول ر*ق*ص شددم میثمم بهم ا دافه شدد کم کم لیال و زینت خانمم اوردم وسط قهقهه میزدم و میر*ق*صیدم چه غمی االن تو دنیا مهم بود؟؟ هیچی ⃣ ای کاش یک زن نبودم

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

تو حال خودم بودم که دستم به شدت کشیده شد و یه طرف صورتم سوخت و رو زمین پرت شدم همه ایستاده بودن و به شخص مقابلم نگاه میکردن کی بود که جرات کرده بود دست رو من بلند کنه میثم گریش گرفته بود و من دلم نمیخواست نگاهم به مرد روبروم بیوفته با صدای دادش به خودم لرزیدم: -قطع کن اون صدای نکرشوووووووو لیال سریع پرید و اهنگ و قطع کرد مرد سنگدل و البته بی رحمم جلو اومد و بازوم و گرفت و بلند کرد زیر لب گفت: -یه بالیی سرت بیارم صنم بعدم نمیدونم به کی گفت: -بشین میام هیچکس جرات نداشدت جلوشدو بگیره و من مات و مبهوت حتی نگاهیم بهش ننداختم در اتاقمو باز کرد و پرتم کرد رو زمین غرید: -این لته چیه کشیدی به تنت؟؟؟؟؟هااا؟؟؟؟؟؟؟ از روی زمین بلند شددم و موهامو زدم پشدت گوشدم گفته بودم سدیاوش این روز ها خیلی بد عنق شددده بود یا نگفته بودم؟؟؟گفته بودم دیگه از اون مرد مهربون خبری نیس؟؟گفته بودم فقط وحشی گریاشو به رخم میکشید بخدا قسددم که نگفته بودم سددیاوش من این مدلی نبود از گل نازکتر هم بهم ن م ی گ فت اشدددک تو چشددد مام ح ل قه زد از ا ین بد ب خت تر نمیشدم میشدم؟؟اگر تنها حامی بچه گیام هم بخواد این رفتار و باهام داشته باشده به امید کی زنده باشدم؟؟خیلی بهم بر خورده بود خیلی دلم شدکسدته

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

 بود فقط واسده این که دوسدتش من و تو این لباس دید این بل*ب*شدورو راه انداخته بود حقم نبود خدا بود ؟؟ نعرش گوشم و کر کرد: -الل شدددی صددنم؟؟؟اون شدداهین کثافت کل بدنتو دید ناز و عشددوه هاتو دید خنده هاتو دید جواب منو بده این کوفتی چیه؟؟ نالیدم: -برو بیرون -چی؟؟ نمیدونم این صدای بلند و از کرا اورده بودم داد زدم: -گمشو بیرون از اتاق من دستی به ته ریشش کشید انگشت اشارشو گرفت جلومو گفت: -کارم باهات تموم نشده صنم حق بیرون اومدن از اتاقتو نداری ⃣ رو زمین نشددسددته بودم و خیره به روبروم نگاه میکردم اشددکام دونه دونه میچکید و من مبهوت این رفتار بودم مگه داداشم نبود؟؟نالیدم: -مگه همه کسم نبودی؟؟؟؟مگه امید زندگیم نبودی؟؟ هیچکس حالم و نمیفهمید دختری که از سالگیش بدبختی ک شید و دم نزد حاال واسه اولین بار بعد از سال شکسته بود ای کاش یک زن نبودم ۲۳ اشدد کامو پاک کردم و بل ند شددددم

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

رفتم جلوی ایی نه ن گاهی به ل باسددم کردم صحنه های گذشته برام زنده شد جیغ میزدم و فرار میکردم دنبالم بود ولی یه دختر سدداله مگه چقدر توان داره ب عد از اون ه مه کتکی که خورده بودم االن با ید م ثل یه مرده رو زمین باشدم ولی ترس ترس از مردی که خنده های مسدتانش کاب*و*س شدب هام بود مانع میشد موهای بلندم از پشت کشیده شد جیغ زدم جیغ زدم و هر چی دم دسددتم بود و شددکوندم زار زدم و لباسددمو تو تنم پاره کردم بی حواس دسددتامو محکم به بدن بی جونم میکشددیدم صددداش تو گوشم پیچید: – تو تا اخرش مال منی این و یادت باشه خودم و به در و دیوار میکوبیدم و موهامو میک شیدم نه برو گم شو از ذهنم بیرون تو واقعی نیستی جیغ زدم: -گمشوووووووووووو هق هقم کم شد تازه تونستم صدای گریه ی پری فریادای سیاوش واسه باز کردن در و بشنوم با بی حالی به در خیره شدم سیاوش داد میزد به دستام خیره شدم تو دستم پر مو بود ن گاهمو دور ا تاق چرخو ندم ه مه چیز شددکسدد ته بود پا هام خون میومد چیکار کرده بودم ؟؟ خودم و تا در کشوندم و قفل و باز کردم دیگه چیزی نفهمیدم

