دانلود رمان جدید

سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که دی ال رمان رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)
خانه / رمان / رمان های دانلودی / اول تو بگو / دانلود رمان اول تو بگو

دانلود رمان اول تو بگو

 

دانلود رمان اول تو بگو

دانلود رمان اول تو بگو – دل افروز

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان اول تو بگو

خب ژانر رمان اول تو بگو چیه ؟
عاشقانه

خب رمان اول تو بگو چند صفحه داره ؟

۲۸۰

خلاصه رمان اول تو بگو

دختر و پسر طی یک آشنایی اتفاقی در دانشگاه با هم آشنا و سریعا نامزد میشن.هر چند در ابتدا نامزدی سوری به نظر می یاد اما بعدها رنگ علاقه می گیره.اما مشکل از ناسازگاری شروع میشه….هر دو در ابراز علاقه تعلل می کنن و مشکلات زیادی بوجود می یاره.مشکل اصلی شب عروسی خواهر پسر بوجود می یاد و …..

چند صفحه ای اول رمان : اول تو بگو با هم بخونیم

با لبخند مهربونی اومد جلومو گونمو بوسید و گفت:برو مامانم به سالمت.
داشتم میرفتم که دوباره مامان صدام کرد و گفت:کجا آرتینم وایسا مامان واست اسفند دود کنم
آتوسا با لحن با مزه ای گفت:مامان من میدونم این فقط می خواد بره حال دخترای اونجارو بد کنه بیاد آخه کرجیا
نمیدونن یه همچین پسری تو باال شهر تهران زندگی می کنه بده خب واسه داداشم.
دهنمو کج کردم بهشو گفتم:خیار شور !!حرف نزنی نمیگن خدای نکرده الل تشریف دارین.
مامان دیگه عصبانی شدو گفت:بسه دیگه بی ادبی حق ندارین به هم توهین کنین تو هم برو دیگه وایسادی اینجا
کل کل میکنی.

دانلود رمان اول تو بگو
یه خداحافظ گفتم و راه افتادم .خوب رسیدم! بد نبود محیطش ولی خوب عیب از من بود ده دقیقه بیشتر نمیشد یه
جا وایسم دیگه همه داشتن نگام میکردن و در گوشی باهم حرف میزدنو آمار میدادن.دیگه به این کار دخترا عادت
کرده بودم .ساعت اول تموم شدو یه دوستم به اسم محمد پیدا کردم خیلی با حال و شوخ بود . همش سر به سر من
میذاشت :
-خوب حاال بگو ببینم چشمات چه رنگی هست حاال
خندیدم-نمی دونم گیر دادیا.خواهرم می گه تیله ایه
-خب تیله ای چه رنگی هست اونوقت
– گیرسه پیچ دادیا
-حاال همتون خوشگلین یا فقط تو قصر در رفتی
با خنده گفتم:نه بابا قربون خدا برم واسه ما پنج نفر سنگ تموم گذاشته
-با مزه گفت:آره واال همچین.وقت کردی یه کم از خودت تعریف کن خجالت نکشی یه موقع
-خب تو از م پرسیدی منم گفتم.باشه دیگه هیچی نمی گم.

 

دانلود رمان اول تو بگو

 

خودشم بچه خوش چهره ای بود ولی بهم میگفت بابا تو اومدی کاسه کوزه مارو ریختی بهما چی کار داری اینجا پاشو
برو مطبت.با چرت و پرتاش حالمو جا می آورد.یه سه هفته ای گذشت از دانشگاهم.هم مطب می رفتم و هم
دانشگاه.یه روز موقع برگشتن توی حیاط دانشگاه دیدم یه گوله آدم جمع شدن یه جا .کنجکاو شدم رفتم جلو یه
دختر نشسته بود لب جدول و دماغش خون می یومد پرسیدم چی شده یکی از دخترا در حال خوردن من گفت یه
پسره مزاحمش شد اینم جوابشو داد پسره هم هولش داد خورد زمین یعنی زدش.وا همه وایساده بودن نگاه میکردن
دختره خواست پاشه که سرش گیج رفت افتاد دریغ از یه کمک حرصم گرفت چند نفری رو زدم کنارو و بهش نزدیک
شدم
رو به همه گفتم :مرسی از نوعدوستی و کمکتون فیلم تموم شد بفرمایید .
خم شدم و به دختره گفتم اگه اجازه بدین من کمکتون کنم .

امیدوارم رمان اول تو بگو خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان اول تو بگو هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان : romankade.com

 

به این پست امتیاز دهید.
Rate this post


برای داشتن رمان های جدید در کانال ما عضو شوید فقط با یک کلیک


نوروز پیروز
نوروز پیروز