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

 ⃣ صداهای مبهمی تو گو شم بود ولی نمیتون ستم چ شمامو باز کنم صدای سیاوش: -دلیل این شوک عابی چی بوده؟؟ یه مرد غریبه: -میتونه یه خاطره بد از گذشته باشه میتونه ترس از شخص باشه شما که به من نمیگین چه اتفاقی افتاده سیاوش پوفی کشید: -کی بهوش میاد؟؟ -شاید همین االنم بهوش باشه ولی نتونه چشماشو باز کنه بستگی به خودش داره ولی بهتره کسی که باعث این شوک شده کنارش نباشه با تمام توانم فقط تونستم زمزمه کنم: -سیاوش شدنید و صددای قدماشدو کنار خودم حس کردم دسدتمو تو دسدتش گرفت و گفت: -خوبی صنم -نمیتونم چشمامو باز کنم صدای همون مرد غریبه: -به علت شددوکی که بهتون وارد شددده سددیسددتم عاددبی چشددماتون از کار افتاده بعد یه مدت خوب میشه من یه سری دارو براتون مینویسم ای کاش یک زن نبودم ۲۵ مارف کنید نگران هم نباشید خیلی طول بکشه یه هفته اس سیاوش تشکری کرد و دکتر خداحافظی کرد رفت کنارم نشسته بود حس میکردم دلم نمیخواست اینرا باشه اما اگر میرفت و تنهام میذاشت چیکار میکردم دستمو تو دستش گرفت و گفت: -گرسنه نیستی؟؟

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

دستم و بیرون کشیدم و گفتم: -نه به پری بگو بیاد خودتم برو بیرون نفسشو فوت کرد و گفت:: -پری نیسددت اینرام خونه منه دلم نمیخواسددت بابا و مامانت با این حال ببیننت پوزخندی زدم: -چیه؟نمیخوای دست گلی که به اب دادیو نشون بدی؟؟ -االن موقعیت مناسبی واسه حرف زدن نیست صدامو بردم باال: – جدی؟؟ به خاطر تو یه هف ته نمیتونم ببینم ب عد میگی موقع یت خوبی نیست؟؟؟تا کی باید اخالق گندتو تحمل کنم؟؟؟ صدای نفسای عابیشو میشنیدم اومد نزدیک تر و غرید: -تا اخر عمرت باید حضور نحس من و تو زندگیت تحمل کنی صنم بعدم بلند شد رفت و من نمیدون ستم باید خو شحال با شم از این اح ساس مالک یت یا نارا حت باشددم واسددده حس ترس پیش او مدن دو باره همچین اتفاقی ولی نمیدونستم که این تازه اوله راهه و قراره چه اتفاقایی واسم بیوفته

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

نمیدونم ساعت چند بود فقط میدون ستم که شبه سیاوش سینی غذایی برام اورده بود و رو میز گذاشددد ته بود رف ته بود دلم گر فت از این ه مه سردیش غرورم نمیذاشت باهاش حرف بزنم و دلیلشو بپرسم ولی هرچی که بود این حق من نبود گوشددیمو به سددختی از روی تخت پیدا کردم ویبره میرفت و نمیدون ستم کی پ شت خطه فر ی یه خط روی گو شی ک شیدم و گرفتم کنار گوشم: -بله؟؟ -صنم؟؟خوبی عزیزم؟؟ -شمایین مامان ؟؟مرسی شما چطورین؟

دانلود رمان ای کاش یک زن نبودم

از امیدوارم رمان ای کاش یک زن نبودمخوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

دانلود نسخه رمان PDF ای کاش یک زن نبودم به صورت کاملDownload PDF Version

دانلود نسخه رمان ePub ای کاش یک زن نبودم برای آیفون و آندروید و …Download EPUB Version

دانلود نسخه آندروید رمان ای کاش یک زن نبودم با فرمت ApkDownload APK Version

دانلود نسخه جاوا رمان ای کاش یک زن نبودم با فرمت JarDownload Java Version

اینم رمان ای کاش یک زن نبودم از نویسنده محبوب نیاز حسینی براتون تدارک دیده بودیم

منبع تایپ رمان : www.roman4u.ir

ادرس کانال  دی ال  رمان  رو  یادتون نره اینجا کلیک کنید  😀 

اگه رمان درخواستی دارین میتونید تو  سوپر گروه ما  عضو  بشید به همین راحتی !

اگه  شما نویسنده  رمان  ای کاش یک زن نبودم  هستین و  دوست ندارین  رمانتون  اینجا  باشه  از بالا  با تماس با ما  در ارتباط باشید

به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

جعبه دانلود سایت

قابل توجه مديران وبسايت هاي ايراني : تمامي مطالب دانلود رمان به صورت اختصاصي ترجمه و منتشر مي شوند و کپي برداري از آن ها شرعا حرام مي باشد و مورد رضايت ما نخواهد بود.

اطلاعات مطلب

0
برچسب ها :

مطالب مرتبط

کاربران عزیز میتوانند از مطالب دیگر سایت دیدن فرمایند

دیدگاه کاربران سایت

ارسال دیدگاه کاربر

بخش فیلم